و تو چه دانی!
نفس کشیدن در
راهها و چمنهای پر گل علامه
چه هوشی از سر انسان میبرد...
دلم میخواهد عنان از کف داده
چشمها را بر هست و نیست ببندم
و درمیان عِطر گلهای بهشتی
و درختان و زمین سرسبز
و باد صبای بهاریاش
در چشم بر هم زدنی
جان به جان آفرین تسلیم کنم!🌻
✍🏻 #آفتابگردون
امروز به طرز عجیبی دلم میخواد از دانشگاه بگم. از ساختموناش، از طبیعتش، از امکاناتش که اغلب بلااستفاده موند، از آدماش، همورودیام، دوستای خوبی که پیدا کردم، از استاداش، که ۹۰ درصدشون خوب بودن. دانا، فهیم، کار بلد، تجربه مند.
حتی از کارمنداش! تو ساختمون مرکزی، حراست، معاونت دانشجویی، سلف، دانشکده خودمون و...
یجوری دلم میخواد از زیر و بم دانشگاه بگم که انگار از الان دارم دلتنگی میکنم و عزا گرفتم تا تموم شه...
اگه مطمئن بودم یه آرزو کنم برآورده میشه
دلم میخواست ترم ۸ هیچوقت تموم نشه
بهترین ترم دانشگاهمه
با بهترین اساتید ممکن
و بهترین انتخاب واحد ممکن
و بهترین خاطرات ممکن
و بهترین من ممکن
ولی چه کنیم که کار زندگی همینه
(برای همه چیز پایانی هست)
و ناراحت کنندست که قدم به قدم
به پایانش نزدیکتر میشم...
🎓 #دال_عین_طا