دقیقا ۱۸ ساعته بیدارم
و ۴,۵ ساعته چیز خاصی نخوردم
علائم جانبی: سردرد، چشمدرد
کمی تا قسمتی دلدرد و...
اسرائیل کوچکترین تهدیدی
برا من حساب نمیشه...
بزرگترین دشمن من، خودمم!
آفتابگردونم 🇮🇷
🔴 آهنگ «بوم بوم تل آویو» در کمتر از ۲۴ ساعت بازدید میلیونی در یوتیوب داشته! ~ آهنگ پارتی گرفتنمو پ
اصلاح میکنم
۵۷۷ میلیون بازدید در یوتیوب در کمتر از ۲۴ ساعت...
چه رکوردایی زدیم با این موشک بارونمون اسماعیل!
یه نفر اینجا به زندگی بازگشته...
بالاخره شب عین آدم خوابیده
و برنامه ریزی رو دوباره علم کرده
چرا دروغ بگم
تو خوابم صدا پدافندا رو میشنیدم
اما جون بلند شدن نداشتم
و تو دلم گفتم: اگه جدی باشه
منم بیدار میکنن. فعلا بذار بخوابم😴
اول تیرماه پرقدرتی رو شروع کردم
بالاخره بعد یه هفته بهم ریختگی برنامه
باید به این اسرائیل نشون داد کت تن کیه!
#زندگی_جاریست
هدایت شده از علیرضا زادبر
🔴انصارالله:«منتظر درخواست ایران برای مداخله در جنگ نخواهیم ماند/در مرحله نخست، نیروهای آمریکایی را در دریای سرخ هدف خواهیم گرفت»
https://eitaa.com/Politicalhistory
یه داداشی میخوام عین یمن
بامرام
باغیرت
باشعور
فهیم
وقتی میدونه یه کاری درسته
حرف نمیزنه، عمل میکنه
به اجازه کسی هم کاری نداره
این مصداق بارز عزت نفسه🕶
پریشب داشتم دلداریش میدادم
از حرفای دل شکنندهی یکی از عزیزاش ناراحت شده بود و دلگیر.
فکر میکردم دردشو میفهمم، درک میکنم، میتونم حداقل غم سنگینی کرده رو دلشو تجسم کنم
اما حقیقتا نمیدونستم فاصله تجسم یک حس با وجدان کردن اون حس انقدر زیاده، تا الان...
امشب که شاید سر سوزنی سر یه چیزی ذوق داشتم اما یکی از عزیزام با حرفای تلخش، ذوقمو کور کرد...
اشتهام رفت
خوابم رفت
شیرینی اون ذوق
تلختر از زهر شد
قلبم درد گرفت
عقلم درگیر شد
و بارها روند اتفاقات رو مرور کردم
تا ببینم آیا واقعا مستحق اون حرفا بودم؟
اگر هم بودم، آیا واقعا به اون حجم از رک و پوست کنده بودن باید گفته میشد؟ نمیشد ملایمتر گفته بشه؟
هنوزم فکرم درگیره
اما باید به هر زوری هست بخوابم
وگرنه برنامه و زندگی فردام تحت الشعاع قرار میگیره...
🌑 #نیمه_تاریک
کانال هم باید به روال سابقش برگرده
ولی اصلا فکر نمیکردم اولین هشتگی که از سر گرفته میشه، نیمه تاریک باشه...
خانواده...
همیشه نزدیکترین
اما دورترین آدمهای
زندگی منو تشکیل داده.
#جمع_اضداد
آدمایی که تعداد خاطرات مشترکم باهاشون به تعداد انگشتای یه دست هم نمیرسه و تو روزای خوب بچگیم گم شده، اما همیشه دلم برای اون روزا هم پر میکشه... با اینکه نه همبازیشون بودم نه همدغدغه و نه همفکرشون. شاید اینم یکی از سوغاتیای تهتغاری بودنه...
آدمایی که یه عمره برام آشنان اما غریبن. آدمایی که بخوایم هم نمیتونیم تو مهمترین تصمیمات زندگی هم، همراه هم باشیم اما تمام وجودمون این همراهی رو میطلبه، چون اسم (خانواده) رومونه...
ولش کن اصلا
منو ول کنی تا خود صبح نق و نوقهای ته تغاری میزنم. بعد دونه دونتون میاید پیوی برای قانع کردن من میگید اینا هیچ ربطی به ته تغاری بودن نداره... مام همین دردا رو داریم!
حکایت، همون پیام آخر نیمه تاریکمه.
تجسم یه درد با وجدان کردنش، زمین تا آسمون فرق میکنه و ته تغاری بودن، تک بچه بودن یا چند فرزنده بودن، چیزی نیست که تجربه کردنش دست خودمون باشه. برا همین چه خوب چه بد، تا آخر عمر همو نخواهیم فهمید...💔
حسن ختام امشب.
چون باید به خودم یادآوری کنم هر دردی، قدمی برای قویتر شدنه...
•|تپهی بادخیز|• #دیالوگ