کانال هم باید به روال سابقش برگرده
ولی اصلا فکر نمیکردم اولین هشتگی که از سر گرفته میشه، نیمه تاریک باشه...
خانواده...
همیشه نزدیکترین
اما دورترین آدمهای
زندگی منو تشکیل داده.
#جمع_اضداد
آدمایی که تعداد خاطرات مشترکم باهاشون به تعداد انگشتای یه دست هم نمیرسه و تو روزای خوب بچگیم گم شده، اما همیشه دلم برای اون روزا هم پر میکشه... با اینکه نه همبازیشون بودم نه همدغدغه و نه همفکرشون. شاید اینم یکی از سوغاتیای تهتغاری بودنه...
آدمایی که یه عمره برام آشنان اما غریبن. آدمایی که بخوایم هم نمیتونیم تو مهمترین تصمیمات زندگی هم، همراه هم باشیم اما تمام وجودمون این همراهی رو میطلبه، چون اسم (خانواده) رومونه...
ولش کن اصلا
منو ول کنی تا خود صبح نق و نوقهای ته تغاری میزنم. بعد دونه دونتون میاید پیوی برای قانع کردن من میگید اینا هیچ ربطی به ته تغاری بودن نداره... مام همین دردا رو داریم!
حکایت، همون پیام آخر نیمه تاریکمه.
تجسم یه درد با وجدان کردنش، زمین تا آسمون فرق میکنه و ته تغاری بودن، تک بچه بودن یا چند فرزنده بودن، چیزی نیست که تجربه کردنش دست خودمون باشه. برا همین چه خوب چه بد، تا آخر عمر همو نخواهیم فهمید...💔
حسن ختام امشب.
چون باید به خودم یادآوری کنم هر دردی، قدمی برای قویتر شدنه...
•|تپهی بادخیز|• #دیالوگ
تو زندگی تا میتونی به خودت سخت بگیر
ولی وقتی زندگی داره بهت سخت میگیره
با خودت مهربون باش🌱
#قَالَ 🌻
همین الان یه جای تهران و زدن
که نمیدونم کجاست
ولی زمین زیر پام لرزید و از پنجره دودش مشخص بود...
انقدر دودش بزرگ و سفید و بلنده...