خبر آمد جان من در راه است
آن عزیز دل من در دو جهان
در راه است...
✍🏻 #آفتابگردون
آروم آروم دورم داره
پر میشه از دخترایی که
میسازن دنیاشونو تک نفره!
و یه صدایی تو گوشم اکو میشه که:
آدمهای هم فرکانس، یکدیگر را پیدا میکنند!
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از امام حسین(ع) خیلی تشکر کنید.
ما مدیون امام حسین(ع) هستیم.
امسال بنا نبود در تهران عزای حسینی برپا شود.
امام حسین(ع) ضمانت کرد...
#قَالَ علامه سید احمد مستنبط
آقای امام حسین(ع)!
از شما ممنونم که امسال هم اجازه دادید برایتان نوکری کنیم. روضه خانگی گرفتن برای جنابتان همیشه پر مانع و پر زحمت بوده -البته منظورم نفس هیئت نیست، که آن خود زندگیست و زحمتی ندارد. بلکه منظورم مانعهای خارجی است که جنود شیاطین به هر بهانه علم میکنند- اما دلمان به بودنتان گرم است که رفعکننده هر مانع و راحتکننده هر زحمتی هستید.
آقای امام حسین(ع)!
امسال با یک حساب سر انگشتی فهمیدم بیش از ۱۵ سال است زیر بیرق شما در سنگر خانهمان هستم... سنگری که برای کنش اجتماعی یک بانو، مستحکمترین و اثرگذارترین است. همان گونه که بانوان خاندان شما به ما یاد دادند که درب خانه باید همیشه برای جمعها و اسلامآموزیها باز بماند.
آقای امام حسین (ع)!
من کربلا را تاکنون به چشم سر ندیدهام. اما از همین روضه خانگی کوچک و محقرمان، کم حکایات کربلایی ندیدم...
از شما با تمام وجودم برای این سالهای نوکری سپاسگزارم. تشکر میکنم بابت تمام الطافتان به من و خانوادهام؛ با وجود اینکه متوجه خیلیهایشان نیستیم...
آقای امام حسین(ع)!
من آدم ادبی نوشتن نیستم اما اساعه ادب بود اگر این حرفها را با زبان محاوره خدمتتان عرض میکردم. شما آقاتر و سرورتر از این حرفها هستید. همیشه برای من جایگاه والایی داشته و دارید. آن عمود بلند قامت که کل دین اسلام طی تاریخ به آن تکیه زده و تکیهگاه بودنش زبانزد خاص و عام است.
با اینکه شاید با ائمه دیگر (مانند بابا رضا!) راحتی بیشتر داشته باشم اما دلم قرص است که سایهی الطاف بینهایت جنابتان بر سرم مستدام خواهد بود. دلم قرص است هر محرم، فرصت خادمی این تبار محترم را، با تمام کاستیهایم، دارم.
آقای امام حسین(ع)!
افتخار خادمی را از من نگیرید! چرا که من، دنیا هم به آخر برسد، به هیچ وجه اجازه نخواهم داد این افتخار از من گرفته شود...
✍🏻 #آفتابگردون
منم برای دوستام درد و دل میکردم. میگفتم دلم میخواد خودم برم هیئت، یه دل سیر گریه کنم. اما الان با خوندن پیامت، به دلم افتاد (خادم مگه راحتی داره؟ خادم اسمش روشه. نوکره! باید بدو بدو کنه تا صاحب مجلس راحت باشه، راحت عزاداریشو کنه!)
اگه قراره امید اینکه پس بدو بدوهای من، حضرت زینب(س) و ۱۴ معصوم راحت و بیدغدغه یه گوشه بشینن عزاداری کنن رو داشته باشم، حاضرم تمام مجالس هیئت عمرم رو ببخشم. با یه دل سیر هیچوقت نشینم گریه کنم اما صاحب عزا از خادمیم راضی باشه.
🎙 #تریبون_آزاد