بچهها جونم
این عکس، یه حقیقت محض تاریخیه.
از باب پشتیبانی پرچمهای موجود تو عکس از مستبدان موجود تو عکس نمیگما...
از نظر تاریخی دقیقا انگلیس پدر آمریکاس
آمریکا هم پدر اسرائیل
و جالب اینه که از نظر شخصیتی هم شبیهن
اسرائیل همونقدر خل وضع و دیوونست
آمریکا همونقدر جیب خالی و پز عالیه
و انگلیس... انگلیس که زور میزنه استاندارداشو قالب مردمش کنه اما شاهنشاهی فرمالیته داره و مردمش خیلی اهمیتی به دیدگاه شاهشون نمیدن دیگه. حتی آدمم حسابش نمیکنن😂
#فیلم_شناسی
مستند دوران (انقلاب آمریکا)
حالا البته بماند که تو مستند ظهور یه حدیث از پیامبر(ص) میگفت که تو آخر الزمان، جنود شیاطین اول حکومت انگلیس رو دست میگیرن و به کل دنیا حکومت میکنن، بعد آمریکا، بعد اسرائیل (که الان تو اواخر دوران اسرائیلیم) تا بعدش امام زمان (عج) ظهور کنن.
یعنی میخوام بگم این رابطه پدر-فرزندیشون اینجام گفته شده
(انسانهای امن) بزرگترین نعمات هستن.
من تا امروز درکش نکرده بودم.
فرقی نمیکنه خانم باشه یا آقا.
فرقی نمیکنه با (آدم امن) دو ماهه آشنا شدی یا ده سال... وقتی پیششی قلبت فریاد میزنه: من کنار این قلب راحتم. میتونم راحت خودمو بروز بدم. نگران نباشم چه فکری درباره من میکنه، چون اون هیچوقت درباره من اشتباه فکر نمیکنه. منو به بهترین و دقیقترین حالت خودم میشناسه...
آدمی که کنارش، احساساتت به اوج میرسه. ده برابر ذوق میکنی، ده برابر گریت میگیره. چون خیالت راحته با ذوق تو پرواز میکنه و برای گریت، شونه محکمی داره.
(آدم امن) بودن خیلی سخته اما (آدم امن) پیدا کردن، خیلی سختتره...
شاید بهتر باشه از این زاویه نگاه کنیم:
ما آدمهای امن زندگیمون رو پیدا نمیکنیم. بلکه اونها هستن که به لطف خدا ما رو پیدا میکنن. تو لحظهای که واقعا لازمشون داریم، مرهم دلمون میشن و دل به دلمون میدن. پناهمون، تکیهگاهمون میشن.
اگه آدم امنی تو زندگیتون پیدا کردین، به این راحتیا ولش نکنید...
و مهمتر از اون، اگر آدم امن زندگی کسی شدین، هرگز هرگز وسط راه ولش نکنید...
✍🏻 #آفتابگردون
صحبت کردن از دردام رو دوست ندارم
مخصوصا جلو آدمای جدید
خیلی وقتا شده که حرف زدم، بعدش
احساس مزخرفی بهم دست داده
انگار تک تک سلولام داد میزنن:
خاک بر سرت! جلو اون دهنتو بگیر!
مخصوصا که احساساتی میشم
یهو فواره اشکم فوران میکنه...
اون لحظه از خودم متنفرم
تا مدتها از خودم متنفر میشم
که چرا انقدر ضعیفی زهرا؟
چرا راحت وا میدی؟
پس کی و چجوری جلو خودتو میگیری؟
کی میخوای خودتو جمع کنی بالاخره؟
اما امروز فرق داشت
با تمام دفعات قبل فرق داشت
از لحظهای که بیهوا حرفام راه پیدا کرد
تا همین الان فرق داشت...
اصلا حس تنفر از خودم نداشتم
انگار که دقیقا باید اون حرفا رو میزدم!
همون لحظه! همون جا! با همون اشکا!
حتی به زور هم نتونستم به خودم
عذاب وجدان بدم که «انقدر حرف نزن!»
هنوز برام عجیبه
چطور میشه یه آدم انقدر قشنگ
تا اعماق وجودت و دردات، نفوذ کنه؟
#نیمه_تاریک 🌑
موقعیت ۲:
طبق اصلاحیه باید میرفتم دهکده ولی پیامک بهم نرسیده و اومدم اقتصاد. وسط شهر. برای اولین بار در سه سال گذشته، نیروی مازاد شدم🗿
بهم احساس ناامنی میده
انگار که نقابم شکسته...
دیگه نمیتونم خستگی و
دردامو تو خودم پنهون کنم
وحشتناکه...
باید دوری کنم
از همهی آدما دوری کنم
برم تو غار تنهایی خودم
یه نقاب قویتر و محکمتر بسازم🎭
و با اعتماد به نفس برگردم
انگار که هیچی نشده
نه خانی اومده و نه خانی رفته
کاش میشد...
کاش مجبور نبودم انقدر تو اجتماع باشم
اما بزرگسالی گاهی بهت
فرصت قایم شدن نمیده!
کاش حداقل فرصت بازسازی بده...
#نیمه_تاریک 🌑
آفتابگردونم 🇮🇷
موقعیت: دانشکده اقتصاد 🎓 #دال_عین_طا
امروز یه داوطلب حوزه امتحانش
دانشکده اقتصاد بوده،
اشتباهی رفته بوده دهکده
سوار ماشین پلیس کردنش
جنگی اسکورتش کردن اقتصاد🚨🚓
تا قبل شروع کنکور رسید
فارغ از نتیجه، این خاطرهانگیزترین
کنکور و ماشین پلیس سواری عمرش میشه😀
#یاد_باد نوبت دوم کنکور، تیر ۱۴۰۴