به دیدارم که میآیی
تضاد مبهمی دارم
لبم از ذوق میخندد
ز چشمم خون دل جاریست...
#قَالَ میثم بشیری
#جمع_اضداد
طبقه بالاییا چشونه؟
ما طبقه بالاییمون بچه کوچیک نداره
دوتا نره غول داره
اما انقدر پا کوبیدن و سر و صدا دارن که صد رحمت به بچه کوچیک. اونم تو این وانفسا که هر صدایی میاد آدم گوشش تیز میشه ببینه چیه😕
هدایت شده از حریر عادلی؛ سفر | عکاسی | تجربه
تکمیلی از دوستان:
صدای پکیج که هی روشن خاموش میشه = انفجار از دور
صدای در خونه خودمون و همسایهها = انفجار نزدیک
صدای بچه بالایی که میدوه = پدافند
صدای موتوری که توی کوچه ویراژ میده = صدای پهپاد ..
@hariradeli
لبخند بزن!
درست زمانی که حریف از پیروزی خودش مطمئنه باید لبخند بزنی تا به صحت پیروزی خودش شک کنه.
#دیالوگ •|مدار صفر درجه|•
از یه موضوعی که هیچ جوره دست من نیست حرص میخورم← این حرص تبدیل به عصبانیت شدید از بانیان اون مسئله میشه (عموما خانواده)← این عصبانیت رو سر مامان بنده خدام خالی میکنم← بعضی وقتا بحث میشه بعضی وقتام میبینه زیادی توپم پره سکوت میکنه تا من خالی شم← بعد چند دقیقه، عذاب وجدان میگیرم که باهاش بحثم شد. اون بنده خدام خودش مریضه، چیکار میتونه بکنه مگه؟← با عذاب وجدان و نشخوار فکری شدید به زندگیم ادامه میدم.
و این چرخه ادامه دارد...
🌑 #نیمه_تاریک
هوا ابریه و بارونی
و نمیتونم تشخیص بدم صدایی که میاد
پدافنده
جنگندست
انفجاره
برخورده
یا رعد و برق!😐
#جنگ_نامه
هندزفری تو گوشمه
با هر صدایی که حس میکنم
عین برق گرفتهها یه گوشمو درمیارم
کلمو تیز میکنم دنبال منبع صدا
بابام هر بار میخنده میگه رعد و برقه
اما من باور نمیکنم.
الهام میاد ازش میپرسم
اونم میگه «والا نمیتونم تشخیص بدم»
این وضعیت انقدر تکرار میشه
تا بالاخره برق قدرتمند رو از پنجره میبینم
و دیگه باور میکنم.
خلاصه که اعتمادا از بین رفته😂😂
#جنگ_نامه