یبار سر ناهار، اتفاقی کنار دستیام حرف میزدن
از لحجشون فهمیدم اصفهانین
منم که ذوق دوست پیدا کردن از همه جا
وارد بحث شدم
وسط حرف بودیم، یکیشون پرسید:
از کجا اومدی؟
منم به شوخی گفتم «از تهران.
بچه تهرونم!😎»
همین گفتن همانا
و سفره تیکه انداختن و ناراحتی کردن و
درد و دل باز کردن همانا...
با لحجه اصفهونی بهم گفت:
عه! پَ اَ تِرون اومدی؟
شما ۴ درصدیا! مرفهای بیدرد!🤨
همه امکانات دنیا تو تهرانه باز همش مینالید! چیتون کمه هی فرار میکنید میرید خارج!
مترو دارید، اتوبوس دارید، قدم به قدم بیمارستان، سر هر کوچه بقالی، این همه امکانات، قدرم نمیدونید!!
ولش میکردم چارتا فحشم میداد😂
حالا من در عین اینکه اون دونه دونه نعمتهای تهران رو میشمرد، دونه دونه گیر و گورهای تهران میومد تو ذهنم.
مثلا فلانجا خرابه، فلانجا متروش دیر به دیر میاد، اختلاف طبقاتی بیداد میکنه، ترافیکش وحشتناکه، هوای آلودش قابل تنفس نیست و...😵💫
بهش گفتم: خوبه تو خودت اهل اصفهانی! اهل کلانشهر! و باز میگی تهران پر نعمته! شما که خودتونم مترو دارید، تقریبا هر چی تو تهران هست رو دارید.
قبول نمیکرد. میگفت هر چیم نعمت داشته باشیم، همه ساختمونای مهم کشور تو تهرانه. وزارتخونهها، سفارتا، همه چی. هر کار اداری داشته باشی تهش باید بری تهران. بیماری سخت داشته باشی پزشک خوب تو تهرانه
هر چی تغییر بخواد تو کشور ایجاد شه، اول تو تهران اتفاق میفته «مثلا اتوبوس و تاکسی برقی که الان تو تهران میچرخه»
بعد مثلا همین خوزستان، یه نمه بارون میزنه تا زانو میری تو آب!
دارید فکر میکنید خب؟
اینا چه ربطی به جنگ داره؟
بچه تهران بودنتو به رخ ما میکشی؟!
حوصله کنید الان میگم :)
میدونید
من تهرانی که تجربه جنگ دفاع مقدس رو تو تاریخ معاصرم داشتم، شاید صدی به نود فکرم نمیکردم اگه جنگ بشه، ۵۰ درصد بمبارون تو تهران باشه...
که اولین نفر ارکان نظام شهید شن
که اینهمه به تهران خسارت بخوره
فکر میکردم جنگ تو مرزاست
مثل الان که تو مرزهای آبیه
ولی هنوز در جریانه...
من تهرانی فکر نمیکردم یه روز ترس از دست دادن این همه امکاناتی که قبلش اصلا وجودشون به چشمم نمیومد و کمبودها چشمگیرتر بود رو داشته باشم...
فکر میکردم جنگ بشه به تهران نمیرسه
اگرم برسه من چیزی ازش نمیفهمم
تو ناز و نعمت خودم غرقم و چیزی حس نمیکنم...
من تهرانی، حساب یچیز رو تو محاسبات الهی نکرده بودم...
پاسخگویی!
من تهرانی بابت تمام نعماتی که برای هموطنام آرزوعه اما برای من خاطرست یه روز باید پاسخگو میبودم!
بعد این مکالمه، صدای سعید، رفیق فاب عباس بابایی تو مغزم پخش میشد که داد میزد «من این لباسو پوشیدم برای این روزا!»
منم با خودم فکر میکردم:
من اینهمه امکانات داشتم برای این روزا!
که ۵۰ درصد بمبارون تو سر من بخوره
اما هموطن روستایی من آب تو دلش تکون نخوره! دوست و رفیق من تو خارج از تهران دلش آرومتر باشه!
من این همه امکانات داشتم برای این روزا!
که هر شب پرشورتر از قبل میادین تهران رو پر کنم، حتی زیر بمبارون و صدای پدافند و حمله هوایی...
من اینهمه سال هر ۲۲ بهمن لذت رسیدن به برج آزادی رو بردم که حالا برم دورش، برای حفاظت از آزادی مردمم حلقه انسانی بزنم!
حتی اگه بعدش نزدیکترین تجربه عینی به انفجار بمب رو تو دل شب ببینم!
خطاب به خواهرام تو جای جای ایران
اگه باز جنگ شد
اگه باز خط مقدم جنگ، تهران بود
میدونم مثل این رفیق من
دلتون بال بال میزنه مفید باشید
میخواید بیاید تهران یه آوار بردارید
اما ناراحت نباشید. نگران نباشید
ما هستیم!
و خواهیم بود✊🏻
فقط برامون دعا کنید...
برای ثبات دلمون دعا کنید
برای پیروزی حق علیه باطل دعا کنید
برای آرامش دل کوچولوها دعا کنید
برای عمل نکردن بمبهای کثافطا دعا کنید
برای کوری چشماشون تو هدفگذاری دعا کنید
برای اجماع قلوب مومنین دعا کنید
برای نابودیشون دعا کنید
برای شادی مستمر تو دل مومنین دعا کنید
و مهمتر از همه
برای ظهور آقامون، صاحب العصر و الزمان
عجل الله تعالی فرجه الشریف دعا کنید🤲🏻
اگه بدونید دعا چه قدرتی داره...
اگه بدونید چندتا بمب انداخته شده رو سر مردم اما عمل نکرده...
به قول #دیالوگ آقا مهدی تو نیمشب:
یکی از خطرناکترین بمبای دنیا از یکی از پیشرفتهترین جنگندههای دنیا خورده دم در بیمارستان ولی عمل نکرده! از نظر نظامی end of life «پایان زندگی» یعنی این!!
این چطور ممکنه؟
میدونید تعداد بمبایی که فقط پلیس تو جنگ اخیر خنثی کرده چندتاست؟!
حدود دویست تا!
۲۰۰ تا بمب بیشتر میتونست بترکه
۲۰۰ جا بیشتر میتونست تخریب شه
۲۰۰ برابر بیشتر میتونستیم شهید بدیم
اما نشده...
تازه این فقط آمار پلیسه
سپاه و ارتش و... بماند!
اینا جز با مدد الهی شدنیه؟
جز با دعا شدنیه؟!
از اونور هر چی ما میزنیم ده برابر میخوره... یدونه هم عمل نکرده نداشتیم!