eitaa logo
آفتابگردونم 🇮🇷
73 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
401 ویدیو
2 فایل
در جستجوی پرتوی نور خورشید🌾🌻 نقدی، نظری، صحبتی اگر بود: @Za_Kht
مشاهده در ایتا
دانلود
سکانس بعد تو یه خیابون عریضی بودم جنگنده‌های دشمن کوچه به کوچه انگار که دنبال هدف خاصی باشن می‌گشتن یعنی چندین بار میرفتن و میومدن بعضی وقتا هم تیربار میزدن یا بمب مینداختن بعد انگار هدفشون من بودم (انگار که من چقدر مهمم!😂) یا شایدم براشون مهم نبود کیه فقط می‌خواستن کسی زنده نمونه! شروع کردن تیربارون کردن منم میدوییدم تو خیابون گریه می‌کردم، صلوات می‌فرستادم یه جا خیلی نزدیک بود تیر بخورم خسته شده بودم از دویدن با گریه داد زدم «خدایا! یا امام حسین! ماه محرمه... می‌بینی که پناهی ندارم. خودت پناهم باش. هر جا می‌رم دنبالمه. من دیگه کم آوردم..!😭» یهو عین این فیلما😂 باورتون نمیشه، البته باور خودمم نمیشه خداشاهده، از تو زمین! یه هلیکوپتر دراومد یعنی زمین لرزید، فروریخت، انگار یه دریچه باز شد، پره‌های هلیکوپتر اومد بیرون، و هلیکوپتره پرواز کرد. سیاهم بود! از این هلیکوپتر ارتشیا بود. شروع کرد تیربارون کردن جنگنده‌ها. و جنگنده ها نابود شدن. یَک نفس راحتی کشیدم. اما از شدت هیجان و استرسی که تو خواب کشیده بودم از خواب بیدار شدم و کل روز دارم بهش فکر می‌کنم...
پسر اون سکانس از تو زمین در اومدن هلیکوپتره از جلو چشمم نمیره... تو فکر کن تو آخر الزمان، زمین دهن وا می‌کنه لشکر دشمن امام زمان (عج) رو می‌بلعه. چقدر سورئاله🤯
واکنش مردم بعد از پیام آخر حضرت آقا:
یچیزی برام عجیبه شما که آیه رو ندیدید شاید حتی صداشم نشنیدین اما چطوریه که وقتی یه مدت ازش حرف نمی‌زنم، پیوی سراغشو ازم می‌گیرید؟ «زهرا از آیه خبر داری؟» «زهرا حال آیه خوبه؟» «زهرا، آیه...» این پیوند نامرئی چطور ممکنه؟ آیا بخاطر خود آیست؟ یا بخاطر نوعْ دوستی عمیق شماست؟ واقعا برام عجیبه و یه توضیح منطقی براش پیدا نمی‌کنم
رفقا من این روزا خیلی بیشتر از قبل سرم شلوغه وقت خودمم ندارم تو کانال هم می‌بینید به زور روزی یه پیام بذارم. بعضی روزا که کلا یادم می‌ره پیام بذارم. گرچه برای محرم از قبل فکر کرده بودم که چیا بذارم. فعالیت کنم. حرف بزنم. ولی نمی‌دونم چرا المان مهمی به نام «وقت» رو گم کردم... یکی دو سال پیش وضعیت برعکس بود. من وقتم آزاد بود، آیه سرکار می‌رفت. بعضی وقتا سه چهار روز یا بیشتر از یه هفته ممکن بود جوابمو نده. انقدر خسته می‌شد، زود می‌خوابید. اما الان سر خودم اومده. آیه زود به زود جواب می‌ده چون از بعد جنگ لبنان، از کار بی‌کار شد و من الان سرکار میرم. به شوخی به آیه می‌گم: خداوکیلی چجوری وقت می‌کردی جوابمو بعضی وقتا زود زود بدی؟ و اون بچه هم خیلی درک می‌کنه و اصلا ناراحت نمی‌شه اگر دیر جوابشو می‌دم. ولی خودم از اعماق قلبم ناراحت می‌شم. باید یه فکر حسابی برای وقتم بکنم...
Our stories and struggles are different, but we all deserve to bloom. درگیری‌ها و داستان‌های ما متفاوته، اما همه ما لیاقت شکفتن رو داریم.🌻 👩🏻‍💻
به دوستات سلام برسون و بهشون بگو ما خوبیم الحمدلله. فقط برای جنوب دعا کنید. تعداد زیادی خانواده شهید شدن که بیشترشون بچه‌ها و زن‌‌ها هستن. من چندتا ویدیو از حس و حال عاشورا برات می‌فرستم شاید بتونی دانلود کنی و برای دوستات بفرستی تا حس امید کنن که با وجود همه چیز، ما داریم این رو به لطف امام حسین (ع) تجربه می‌کنیم. ما مجلس عزای اباعبدالله(ع) داریم و می‌تونیم به هیئت‌ها بریم.
با غم یاد لبنان نیفتید. به لبنان امیدوار باشید و بهشون امید تزریق کنید. ببینید چطور با ذوق و شوق با کمترین امکانات در تدارک مراسمات آقامون هستن؟! اونا کم نمیارن. ما هم کم نمیاریم. ما ۱۴۰۰ ساله دست پرورده صاحب این ایامیم. براشون دعا کنید. با تمام وجود. دعا سلاح مومنه. الهی به حق همین شب حضرت علی اصغر (ع)، تمامی علی اصغرهای دنیا از شر حرمله‌های زمانه نجات پیدا کنن.