538.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برق رفت
لپتاپ همکارم سوخت.
منم طی یه ماموریت غیر ممکن
لپتاپ مدیرمونو باهاش عوض کردم.
شنبه بیاد قیافش دیدنیه😆
👩🏻💻 #کار_دراما
این روزا تنها چیزی که
کمکم میکنه ادامه بدم
کم نیارم
و با تمام خستگیم جلو برم
یادآوری اینه که:
این یه شرایط موقتیه!
دووم بیار زهرا
تموم میشه
نهایتا دو ماه دیگه
ولی تموم میشه
بالاخره این پادرهوایی هم تموم میشه
اما بعدش پادرهواییهای جدید میاد
سختتر یا آسونتر
فرقی نمیکنه
پادرهوایی برای من، خود جهنمه
اما دنیا همینه دیگه
پس دنیا تماما برای من خود جهنمه :)
آفتابگردونم 🇮🇷
این روزا تنها چیزی که کمکم میکنه ادامه بدم کم نیارم و با تمام خستگیم جلو برم یادآوری اینه که: این ی
امروز به آیه اینا رو گفتم.
گفتم: نمیدونم. شایدم خدا میخواد بهم یاد بده بیشتر بهش توکل کنم. انقدر همه چی رو برنامه نریزم. همه چی رو تحت کنترل نگیرم. بهش تکیه کنم. یاد بگیرم به نادانستههایی که خدا ازشون خبر داره، دلم قرص باشه.
سخته
برای من خیلی سخته
مثل راه رفتن تو شنه
یا شایدم باتلاق
یا شایدم دریا...
تو هیچوقت نمیدونی قدم بعدیتو که زمین میذاری، زیر پات سفته یا قراره فرو بری.
ممکنه فرو رفتنی باشه که راه برگشت نداره
که تعادلتو بهم بزنه
کل وجودتو غرق کنه
من راه رفتن تو این زمینا رو بلد نیستم
نه که آدم ریسک پذیری نباشم
اتفاقا به جاش، خوبشم هستم
دیوونهای میشم که دومی نداره
اما دیوونگیمم حساب شدست
من باید جایی پا بذارم که مطمئنم سفته
منو نمیندازه
فرو نمیبرتم
قابل اتکاست...
نه اینجوری در خلأ باشم
در بیوزنی مطلق
شایدم باید، فضانوردی یاد بگیرم!
راستی میدونستین
#آفتابگردون جزو اولین گلهاییه که به فضا فرستاده شده و حتی در گلخونههای فضایی کاشته شده و رشد کرده؟
یعنی منم به تاسی از آفتابگردون
زندگی تو فضا، تو خلأ، تو بیوزنی و تاریکی مطلق رو میتونم یاد بگیرم!؟
این گل و حقایق مربوط بهش
هیچوقت از متعجب کردن من
دست برنمیدارن :)🌻
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
ما باید در هر لحظه و در هر
حال به خودمان تلنگر بزنیم
که در حال مبارزه ایم...!
هیچوقت فکر نمیکردم همچین دیالوگی رو به زبون بیارم
منی که عاشق جمع و سفرای جمعیم
منی که عاشق پیدا کردن دوستای جدیدم
منی که از تنهایی و تنها موندن متنفر بودم...
و تو هر اردو و سفری، سریع با کناریم دوست میشدم.
اما امروز، خیلی راحت گفتم
حتی دیروز هم. برق که رفت، همکارم گفت بیا بریم پایین دور هم باشیم، نرفتم. حوصلشو نداشتم...
نمیدونم اسمش بزرگ شدنه
یا افسرده شدن
نمیدونم اسمش قوی شدنه
یا با تنهایی کنار اومدن
اما هر چی که هست
دقیقا یادمه که
من از وقتی خودمو شناختم
از تبدیل شدن به این آدم امروزی
میترسیدم، وحشت داشتم، متنفر بودم.
امیدوارم همیشگی نباشه
این گوشهگیری ناخوانده من
🌑 #نیمه_تاریک
از ترم قبل
تو گروه عمومی دانشگاه تهران عضو شدم
اصلا چک نمیکردما
امروز دیدم ۲۸۰ هزار پیام نخونده دارم😂 گفتم بذار ببینم چه خبره هی چت میکنن.
هیچی دیگه. وسط دعوا رسیدم. حالا اینا هی به پر و پای هم میپیچن و به هم توهین میکنن، من اون وسط استدلال میارم و فضا رو تلطیف میکنم. امیدوارم نفهمن دانشگاه تهرانی نیستم و قاچاقیم😂😂
اما راستشو بگم، به خودم امیدوارم شدم، به جامعه انقلابی یکم بیشتر.
ما قبلا جرئت اظهار نظر تو یه گروه ۶.۵ کایی رو نداشتیم. اصلا... اما الان ماشالا. همه یکصدا اومدن وسط. روششون هم یکم اشتباهه ها. سریع تو زمین طرف مقابل حل میشن و قائده بازی خودشون یادشون میره. سریع میفتن رو دور توهین. اما یاد میگیرن. عیب نداره. همینم جای شکرش باقیه.