eitaa logo
آفتابگردونم 🇮🇷
74 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
398 ویدیو
2 فایل
در جستجوی پرتوی نور خورشید🌾🌻 نقدی، نظری، صحبتی اگر بود: @Za_Kht
مشاهده در ایتا
دانلود
آفتابگردونم 🇮🇷
این جنگ ، جنگ اعتماد به خداست 🔻 @Seyyedoona
نه فقط در صحنه نبرد بلکه در تک تک لحظات زندگی Welcome to the end times! به آخرالزمان خوش آمدید!
کاش کارشناسیمو یه شهر دیگه درس می‌خوندم. اگه عقل الانمو اون موقع داشتم، تردید نمی‌کردم. خوش به حال کسایی که از شهر دیگه، از کارشناسی میان تهران درس می‌خونن و همینجا زندگیشونو می‌سازن. کاش خونواده منم مثلا گیلان بودن، من تنها میومدم تهران. اما اینطور نشد. پس شاید مجبور باشم مهاجرت معکوس کنم... نمی‌دونم. این روزا به هر کسی که به هر طریقی مهاجرت کرده و از خانواده دوره، حسودیم می‌شه.
یه دورانی به مهاجرت کرده ها خیلی فکر می‌کردم. سال اول دوم دانشگاه. اون موقعی که کله همه همکلاسیا باد داشت و برای مهاجرت اومده بودن دانشگاه. ۹۰ درصد دنبال مهاجرت بودن. بماند که هر چی گذشت، فهمیدن چقدر سخته و وسطای راه جا زدن. اون موقع خیلی فکر می‌کردم: چی میشه یه نفر از خانوادش بگذره؟ از کشورش، شهرش، محل زندگیش، خونش، اتاقش، بگذره؟ از دوستاش، فامیلاش، پدر و مادرش بگذره؟ از اون موقع، چند ساله به جواب این سوالا دارم فکر می‌کنم. شاید کم کم بتونم جوابشون رو پیدا کنم. شاید کم کم بتونم درک کنم...
مهاجرت... حتی واژشم عجیبه چه برسه عملش می‌دونستین خدا برای مهاجرا خیلی ارزش قائله؟ مهاجرا یبار مرگ رو درک کردن. مرگ یعنی گذشتن از همه چیز! مهاجرا یبار، خودخواسته، از همه چیز گذشتن. همه چیز رو گذاشتن و رفتن. اکثر بزرگان دین، مهاجر بودن. از جایی به جای دیگه هجرت کردن. بعضیا یبار، بعضیا تمام عمر... مثل آیت الله قاضی طباطبایی که سرگذشتش تو کتاب نخل و نارنج بود.
بعد از ایمان آوردن، حرف از هجرت کردن می‌شه الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اول ایمان میاری بعد از همه چی می‌گذری و هجرت می‌کنی حالا که هجرت کردی و چیزی جز ایمان به خدا دستت نیست، وقت جهادت میرسه. چون دیگه از هرگونه ریا به دوری. دیگه کسی رو نداری خوبیاتو ببینه. هیچکس جز خدا کنارت نیست. پس الانه که جهادت ارزش داره. اونم در راه کی؟ در راه خدا...
کاش این حرفا رو قبل انتخاب رشته کارشناسی می‌دونستم. کاش اون موقع می‌فهمیدم... کاش...
آدما هر چی بزرگتر می‌شن تمایلشون به حرف زدن درمورد گذشته بیشتر میشه. انگار از تغییر آینده ناامید میشن و تو گذشته دنبال مقصر می‌گردن. سربسته بگم: از این آدم‌ها کیلومترها فرار کنید :)
دو هفتست از جنگ و سیاست و هر گونه اخباری به دورم. نه وقت چک کردنشو دارم، نه ذهن آزادشو. فقط گاهی صدای پدافند یا جنگنده میاد گوشام تیز می‌شه. حس عجیبیه. انگار دارم تو یه حباب زندگی می‌کنم...
من نمی‌گم حالم بده من همه رو دل‌پیچه می‌گیرم همه حال بدیام رو با هم.
تموم می‌شه؟ آره تموم می‌شه! منم باهاش تموم می‌شم؟ قبلا قطعا می‌گفتم آره. اما الان قطعا می‌گم نه! من تموم نمی‌شم! بی‌هوش می‌شم. نابود می‌شم. متلاشی می‌شم. اما تموم؟ نه! و این، تنها بارقه مثبت وسط تاریک‌ترین صحنه‌های زندگی منه. تنها پرتوی روشن نور آفتاب! 🔆
هدایت شده از حامد زمانی | Hamed Zamany
تو سخت‌ترين دور زندگيم بودی. دورى كه سال طول كشيد. نشونه‌ها خودشون رو يكى يكى نشون داده بودن و به طرزى جادويى و باورنكردنى، درست تو همون روزى‌كه بايد، گوشيم زنگ خورد و دوستى پشت خط گفت: "ميايى...؟" جواب آسون‌ترين و سخت‌ترين جواب بود... و در جواب... جواب خيلى از سوالهاى جواب داده نشده همونجا پيش تو بود. زمينى مرموز و خاكى غريب... تلگرام | بله | ایتا | یوتیوب | اینستاگرام