eitaa logo
آفتابگردونم 🇮🇷
74 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
399 ویدیو
2 فایل
در جستجوی پرتوی نور خورشید🌾🌻 نقدی، نظری، صحبتی اگر بود: @Za_Kht
مشاهده در ایتا
دانلود
هفته پیش هفته پر شهیدی بود از شهید اکبری داریان بگیر تا بیت شعر وصف حال شهید سید علی حسینی خامنه‌ای اما این همه ماجرا نبود!
آفتابگردونم 🇮🇷
بعد این حرفا بابونه منو با شهید عجیبی آشنا کرد خانم دکتری که شهادت دنبالش گشت وسط تهران طبقه هشتم! (و تو چه میدانی راز عدد ۸ چیست؟) دختری از خطه اراک کسی که مهاجرت کرد به تهران در پی تحصیل علم و دانش و بعد اون، باز دعوت‌نامه‌های مهاجرت خارجی براش صف کشیده بود. و خب مثل هر آدم دیگه ای، به رفتن هم فکر می‌کرد! اما موندن رو انتخاب کرد. بهتره بگیم: موندن و ساختن رو انتخاب کرد!
تسلیم بودن دربرابر الله و امام شناسی شهیده رو میتوانید از این نوشته ها بفهمید ... 🕊🌹🇮🇷 🌷|کانال رسمی شهیده نخبه دکتر مهسا طاهری
معرفی می‌کنم: شهیده نخبه دکتر مهسا طاهری! چقدر مدال القاب داری خانوم؟❤️ تاریخ شهادت؟ ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ زندگی بعد از رهبر رو طاقت نیاورد رفت از طبقه هشتم پرواز کرد و رفت...
آفتابگردونم 🇮🇷
تسلیم بودن دربرابر الله و امام شناسی شهیده رو میتوانید از این نوشته ها بفهمید ... 🕊🌹🇮🇷 #شهیده_مهسا_
وارد کانال شدم، اولین پیامی که خوندم این بود اولین ها هرگز اتفاقی نیستن! این کانال رو برادرش اداره می‌کنه همیشه خواهرا برای برادر شهیدشون گریه و دلتنگی کردن و جیگر بقیه رو سوزوندن. اما اینجا شما یه کلیشه برعکس رو نه در سریال، بلکه در زندگی واقعی شاهد هستید. بانوان ما به درجه‌ای از عاشقی رسیده‌اند، که در رسیدن به معشوق، از مردانمان جلو می‌زنند.
هدایت شده از 🇮🇷🧡𝓕𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓱𝓢𝓪𝓭𝓪𝓽 🧡🇮🇷
همین الان با یه شهیده آشنا شدم مثل خودم آبانی تازه فقط با اختلاف 4 روز. :) و نخبه... لازمه بگم قند تو دلم آب شده یا....
آفتابگردونم 🇮🇷
همین الان با یه شهیده آشنا شدم مثل خودم آبانی تازه فقط با اختلاف 4 روز. :) و نخبه... لازمه بگم قند
536.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه نفر خطاب به من: تو خیلی آدم پیگیری هستی. تا ماه تولد و فیها خالدون مردمو درمیاری. واکنش صادقانه من: هنوز دوستامو ندیدی😏
تراپی؟ نه ممنون. استیکر کیبورد می‌چسبونم.
۸) رسیدیم به چهارشنبه روز تعطیلی که دوست نداشتم خونه باشم. یا بهتر بگم: از خونه موندن فراری بودم و دنبال راه چاره. دلم گردش و هم‌صحبتی می‌خواست. از طرفی دلم برای مشهد پارسال تنگ بود. یادم به همسفرم افتاد. همکار سابق اما دوست دریادل! چهارشنبه رفتیم باغ کتاب. پاتوق فعلی من، هر بار بخوام هوایی تازه کنم. سر راه از باغ موزه دفاع مقدس رد شدیم، خندید و گفت: وقتی با دوست انقلابیت میای بیرون چه توقعی داری؟ آخرش کارت یا به گلزار شهدا می‌رسه یا به موزه دفاع مقدس! خندیدم. بامزه بود. اینکه با وجود انقلاب درونی من، هنوزم از بیرون «انقلابی» به نظر می‌رسیدم جالب بود. رفتیم کنار دریاچه، زیر بید مجنون شایدم بید عروس! نشستیم رو صندلی از هر دری سخنی ساعت از دستمون در رفت وقتی با یه رفیق خوب هم‌صحبت می‌شی، تازه می‌فهمی خدا چرا صله رحم رو واجب کرد و گفت (دلیل لبخند خواهر دینی شدن، کلی ثواب داره.) آرامش این عکس رو دوست دارم کاش تا همیشه میشد توش زندگی کرد
سر هر تصمیمی بهم می‌گفت: «هر جا تو بگی بریم. هر چی تو بگی. تصمیم با تو.» و با هر بار گفتنش هم ذوقی می‌شدم هم می‌ترسیدم. تو بیرون رفتام زیاد پیش اومده انتخاب با من باشه و بقیه از انتخابم ناراضی. اما خب فاطمه همچین آدمی نبود به قول خودش، خیلی آدم ریسک‌پذیریه. یبار باید ازش بپرسم از این زندگی راضیه یا نه؟! البته علاوه بر ریسک‌پذیری، خیلیم انعطاف‌پذیره. و این ویژگی اخلاقی جذابیه به نظرم. منم ترکیب تجربیات قدیمی و جدید برداشتم. ~ با حضور افتخاری کلانا که حس Subway تو سریالای کره‌ای بهم میده امیدوارم زودتر گسترش پیدا کنه.
یه عکس نیمچه هنری قلبی در آسمان! کاشف: فاطمه عکاس: من البته الان که نگاه می‌کنم به نظرم یه پرنده هم هست که داره میاد قلبه رو برداره ببره. شما هم می‌بینیدش؟
۹) تو فروشگاه فرهنگی باغ کتاب، بهش گفتم «بیا یه یادگاری بخریم، از امروز برامون بمونه.» استقبال کرد. قرار شد یه چیز کاربردی باشه و هرکدوممون بخریم به اون یکی هدیه بدیم. ته فروشگاه رو درآوردیم و آخرش، آویز ماشین تصمیممون شد. کلی طرح داشت. از امام رضا (ع) تا امام حسین (ع) و حتی حضرت عباس (ع) خدا از سر تقصیراتمون بگذره، وایساده بودیم جلوی گنجه و دونه دونه پلاستیک آکبند طرح های مختلف رو باز می‌کردیم و می‌دیدیم، بعدم انگار هیچی نشده می‌پوشوندیم و می‌ذاشتیم اون پشتا کسی نفهمه!😰 ماموریت غیر ممکنی بود برای خودش یجا یه نوجوونه صدا کرد «خانم!» ما هم عین برق گرفته‌ها پریدیم.😂 ولی با ما نبود😂😂 ولی خدا خیرشون بده کسی کاریمون نداشت. خاطره بامزه‌ای شد. فاطمه باز می‌کرد، منم استتارش می‌کردم همکاری ۱۰۰ از ۱۰۰ چقدر حال میده شریک جرم پیدا کردن!😋 فقط زیادی درستکار بودیم. بعدش از متصدی فروش حلالیت گرفتیم.