eitaa logo
آفتابگردونم 🇮🇷
74 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
398 ویدیو
2 فایل
در جستجوی پرتوی نور خورشید🌾🌻 نقدی، نظری، صحبتی اگر بود: @Za_Kht
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی زیاد که بهش فکر می‌کنم می‌بینم امسال زندگیم کلا همین بوده راه رفتن روی یخ ترک خورده... یا به قول انگلیسیا: Driving the edge of a knife! Literally...!
آخه رواست من براش نمیرم الان؟😍😭 از دیروزه هی یادش میفتم ذوق می‌کنم ولی متاسفانه وقت نداشتم ذوقمو بروز بدم. کانال زده، انگلیسی توش ژورنال نویسی می‌کنه. با موضوع اتفاقات روزمره منم قراره توش بنویسم البته. یه مامن انگلیسی برای دوتاییمون. و یه فرصت هر چند کم و کوتاه، برای تمرین روزمره انگلیسی فکر کردن و با انگلیسی زندگی کردن.🤩 ~ تو یکی از کتاب درسیامون، رسیده بودیم به ژورنال‌نویسی. کتاب پیشنهاد داده بود برای پیشرفت زبان، ژورنال‌نویسی کنیم. اتفاقات روزمره یا سفرایی که رفتیم، با پیوست عکس، بنویسیم و بچسبونیم و طراحی کنیم. بابونه هم که عشق این کارا، گفت درست می‌کنم! گفتم هر کی نکنه! گفت بیا با هم بنویسیم. گفتم پایتم🫶🏻 این شد که «فردای عزیز» متولد شد. ژورنال دو نفره‌ای که نه فقط یادبود گذشته که درمورد امید به آیندست🌻🪐 👩🏻‍🏫
هدایت شده از دانشجـــو🎓
‌نجات‌دهنده‌ی واقعی کاره، نه آدم‌ها. ‌هر چیزی که توش دیسیپلین داشته باشی و هر روز، حتی وقتی حالشو نداری، خودتو مجبور کنی انجامش بدی. ‌کار کم‌کم جمعت می‌کنه، ذهنتو آروم می‌کنه ‌و بی‌هیاهو کمک می‌کنه دوام بیاری و توسعه پیدا کنی. -hamidreza 👉🏻 @Daneshjooyan
آفتابگردونم 🇮🇷
‌نجات‌دهنده‌ی واقعی کاره، نه آدم‌ها. ‌هر چیزی که توش دیسیپلین داشته باشی و هر روز، حتی وقتی حالشو ند
به عنوان کسی که همین دو ماه پیش یه فروپاشی روانی و زندگی واقعی رو درک کرده می‌گم: خیلی حق می‌گه دوستان. فراتر از حق... 👩🏻‍💻
آفتابگردونم 🇮🇷
مرحله اول با موفقیت انجام شد خدا رو شکر حالا مراحل بعدی مونده هر کدوم سخت‌تر از قبلی...
فکر می‌کردم مراحل بعدی رو بلدم فکر می‌کردم قابل پیش‌بینی‌ان فکر می‌کردم سخت‌ترین قسمت، همین اولین قدم بوده. مگه نمی‌گن قدم اول رو برداری انگار نصف مسیر رو رفتی؟ پس چرا ادامه مسیر هی انگار کش پیدا می‌کنه؟ اونم با پیچ و خم‌هایی که یهویی و بی‌مقدمه میان وسط... شایدم اون پیچ و خم‌ها همیشه اونجا بودن. فقط نمی‌خواستیم بهشون توجه کنیم. هر چی که هست هر چی که بشه یقینا کله خیر🌱 هر چه از دوست رسد نیکوست امیدوارم نویسنده و کارگردان زندگیم بعد از پیچش‌های داستانی نفس‌گیر یه پایان خوش هم در نظر گرفته باشه امیدوارم و به امید، زنده‌ام🌻
امروز روز آفم بود اما دیرتر از همیشه اومدم خونه این اواخر، روزای آف زیادی داشتم که واقعا آف نبودن بلکه به معنای بار ذهنی کشیدن و بدو بدو کردن‌های چند برابر بودن خسته شدم. اما با خستگی دارم ادامه می‌دم چراکه ما محکومیم به ادامه دادن! به امید روزی که این هیاهوی زندگی تموم شه، و من بتونم یه جایزه خوب هم به خودم، هم به رفقای عزیزی که تو این روزای سخت همرام بودن و هر جور از دستشون رسید، کمکم بودن، بدم🪻
هدایت شده از اخبار مقاومت اسلامی
🔴زاکانی: ایده بزرگی در ذهن‌مان هست که کل تهران را برقی کنیم/ به دنبال برق اتمی هستیم 🌐 پایگاه خبری مقاومت اسلامی @akh_moq_is
زاکانی خیلی بد کردی این دور رفتی کنار و مجبور شدم بین جلیلی و قالیباف انتخاب کنم... اگه دور بعدی انتخابات هم بری کنار، رای سفید میندازم. حالا ببین...
اگه قرار بود یه جراح بشه رئیس جمهور، زاکانی خیلی بهتر بود برای این مملکت که. تازه تو مذاکرات هم خودش رئیس تیم میشد می‌رفت تو مجامع بین المللی با تانکش از رو ترامپ و تیمش رد می‌شد میومد. دل همه هم خنک میشد! بعدشم عوض اینکه دو ساله نگران قطعی برق باشیم، کل ایران و برقی می‌کرد. همون‌طور که داره تهرانو برقی می‌کنه :) منتهی این بار از جاهای محروم شروع می‌کرد قطعا. همون‌طور که برای رفع اختلاف طبقاتی تهران، از ۱۰۰ تا پروژه عمرانی شهرداری، ۷۰ تاش تو مناطق کم برخوردارتره :)
آفتابگردونم 🇮🇷
فکر می‌کردم مراحل بعدی رو بلدم فکر می‌کردم قابل پیش‌بینی‌ان فکر می‌کردم سخت‌ترین قسمت، همین اولین قد
خیلی بهش فکر می‌کنم اگه زهرای پارسال بودم و همچین اتفاقاتی میفتاد که تو دو ماه گذشته رخ داده و انقدر بی‌برنامگی و اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی پیش میومد، من خم نمی‌شدم می‌شکستم...
اما الان منعطف‌ترم با تمام یه دندگیام منعطف‌ترم نشخوار فکریم کمتره کاسه چه کنم چه کنم دستم نمی‌گیرم می‌گیرما، ولی نه به شدت قبل نمی‌دونم ایمانم به خدا قوی‌تر شده یا یقین پیدا کردم که یقینا کله خیر ولی ته دلم روشنه. انگار یه شمع سمجی هست لجباز! می‌گه مهم نیست اوضاع چقدر تاریکه من می‌خوام ته قلب زهرا بسوزم این چاردیواری رو روشن نگه دارم! منم دلم به بودنش گرمه با اینکه سخته، امیدوار نگهم میداره
آفتابگردونم 🇮🇷
دیالوگ ماندگار سال ۱۴۰۵: به زمان‌بندی خدا اعتماد داشته باش!
امسال که تموم بشه، به این جمله عیناً خواهم رسید. تا الان هم هر اتفاقی افتاده، دیالوگ ماندگار امسال تو ذهنم خوش درخشیده.