هوا هوای غربته
شب جمعه آخر...
نمیدونم امسال محرم و صفر چه خبر بود
نمیدونم سِرِّ ماجرا کجا بود
که اومدن محرم حس آغوش پدری داشت
و رفتن صفر حس تموم شدن امنیت
انگار که مهاجرت کردی دیار غربت
دو ماه اومدی پیش خانواده
و مهلتت تموم شده
باز باید بری
برگردی و غربتتو
ادامه بدی...
✍🏻 #آفتابگردون
خونه ایدهآل من
همچین چیدمانی داره
اونم منبر خودمه
واسه اهل خانواده
برم بالا منبر بحرفم😎😂
همین الآنم بیاید خونمون میرم بالا منبر
فقط منبرش مهیا نیست که بیخیال🤓
#تریبون_آزاد 🎤
برو دنبال یه حرفه، یه فن بلد باش
یه چیزی که به درد اطرافیانت و خودت بخوری
یه ارزش افزودهای داشته باشی
به واسطه اون کارت برات ارزش بزارن
اعتماد به نفس خودت میره بالا
برو حداقل یه هنری یاد بگیر
یه کاری، یه چیزی، یه عملی
#قَالَ برادر گرام
فکر میکردم حرفای از سر شکم سیری باشه
میگفتم یچیز میگه برا خودش بیخیال
ولی درد تو نگاهش دروغ نبود
وقتی میگفت: کسی نبود اینا رو به من بگه
حسرت تو چهرش دروغ نبود
هنوز به سن و سال داداشم نرسیدم ولی
همین حس و نسبت به بقیه دارم
مخصوصا نسبت به کوچکتر از خودم
دوست دارم تجربیاتمو کارای کرده و نکردمو
باهاشون به اشتراک بزارم و مشوقشون باشم
که خودشونو بهتر کنن
که یه ارزش افزودهای داشته باشن
امیدوارم رهبر خوبی باشم تو این مسیر...
#نیمه_تاریک 🌑
هر بار که یادم میاد
هیچکدوم از خانواده و فامیل
و حتی هیچکدوم از همکلاسیای دانشگام
تو کانال نیستن
و با خیال راحت میتونم راجب خیلی چیزا
پیام بزارم، روحم تازه میشه...
حتی شاید براتون جالب باشه که
هر وقت میبینم کسی لفت داده
خیلی خوشحال میشم😂
چون جمع خودمونیتر میشه
و باز میتونم راحتتر باشم...
#نیمه_تاریک 🌑
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
الان حسِ مفلِکِ بی پناهِ زخمی رو دارم.
کسی مشهد هست؟
میشه به امام رضا بگید این کفترِ بال و پر شکسته را هم بغل کند، روی بالم دارو بزند و ببندد،
بعد سرم بوسه بزند،
نازم کند،
بهم آب و دون بدهد،
همینجور که دارم آب و دون میخورم بهم زُل بزنه و پایم را با انگشت سبابش ناز کند..
زمان خوب شدنم بین دو دستش من رو بگیره و به قلبش بچسباند،
بعد برای آرامشِ جانم آیه الکرسی بخواند.
بعد سرم رو ببوسد و از خدا با تمام وجودش بخواد که راهم را میان آسمان ها، نشان دهد.
بعد گریه برای هدایتم کند، جوری که اشکش بریزد روی پَرَم.
من!؟
وقتی دستانش را بالا برد و پرم داد، باز برمیگردم روی شونهاش مینشینم.
سرم را به محاسنش میچسبانم و ازشان تشکر میکنم.
بعد میپرم.
آقای امام رضا شما وقتی از طرف خدا تیمار میکنید من را، مگر میشود گمراه و خسته شوم!؟
_:دلم مشهد میخواد...
من واقعا دارم نابود میشم
ولی این ۲۴ ساعت آینده
میخوام خودمو پاره پوره کنم
از کم خوابی، تا هر بلایی که فکرشو کنید
سر خودم میارم🚶🏻♀
از اون مواقع حساسیه که میخوام
از اعماق وجودم لج کنم
اونم با خودم🚶🏻♀
میخوام امسال برای بابا رضا «ع» کم نذارم
چون واقعا نمیدونم سال بعد هستم، نیستم...
سالمم، نیستم، اصلا توفیق دارم یا نه...
میخوام از هر فرصتی مونده استفاده کنم
حتی اگه فردا روزی بخاطر سخت گرفتن به خودم
بلا سرم بیاد، ارزششو داره، نه؟!🙂
#نیمه_تاریک 🌑
و تو چه میدانی
از حس غریبانه دیوارها
آنگاه که پیراهن عزایشان را
بیاجازه، از تن آنها میدرند...
#قَالَ 🌻