هر بار که یادم میاد
هیچکدوم از خانواده و فامیل
و حتی هیچکدوم از همکلاسیای دانشگام
تو کانال نیستن
و با خیال راحت میتونم راجب خیلی چیزا
پیام بزارم، روحم تازه میشه...
حتی شاید براتون جالب باشه که
هر وقت میبینم کسی لفت داده
خیلی خوشحال میشم😂
چون جمع خودمونیتر میشه
و باز میتونم راحتتر باشم...
#نیمه_تاریک 🌑
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
الان حسِ مفلِکِ بی پناهِ زخمی رو دارم.
کسی مشهد هست؟
میشه به امام رضا بگید این کفترِ بال و پر شکسته را هم بغل کند، روی بالم دارو بزند و ببندد،
بعد سرم بوسه بزند،
نازم کند،
بهم آب و دون بدهد،
همینجور که دارم آب و دون میخورم بهم زُل بزنه و پایم را با انگشت سبابش ناز کند..
زمان خوب شدنم بین دو دستش من رو بگیره و به قلبش بچسباند،
بعد برای آرامشِ جانم آیه الکرسی بخواند.
بعد سرم رو ببوسد و از خدا با تمام وجودش بخواد که راهم را میان آسمان ها، نشان دهد.
بعد گریه برای هدایتم کند، جوری که اشکش بریزد روی پَرَم.
من!؟
وقتی دستانش را بالا برد و پرم داد، باز برمیگردم روی شونهاش مینشینم.
سرم را به محاسنش میچسبانم و ازشان تشکر میکنم.
بعد میپرم.
آقای امام رضا شما وقتی از طرف خدا تیمار میکنید من را، مگر میشود گمراه و خسته شوم!؟
_:دلم مشهد میخواد...
من واقعا دارم نابود میشم
ولی این ۲۴ ساعت آینده
میخوام خودمو پاره پوره کنم
از کم خوابی، تا هر بلایی که فکرشو کنید
سر خودم میارم🚶🏻♀
از اون مواقع حساسیه که میخوام
از اعماق وجودم لج کنم
اونم با خودم🚶🏻♀
میخوام امسال برای بابا رضا «ع» کم نذارم
چون واقعا نمیدونم سال بعد هستم، نیستم...
سالمم، نیستم، اصلا توفیق دارم یا نه...
میخوام از هر فرصتی مونده استفاده کنم
حتی اگه فردا روزی بخاطر سخت گرفتن به خودم
بلا سرم بیاد، ارزششو داره، نه؟!🙂
#نیمه_تاریک 🌑
و تو چه میدانی
از حس غریبانه دیوارها
آنگاه که پیراهن عزایشان را
بیاجازه، از تن آنها میدرند...
#قَالَ 🌻
و تو چه میدانی
از شنیدن پژواک سخنان خودت
گویی دیوارها فریاد میکشند
و با صدای تو، حرف میزنند:
پیراهن عزایمان را پس دهید!
دلخوشی دلهای سفالی و گچیمان
نور چشمان سنگیمان را پس دهید!
و تو چه میدانی
از گوشهایی که قدرت فهم
فریاد دیوارها را ندارند...
✍🏻 #آفتابگردون
و تو چه میدانی
از بغضی که در کنج گلو لانه گزیده
و از اشکی که غمگنانه
در پستوی چشمها
غربت دیوارها را به نظاره نشسته...
✍🏻 #آفتابگردون
آفتابگردونم 🇮🇷
همیشه نرسیدن به معشوق محرک مهمی برای بیان احساسات بوده. #قَالَ 🌻
همیشه غم
محرک مهمی برای بیان احساسات بوده.
#قَالَ 🌻
#درس_امروز
یه ضرب المثل هست
در بحث ازدواج
میگه: «مادرو ببین، دخترو بگیر!»
اومدم بگم بهش خیلی اعتماد کنید!
مخصوصا تو بحث بیماری...
من امشب بعد کلی بالا پایین کردن
مثل مامانم داشتم میلنگیدم...
عینا همون طوری
تا پای راستمو میزاشتم زمین
ناحیه اتصال ستون فقرات به کمرم تیر میکشید
حتی برای خودمم جالب بود🙂
پ.ن: متن دارای مغالطه تعمیم شتابزدست☺️