eitaa logo
آفتابگردونم 🇮🇷
73 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
402 ویدیو
2 فایل
در جستجوی پرتوی نور خورشید🌾🌻 نقدی، نظری، صحبتی اگر بود: @Za_Kht
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
الان حسِ مفلِکِ بی پناهِ زخمی رو دارم. کسی مشهد هست؟ میشه به امام رضا بگید این کفترِ بال و پر شکسته را هم بغل کند، روی بالم دارو بزند و ببندد، بعد سرم بوسه بزند، نازم کند، بهم آب و دون بدهد، همینجور که دارم آب و دون میخورم بهم زُل بزنه و پایم را با انگشت سبابش ناز کند.. زمان خوب شدنم بین دو دستش من رو بگیره و به قلبش بچسباند، بعد برای آرامشِ جانم آیه الکرسی بخواند. بعد سرم رو ببوسد و از خدا با تمام وجودش بخواد که راهم را میان آسمان ها، نشان دهد. بعد گریه برای هدایتم کند، جوری که اشکش بریزد روی پَرَم. من!؟ وقتی دستانش را بالا برد و پرم داد، باز برمیگردم روی شونه‌اش می‌نشینم. سرم را به محاسنش می‌چسبانم و ازشان تشکر میکنم. بعد می‌پرم. آقای امام رضا شما وقتی از طرف خدا تیمار میکنید من را، مگر می‌شود گمراه و خسته شوم!؟ _:دلم مشهد می‌خواد...
من واقعا دارم نابود می‌شم ولی این ۲۴ ساعت آینده می‌خوام خودمو پاره پوره کنم از کم خوابی، تا هر بلایی که فکرشو کنید سر خودم میارم🚶🏻‍♀ از اون مواقع حساسیه که می‌خوام از اعماق وجودم لج کنم اونم با خودم🚶🏻‍♀ می‌خوام امسال برای بابا رضا «ع» کم نذارم چون واقعا نمی‌دونم سال بعد هستم، نیستم... سالمم، نیستم، اصلا توفیق دارم یا نه... می‌خوام از هر فرصتی مونده استفاده کنم حتی اگه فردا روزی بخاطر سخت گرفتن به خودم بلا سرم بیاد، ارزششو داره، نه؟!🙂 🌑
حب الرضا «ع» یجمعنا🌻 ۲۵ شهریور ۱۴۰۲
و تو چه می‌دانی از حس غریبانه دیوارها آنگاه که پیراهن عزایشان را بی‌اجازه، از تن آنها می‌درند... 🌻
و تو چه می‌دانی از شنیدن پژواک سخنان خودت گویی دیوارها فریاد می‌کشند و با صدای تو، حرف می‌زنند: پیراهن عزایمان را پس دهید! دلخوشی دلهای سفالی و گچی‌مان نور چشمان سنگیمان را پس دهید! و تو چه می‌دانی از گوشهایی که قدرت فهم فریاد دیوارها را ندارند... ✍🏻
و تو چه می‌دانی از بغضی که در کنج گلو لانه گزیده و از اشکی که غمگنانه در پستوی چشم‌ها غربت دیوارها را به نظاره نشسته... ✍🏻
زمان: حجم: 86.9K
| ما رعیت شاه خراسانیم... 🕯 محمود کریمی
یه ضرب المثل هست در بحث ازدواج می‌گه: «مادرو ببین، دخترو بگیر!» اومدم بگم بهش خیلی اعتماد کنید! مخصوصا تو بحث بیماری... من امشب بعد کلی بالا پایین کردن مثل مامانم داشتم می‌لنگیدم... عینا همون طوری تا پای راستمو می‌زاشتم زمین ناحیه اتصال ستون فقرات به کمرم تیر می‌کشید حتی برای خودمم جالب بود🙂 پ.ن: متن دارای مغالطه تعمیم شتابزدست☺️
بانو رز🌹 تا طوفان زندگی سراغمون نیومده ریشه‌هامونو محکم کنیم وگرنه بلند شدن خیلی سخته...
امروز دومین جلسه کاریم بود با همه استرس‌ها و همه جدید بودنش بالاخره برای کارآفرین شدن باید از یه جایی شروع کرد باید از یه جایی آزمون و خطا کرد... 🧕🏻
خیلی حس قشنگی داره وقتی از تجربیات مشابهتون بهم می‌گید. اینکه تو این شرایط تنها نیستم و یکی هم تو همین مسیره، واقعا دلگرم کنندست.❤️ به امید پیشرفت و موفقیت تک تکمون💪🏻 🎤