2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرق علی را چشم ظاهر بین مردم شکافت
نه شمشیر ابن ملجم مرادی!
پ.ن: این سکانس و این دیالوگا، دریایی از معانی دارن...
•|مختارنامه|• #دیالوگ
با اینکه بامداد ۲۶ آبانه
و از نظر تقویم دو روز از ۲۴ آبان گذشته
یهو یادم افتاد درباره یکی از بزرگ مردان
فلسفهی ایران که شاگردانی صاحب اندیشه
مثل استاد مطهری، علامه حسن زاده آملی،
امام موسی صدر، شهید بهشتی،
آیت الله مصباح یزدی و بسیاری از
بزرگان دیگر این مرز و بوم داشت، حرفی نزدم...
آقای علامه!
خیلی دمتون گرم که دریچهی فلسفیه
زیبایی برامون باز کردین.
قطعا بهتر از هر کس دیگه ای میدونید
اینکه مفاهیم دینی رو با عقل بشه استدلال کرد
و درکشون کرد، چقدر لذت بخشه!
شما این لذت رو به شاگردانتون چشوندین!
وگرنه شهید مطهری، صاحب سخن نمیشد.
شهید بهشتی، انقدر واضح و عقلانی و ساده
آرمانهای انقلاب رو فریاد نمیزد.
و آیت الله مصباح بزرگوار،
جای خالی این مباحث و یادگیریشون رو
در زندگی روزمره مردم ایران و نخبگان دانشگاهی
خالی نمیدید تا طرح ولایت رو راه بندازه.
آتش درون این بزرگمردان ایران رو
شما روشن کردین.
شما بودین که واقعا پنجره جدیدی برای
علوم انسانی در ایران باز کردین.
واقعا باعث افتخارمه
تو دانشگاهی درس میخونم
که سنگینی نام شما رو، به خوبی به دوش میکشه.
سعادت دیدار حضوریتون در دنیای مادی
حاصل نمیشه.
امیدوارم حداقل، از نظر معنوی،
من حقیر رو به شاگردیتون بپذیرید
و کمکم کنید شیرینی مباحث فلسفی-دینی رو
بتونم به عزیزان و اطرافیانم بچشونم🍁
از طرف شاگرد کوچک دانشگاه شما
✍🏻 #آفتابگردون
🎓 #دال_عین_طا / #طا_واو_۲۷
جدیدا ارتباط گیری با آدما برام
همون قدر که وحشتناکه
دقیقا همون اندازه دلچسبه...
#جمع_اضداد
✍🏻 #آفتابگردون
پ.ن: هر وقت تو روابطتون نیاز به کسی داشتین که حقیقت ماجرا رو بیپرده
و رک و راست بزنه تو صورتتون، آفتابگردون درخدمت شماست😎🌻
قضیشو خیلی باز نمیکنم
چون جز من، یه نفر دیگه تو کانال
این عزیز دلانگیز رو میشناسه
اما اولین بار نیست که
برای دوستای نزدیک و خوبم
همچین اتفاقی میفته
که دلشونو یجا گیر میدن.
معمولا هم با روش نادرست
بعضیا دور از چشم خانواده
بعضیا با اجازهی خانواده
خلاصه که انقدر ارتباط عمیق میشه
که دیگه کاریش نمیشه کرد
محرمیتی هم نیست
و اجازه نمیدن که به زودی انجام بشه
احتمالا هم حق دارن خانوادهها
اما خب...
دله دیگه!
رفته :)))
نمیشه بگی نرو.
اینجا دقیقا لب خط قرمزه گناهه
دقیقا همینجاست که باید تصمیم بگیری
یه عشق پاک میخوای
یا عشق هوسآلود و گناهآلود؟!🙃
چی دارم میگم؟
اصلا مگه عشق با هوس و گناه جمع میشه؟!
هیچوقت این اتفاق نمیفته
این حرف منو فقط وقتی عشق واقعی رو درک کنید
عشق واقعی رو بفهمید و حس کنید
با تمام وجود متوجهش میشید.
آفتابگردونم 🇮🇷
✍🏻 #آفتابگردون پ.ن: هر وقت تو روابطتون نیاز به کسی داشتین که حقیقت ماجرا رو بیپرده و رک و راست بزن
در آخر از تمام دوستان عزیزم عذر میخوام
که تمام بهانههایی که میارید تا حقیقت جلوی چشماتون رو بیخیال شید رو، یک به یک ازتون میگیرم! متاسفم که گاهی مجبورم به بیرحمانهترین روش ممکن، حقیقت ماجرا رو بهتون گوشزد کنم.
ولی اتفاقا نه متاسفم نه عذرمیخوام!😌
اگر قلبتون هم شکست، برای نجاتتون لازم بود😇
و واقعا امیدوارم و ازتون عاجزانه تقاضا دارم که اگر یه روز دیدید خود من دارم با بهانههای بیشمار، حقیقت جلوی چشمم رو کتمان میکنم، لطفا حقیقت رو هرچند تلخ، تو صورتم فریاد بزنید! چراکه حقیقت تلخ ولی نجات دهنده، خیلی بهتر از کتمان شیرین اما هلاک کنندست🌻
✍🏻 #آفتابگردون
از نظر روحی
خیلی وقته که به اعتکاف نیاز دارم
از همه دنیا و تعلقاتش دور
سه روز فقط من و خدا
عشق بازی از این قشنگتر؟🙃
هدایت شده از بینهایت
حسین سرت را به سینهاش میفشارد و در گوشت زمزمه میکند «صبور باش عزیزدلم!»
چه آرامشی دارد سینه برادر. چه اطمینانی جاری میکند. انگار در آیینه سینهاش میبینی که از ازل، خدا برای تو تنهایی را رقم زده است تا تماماً به او تعلق پیدا کنی، تا دست از همه بشویی، تا یکهشناسِ او بشوی.
همه تکیهگاههای تو باید فرو بریزد، همه پیوندهای تو باید بریده شود، همه تعلقات تو باید گشوده شود؛ تا فقط به او تکیه کنی، فقط به ریسمان حضور او چنگ بزنی و این دل بی نظیرت را فقط جایگاه او کنی. تا عهدی را که با همه کودکیات بستهای، با همه بزرگیات پایش بایستی:
پدر گفت «بگو یک!» و تو تازه زبان باز کرده بودی و پدر به تو اعداد را می آموخت. کودکانه و شیرین گفتی «یک!» و پدر گفت: «بگو دو!» نگفتی. پدر تکرار کرد: «بگو دو دخترم.» نگفتی. و در پی سومین بار، چشمهای معصومت را به پدر دوختی و گفتی «بابا، زبانی که به یک گشوده شد، چگونه میتواند با دو دمسازی کند؟!»
بناست تو بمانی و همان یک؛ همان یک جاودانه و ماندگار...
📚 آفتاب در حجاب
✍🏻 سیّدمهدی شجاعی
عیدتون مبارک!
#برگ
@binahayat_ir