هدایت شده از نوشتارگاه خاله کایرا
For my dear ~
Lilith;
میکلآنژ مریزی دا کاراواجو؛
اثر مرگ مریم باکره.
برخلاف خیلی از نقاش های هم دوره اش که نقاشی های فرشته گونه و لطیفی میکشیدند، او افراد مقدس را فقیر در خیابان ها و کوچه ها میکشید. کلیسا ها تابلو های او را پس میزدند زیرا فکر میکردند آن ها غیر قابل قبول بودند. او عصبی و اهل دعوا بود. حاضر بود به مردم واقعیت را نشان دهد و بر سر نشان دادن آن باید دعوا میکرد. باید به مردم میفهماند که نقاشی هایش نشان دهنده ی واقعیت هستند، نه نقاشی هایی که لطافت انسان ها را نشان میدهند. او از بین رفتن انسانیت را به تصویر میکشید، در حالی که دیگران انسانیتی که وجود نداشت را به تصویر میکشیدند.
Kaira;
سه پایه؛
سه پایه وسیله ایِ که تمام وسایل مورد نیاز رو نگه میداره و در نگاه اول شاید چیز مهمی نباشه ولی اگه سه پایه وجود نداشته باشه، همه چیز فرو میریزه .
(امیدوارم از نقاشی خوشت بیاد 🗣)
هدایت شده از طغدیمی
برای @Symphonys
سبک: cybersigilism
سناریو مقتول: شب خواب بودی یه آقای ناز از پنجره میاد تو چاقو میکنه تو چشمت میمیری
سناریوی قتل:داشتی تو کوچه آخر شبی قدم میزدی یهو یه پسر بی ریخت زشت دیدی خیلی بدت اومد برگشتی خونه با ماشین زیرش کردی
حیوان:گرگ آلفا