دلم اون شب رو میخواد که از ذوق اینکه فردا میخوام برم خونهی مادربزرگم خوابم نمیبرد💔
حیف که دیگه خونش نمیرم
دیگه نمیبینمش
دیگه صداشو نمیشنوم
دیگه دستشو نمیگیرم
دیگه گونشو نمیبوسم
دیگه نمیشینم کنارش
دیگه برام قصه نمیگه:))))))))
تو مثل آغوشی
شبیه پیراهن
خریدهای اما مرا نمیپوشی
اگر چه نزدیکی، غریبهای با من
چنانکه میخواهم
مرا نمیخواهی
تو میتوانی که دلیل لبخند عمیق من باشی
ولی نمیخواهی رفیق من باشی
اگر چه زیبایی
به من نمیآیی
-سیدتقیسیدی