هدایت شده از گسترده 8 ساعته
- خوشگل تری از عکست!
ترسیده عقب عقب رفتم و با برخوردم به میز کافه خشکم زد:
- شما... کی هستی آقا؟ برو بیرون.
عکسمو از گوشیش نشون داد و گفت:
- بابات قبل از مرگش عکسه تورو بهم داد که اگه یه روزی پیدات کردم وظیفمه عقدت کنم. نگو دخترش یه پا خانوم شده کافه داره.
خواستم کاری کنم که جلوی چشمای بهتزدهام یهو...🚫😬🌿
https://eitaa.com/joinchat/2476737594C3da2f9048e
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
+ طلاقت میدم، برای انتقام نزدیکت شدم و توعه احمق نفهمیدی. با این حرفش شوکه شده نگاهش کردم، ناخوداگاه سرم گیج رفت و همینکه چشمام سیاهی رفت و افتادم زمین صدای عربده اهورا پیچید:
+ غلط کردم خانومم چشماتو باز کن! ولی دیگه دیر شده بود و من رو از دست داد!🫢🚭🔥
https://eitaa.com/joinchat/2476737594C3da2f9048e
هدایت شده از TB.FARUGH
تـٰاحالا شدهٔ ، داخل چنل / گپ / دیلی / و . . . . استیکرآشونو ببینی ُ با خودت بگي چقدر نازن؟ 😭🔥
𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨𝗌 ⊹ ᜔ 𐙤 https://eitaa.com/joinchat/2755200561C19e4b31f15
خب بیاا من مرکزشونو پیدآ کردمم بـدوو 5 دقیقهٔ دیگهٔ پآك میشہ👩🏻💻💘 𖥻
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
سلام... من مهرنازم 💙
شاید اگه منو توی دانشگاه ببینی، فکر کنی یه دختر معمولیام... اما هیچکس نمیدونه بعد از تموم شدن کلاسهام، چه زندگیای منتظرمونه...
یه زیرزمین کوچیک... یه مادر خسته... و برادری که بیشتر از هر کسی به من نیاز داره...
من برای خانوادهام میجنگم... برای درس خوندنم... برای یه آینده بهتر...
تا اینکه یک روز عاشق میشم...
اما عشق من، سهم کسیه که دنیای خیلی متفاوتی با من داره...
و درست وقتی فکر میکنم شاید این عشق بتونه نجاتم بده، یک نفر دیگه وارد زندگیام میشه...
پسرعموم... با ادعای اینکه سالهاست عاشق منه...
حالا من میمونم و دو راهیای که هیچکس نمیتونه به جای من انتخابش کنه...
💙 اگه دوست داری بدونی سرنوشت مهرناز چی میشه، بیا و قصهام رو بخون... شاید تو هم مثل من، بین عشق و زندگی گیر کنی...
https://eitaa.com/joinchat/854721316C4e9f896a3b