و به اینکه خدا توی ذهن بقیه چه شکلیه منظور از لحاظ ظاهری نیستا
مثلا اینکه یه نفر دیگه ارتباطش با خدا چه جوریه و خدا رو چجور خطاب میکنه یا اینکه به نظرش خدا چجوری باهاش رفتار میکنه...
که چطور یه نفر میتونه که تصوری از خدا برای خودش نداشته باشه و با خدا وقت نگذرونه
بعد به این فکر کردم که خدا توی ذهن من چه شکلیه تصورم از خدا چیه و کلا خدا برای من چه حکمی داره
و متوجه شدم که
خدا اینقدر برام بزرگ شده که توصیفش برام سخته و خیلی ذوق کردم که به خدا نزدیکتر شدم...
بعدش با یه نفر دیگه صحبت کردم
و یه روایت برام تعریف کردن که خیلی جالب بود
یه نفر میره پیش امام صادق...
رو میکنه به امام صادق عرض میکنه که.. خدا چیه چه جوریه و از امام صادق یه تعریف درمورد خدا میخواد
امام صادق {علیهالسلام} به اون شخص میفرمایند که تا حالا توی دریا بودی زمانی که دریا طوفانی میشه و کشتی میشکنه...و طوفان میشه..
میگه که بله
امام میفرمایند که در اون لحظه دیگه میدونی که هیچ چیزی نیست که کمکت کنه و نسبت به تمام وسایلت و افرادی که میشناسی قطع امید میکنی...
و فقط یک رشته ی باریک از امید برات باقی میمونه فقط یک روزنه از امید هست که یکی اونجا دستتو بگیره و از غرق شدن نجاتت بده
اون خداست... اون کسی که توی چنین لحظه ای به دادت میرسه و دستتو محکم میگیره خداست
هدایت شده از مجهولات ☫
https://eitaa.com/TAHEBAGH/452
تازه عمهام از یزد اینجوریه و رفیقشم از کرج!😂