هدایت شده از بگوری
جامعه، دوزخی از مردم افراطی بود
عقل، قربانی یک قوم خرافاتی بود
بشر از لطف خداوند مکدّر میشد
شرم میکرد اگر صاحب دختر میشد
اشک لالایی بیواژۀ مادرها بود
گورِ بیفاتحه گهوارۀ دخترها بود
ناگهان یک نفر این غائله را بر هم زد
«عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد»
آنکه بر شانۀ خود پرچم اسلام گرفت
دخترش فاطمه بانوی جهان نام گرفت
●•°○تَهِباغ○°•●
داشت میرفت مسجد. در کوچه یک یهودی جلویش را گرفت. گفت: من از تو طلبکارم، همین الان باید طلبم را بدهی
خوب از این دست ایمان آوردن ها که بسیار در روایات و.. داریم
●•°○تَهِباغ○°•●
تفکیک کردن ِمسلمین از یکدیگر، برای غافلین است، پس سعی نکنید در گروه ِغافلین باشید .
این دو پیام رو بعدا میگم چرا فور کردم
●•°○تَهِباغ○°•●
جامعه، دوزخی از مردم افراطی بود عقل، قربانی یک قوم خرافاتی بود بشر از لطف خداوند مکدّر میشد شرم می
و این شعری بود که به دلم نشست
●•°○تَهِباغ○°•●
و این شعری بود که به دلم نشست
ولیکن اصل این شعر درمورد حضرت زهراست..
حقیقتا حساب دیگه ای روی این کانال باز میکردم ولی خب..
نا امید شدم یه جورایی