'مرزِ آرامش من شانهی پر مُهر تو بود؛
عطر آرامش من در وطنم جا مانده..
'خسته ام! دردِ دلم قابل جراحی نیست،
یاد تو در همه جای بدنم جا مانده..
'مثل مرداب در ابعادِ خودم محصورم؛
پشت رویایِ تو دریا شدنم جا مانده..
'قدر دیدار تو، اندازهی یخ کردنِ چای،
طعم خوشبختیمان در دهنم جا مانده..
نیاز دارم که اطرافیانم ساکت باشند..
نیاز دارم که همهی موجودات در سکوت فرو روند؛
تا غوغای وحشتناکِ درون قلبم پایان یابد.