2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_از عکس تو بغض همینقدر بگویم
دردا ک چه شبها ک چه شبها ...
و آن سحر گویی سحری خونین بود ...
وقتی تصویر تو را ای جان شیرین ...
رو نمایشگر تلویزیون انداختند و قرآن گذاشتند ...
_نفس ها در سینه محبوس شده بود و اشک حرف میزد، از یک داغ از یک دل سوزناک
_از اینکه "پدر امت "پدر یک ملت در آغوش "عرش الله می رود
پس بگو قرار بود ک از بین ما بروی اما ما همچنان منتظر بودیم تا صحبت های جان افروز بشنویم و جان بگیریم ...
_"40 "روز تمام شد اما ... هنوز منتظریم تا بگویند اینها یک دروغ^ بوده است ...
هنوز منتظریم تا روی ماه ببینیم ک تاریکی غم بشوید دلمان .
ای جان شیرینم ... اما دیدیم ک یاد گاری ارزشمندی برایمان گذاشتی !
_برایمان دوباره وحدت و اتحاد را زنده کردی ....
_برایمان کوله باری از غیرت و مقاومت گذاشتی ...
و میلیون ها مشت گره کرده مانند همان مشت عزیز و بزرگت ...
حالا تمام کوچه ها و خیابان های شهر بوی ولایت میدهند بوی عشق ....
و ای "عَزیزِ بزرگ مَن"
دلمان ک ن از جان دلتنگت هستیم ...
و تو بگو با این جان دلتنگ چه باید کرد؟!
_۱۴۰۵/۰۱/۲۰_
🕯🖤
_ محفل ادبی نیمکت های آسمانی ...
_همزمان در سراسر کشور
_کتابخانه شهید تاج فیروزه مروست
☕️📚🕊
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_زندگی دوباره سبز خواهد شد این یک وعده نیست این ذات زندگیست
_🌲🌞_
_یکی از قشنگ ترین چیز هایی ک برای من هست ... اون لحظه ای که، یه حالی و هوای دلی رو با عِده ای آدم در میون میگذارم و اونها توجه میکنن ،همراهی میکنن ...
_این قَشنگه و عَزیزه ...
خیلی خوش اومدید به کانال خودتون :)
_🌝🌸_