˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
گفتم که تو منظور من از این همه شعری مغرور نگاهی به من انداخت ؛ که منظور؟
صحبتي نیست؛اگر هم گلهای هست از اوست ...
میتوانیم برنجیم مگر ما از ماه !
امروز آسمون متلاطم شده بود ..
دو دقیقه بارون شدید و باز یک ساعت خورشید صاف تو آسمون باز دوباره هوا گردو خاکی و ابری
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
اگه میفهمید دارن چی میگن تو جهنم میبینمتون🌝
یه سری از بچا هدیه آورده بودن واسه معلما
و ما در ردیف آخر یک صدا :
فاعلاتٌ فاعلن
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
شکنجه : مهمونی خانوادگی و جمع سنگین
شکنجه :
ترکیب معده درد و سردرد