گویی که انگار قلبم خُرد شده بود
و مغزم متلاشی ؛
جسمم فلج و روحم مرده ؛
این من بودم جلویِ آئینه ،
یک پوچ خالص و ناتوان .
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
شده از درد بخندی و نبارد اشکت؟ آره خلاصه همون
شده از درد بخندی که نبارد چشمت؟
من در این خندهی پر غصه مهارت دارم
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
شده از درد بخندی که نبارد چشمت؟ من در این خندهی پر غصه مهارت دارم
درواقع
شده از درد بخندی و نبارد اشکت؟
من به این چاره ی بیچاره دچارم هر شب
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
درواقع شده از درد بخندی و نبارد اشکت؟ من به این چاره ی بیچاره دچارم هر شب
درواقع
شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک؟
من به این چاره ی بیچاره دچارم هر شب
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیدی ای تنها امیدم
هرچه که گفتی شنیدم
از برای خاطر تو
از همه کس دل بریدم ..