˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
درخیالم با خیالت یک شبی خوابم گرفت .. از همان شب با خیالت ؛ من خیالاتی شدم
قایق قسمت اگر دور کند از تو مرا؛
رود را سمت تو برعکس شنا خواهم کرد .
آدمی به مرور آرام میگیرد
بزرگ میشود
بالغ میشود
و پای اشتباهاتش میایستد
گذشتهاش را قبول میکند،
نادیدهاش نمیگیرد
میفهمد که زندگی یک موهبت است،
یک غنیمت است
یک نعمت است
و نباید آن را فدای آدمهای بیمقدار کرد !
اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خودش خوب میشود