˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
علاقه ای به بودن در کنار مردم نداشت .
از حلاوتها که هست از خشم و از دشنام او
می ستیزم هر شبی با چشم خونآشام او
*کلیات شمس
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
از رفتارای حیوانات ناطقی که انسان نمان خوشم نمیاد .
اگه میشد شعور میخریدم میدادم بهشون
که البته تاثیر چندانی نخواهد داشت ..