˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
قایق قسمت اگر دور کند از تو مرا؛ رود را سمت تو برعکس شنا خواهم کرد .
خری خرمغز و مغزی پر ز خرچنگ
وزان دلتنگروی آفاق دلتنگ
*در وصف پسر خسرو که عاشق شیرین(زنباباش) شده .
اگه قابل حله نيازى به نگرانى نيست .
اگه قابل حل نيست ، نگرانى فايده اى نداره !
˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
خری خرمغز و مغزی پر ز خرچنگ وزان دلتنگروی آفاق دلتنگ *در وصف پسر خسرو که عاشق شیرین(زنباباش) شده
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر، سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل:
وای، این شب چقدر تاریک است !
خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل،
غم من، لیک، غمی غمناک است .
جنگ بین عقل و احساس جنگ سختیست .
آنجا که عقل میبرد ، احساس میمیرد !