˖ ۫ سرشار از تهی ۫ ˖
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگِ قشنگ از کفِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش ب
آمدند و تباهمان ؛ کردند
کوه بودیم کاهمان کردند
تا که ما را به بردگیبکشند
روز روشن سیاهمان کردند
کیششانکیشماتکردنبود
چندروزیکه شاهمان کردند
در صراطی که مستقیم نبود
عاقبت سر به راهمان کردند
زخم خود را ، برادرانه زدند
چال کم بود چاهمان کردند
_مرتضی آخرتی
درواقع این یه فکته که تا من مکالمه رو شروع نکنم مکالمه ای شکل نمیگیره🤌🏻.