🟣خاک های نرم کوشک🟣
مکاشفه
#قسمت_صد_و_چهل_و_پنج
همسر شهید
یک بار خاطره ای از جبهه برام تعریف می کرد.می گفت:
کنار یکی از زاغه مهمات ها سخت مشغول بودیم تو جعبه های مخصوص، مهمات می گذاشتیم و درشان را می
بستیم.
گرم کار یکدفعه چشمم افتاد به یک خانم محجبه با چادری مشکی، داشت پا به پای ما مهمات می گذاشت تو جعبه ها پیش خودم فکر کردم حتماً از این زنهایی است که می آیند جبهه، به بچه ها نگاه کردم مشغول کارشان بودند و بی تفاوت می رفتند و می آمدند، انگار اصلا آن زن را نمی دیدند
قضیه کار عجیب برام سؤال شده بود ،موضوع عادی به نظر نمی رسید کنجکاو شدم بفهمم جریان چیست رفتم نزدیکتر تا رعایت ادب شده باشد سینه ای صاف کردم و خیلی با احتیاط گفتم:« خانم جایی که ما مردها هستیم، شما نباید زحمت بکشین»
رویش طرف من نبود، به تمام قد ایستاد و فرمود:«مگر شما در راه برادر من زحمت نمی کشید؟»
یک آن یاد امام حسین (سلام الله علیه) افتادم و اشک تو چشمهام حلقه زد واقعاً خدا به ام لطف کرد که سریع موضوع را گرفتم و فهمیدم جریان چیست بی اختیار شده بودم و نمی دانستم چه بگویم. دانستم چه بگویم.
آن خانم همان طور که روش آن طرف بود فرمود:« هر کس که یاور ما ،باشد البته ما هم یاری اش می کنیم.»
نزدیک پل هفت دهانه
ماشاء الله شاهمردادی (مرشد)
یکی از بچه ها زخمی شده بود و پشت خاکریز افتاده بود سی چهل متر آن طرفتر، دو سه دفعه بلند شد.به جان کندن و سختی، یکی دو قدم بر می داشت ولی باز می افتاد، بار آخر که افتاد هر کاری کرد دیگر نتوانست بلند شود.
ادامه دارد....
🟣خاک های نرم کوشک🟣
نزدیک پل هفت دهانه
#قسمت_صد_و_چهل_و_شش
موقعیت بدی داشت.درست تو دیددشمن
بود و دشمن هم وحشیانه آتش می ریخت
یکی از بچه ها سریع برای آوردنش رفت ما هم از بالای خاکریز،شدیدآتش می ریختیم
به طرف دشمن.
عراقی ها پشت خاکریز آب ول کرده بودند و آن جا حالت باتلاقی داشت، باید خیلی فرز و چالاک از آن رد می شدی او ولی نمی دانم چه شد که همان اول کارتو گلها گیر کرد. کمی بعد خودش را هم به زورتوانست نجات
دهد.
لحظه های نفس گیر و طاقت فرسایی بود یکی داشت جلوی چشممان جان می داد و ما کاری از دستمان بر نمی آمد. دو سه تا دیگر از بچه ها خودشان را زدند به دل آتش، آنها هم دست خالی برگشتند.
دلم طاقت نمی آورد بمانم و تماشا کنم گفتم:«این بار من میرم.»
گفتند:«تو اولاًهیکلت کوچیکه، دوماً وارد نیستی به چم و خم کار»
گفتم:«شما کاری تون نباشه درستش می کنم»
مهلتی برای چون و چرا نگذاشتم سریع رفتم سنگر خمپاره اندازها،پشت خاکریز، جایی را نشانشان دادم و گفتم:« یک خمپاره ی فسفری ۱ ". بندازید همون جا.»
انگارفکرم را خواندند گفتند:«کارش حرف نداره این جوری جلوی دید دشمن گرفته میشه ولی باید مواظب گلها
باشی.»
«دیگه توکل برخدا میرم ان شاءالله که بتونم بیارمش.»
سریع خمپاره را انداختند همان جایی که گفته بودم، تا عمل کرد از خاکریز زدم بیرون، به هر دردسری بودخودم را رساندم به آن زخمی،ملاحظه ی آه و ناله اش را نکردم زود بلندش کردم و انداختم روی دوشم
هیکل او درشت بود و من نه سن و سال بالایی داشتم و نه جثه ی آنچنانی، حملش برام شاق بود و دشوار، دشمن هم با این که دیدش کور شده بود ولی گرای آن منطقه را داشت و هنوز آتش می ریخت.
تا نزدیک خاکریز آوردمش مشکل گل و لای گریبان مرا هم گرفت از اثر دود و دم خمپاره ی فسفری، تنگی نفس هم پیدا کرده بودم، آخرش هم موج یک خمپاره پرتم کرد کمی آن طرفتر و دیگر پاک بریدم.
ادامه دارد....
#رمان_شهدایی
#زندگینامه_شهید_عبدالحسین_برونسی
#شادی_روح_شهدا_صلوات
🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃
https://splus.ir/rostmy
🍃🌹🍃
🟣خاک های نرم کوشک🟣
نزدیک پل هفت دهانه
#قسمت_صد_و_چهل_هفت
حالت اغما پیدا کرده بودم و تو آن همه گل و لای نمی توانستم جم بخورم همین قدر احساس کردم که یکی آمد آن زخمی را برد سریع برگشت و مرا هم نجات داد آن طرف خاکریز شنیدم به بچه ها پرخاش می کرد.
«چرا گذاشتین با این هیکل کوچیکش بره؟»
«خودش رفت آقای برونسی ،هرچی به اش گفتیم نرو گوش نکرد.»
تا اسم برونسی را شنیدم گویی جان تازه ای پیدا کردم می دانستم فرماندهی گردان عبدالله است، ولی تا حالا ندیده بودمش چشمهام را باز کردم تار و واضح صورت مهربان و آفتاب سوخته اش را دیدم. لبخند زیبایش آرامش خاصی به ام داد.
خودش مرا گذاشت توی یک ایفا، کوله پشتی ام را آورد و به بچه ها هم سفارشم را .کرد .گفت: «هواش رو داشته باشید که تو ایفا اذیت نشه.»
از یکی با آه و ناله :پرسیدم: «منو کجا می برن؟»
می برنت بهداری پشت خط ،چون اون جا مجهزتره.»
باید می آمدم باختران اما مسیرش را بلد نبودم مثل کسی که مقصد خاصی نداشته باشد زده بودم به راه و داشتم می رفتم
از شنیدن صدای یک موتور ،انگار دنیا را به ام دادند.برگشتم پشت سرم را نگاه کردم. دویست سیصد متری باهام فاصله داشت جاده را می شکافت و سریع می آمدجلو، خدا خدا می کردم نگه دارد.
چه خوبه تا یک مسیری ببردم
پاورقی
۱ - نوعی از مهمات دود زا
ادامه دارد....
🟣خاک های نرم کوشک🟣
نزدیک پل هفت دهانه
#قسمت_صد_و_چهل_هشت
چند قدمی ام که رسید سرعتش را کم کرد درست جلوی پام نگه داشت به خلاف انتظارم،خیلی گرم باهام سلام
و احوالپرسی کرد.از آن رزمنده های مخلص و با حال معلوم می شد.پرسید:«کجا می ری اخوی؟»
«با اجازه تون می خوام برم باختران،بلد هم نیستم از کجا باید برم.»
لبخندی زد و گفت: «سوار شو.»
به ترک موتورش اشاره کرد. از خدا خواسته زود پریدم بالا، گازش را گرفت و راه افتاد.
هم صداش برام آشنا بود هم چهره.اش، ولی هر چه فکر کردم کجا دیدمش یادم نیامد چند بار آمد به دهانم که همین را به اش بگویم روم نشد، آخرخودش سرصحبت را باز کرد مرا به اسم صدا زد و گفت:«ازاون حماسه ی شما چند جا تعریف کردم»
هم از شنیدن اسمم تعجب کردم هم از شنیدن کلمه ی حماسه با نگاه بزرگ شده ام گفتم: «ببخشین کدوم
حماسه؟!»
خندید و گفت:«ازهمون اول فهمیدم که منو نشناختی»
گویی تازه زبانم باز شد.
«راستش خیلی به چشمم آشنا هستین ولی هرچی فکر می کنم بجا نمی آرم»
گفت:«پشت اون خاکریز رو یادت می آد؟ اون زخمیه خمپاره ی فسفری»....
تازه دوزاری ام جا افتاده و فهمیدم چه افتخاری نصیبم شده ،کم مانده بود از ذوق و از خوشحالی بال دربیاورم.،باورم نمی شد هم صحبت و همراه فرمانده گردان عبدالله باشم همان گردانی که شنیدن اسمش پشت دشمن را می
لرزاند "۱".
پاورقی
۱- گاهی چنین حرف هایی فقط به لفظ است درباره ی گردان عبدالله، ولی حقیقتی تام و تمام داشت؛ دشمن آن قدر حساب می برد از این گردان، که اولا همیشه می گفت تیپ عبدالله در ثانی با عقده و کینه ای تمام از آن به عنوان تیپ وحشی ها یاد می کرد!
ادامه دارد....
#رمان_شهدایی
#زندگینامه_شهید_عبدالحسین_برونسی
#شادی_روح_شهدا_صلوات
🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃
https://splus.ir/rostmy
🍃🌹🍃
هدایت شده از کانال توبه
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◼️ #پادکست
همان طوری که اسلام و خاتم النبیین وابسته به سیدالشهداست، مذهب و أمیرالمؤمنین وابسته به صدیقه کبری است؛ تضعیف شعائر فاطمیه خیانت به مذهب و جنایت به أمیرالمؤمنین است..
🎙 بیان آیت الله العظمی وحیدخراسانی
📅 ۲۹/اردیبهشت/۱۳۸۷
#فاطمیه #کلام_فقیه
#شهادت #حضرت_زهرا
البته پیشگیری بهتر از درمان ☺️👌🏼
یکی از عوامل چین وچروک پوست از خشکی بیش از حد پوسته ...
👈🏻اگر پوستون بیش از خشک میشه حتما حتما هرشب داخل ناف وابروهاتون روغن بنفشه زیتونی بمالید ....روغن مالی کف پا با روغن بنفشه ی زیتونی یا #روغن_زیتون بسیار توصیه میشه ....این کارو به مدت ۴٠ شب انجام بدید✅
👈🏻مخصوصا الان که در فصل #پاییز هستیم وخشکی پوست بیشتر غالب میشه این تدابیر را انجام دهید
از غذاهای آبکی وگرم هم بیشتر استفاده کنید سوپ وانواع آش
https://eitaa.com/joinchat/1178665514Cd9f02aeaa1
روغن بنفشه زیتونی___۶۰میلی لیتر ۶۰تومان
#درمانهای_خانگی (۲۷)
📌کم خونی
(کمبود آهن، کمبود هموگلوبین، کمبود گلبول قرمز)
📋علائم :
1. رنگ پریدگی صورت
2. خستگی و ضعف
3. نبض ضعیف و کوتاه اما تند
4. تمایل به خوردن گچ، خاک، یخ، کشک، برنج خام
5. افت فشار
6. ضعف جنسی
7. ریزش موی بانوان
8. کاهش دمای بدن
9. تپش قلب
10. خواب رفتن دست و پا
11. کاهش اشتها
12. برخی یبوست های مقاوم
13. سیاه رفتن چشم هنگام برخواستن
14. کاهش حافظه
15. برخی جوش های مقاوم
16. شکنندگی ناخن
🍀درمان :
1. گوشت قرمز (بالاخص کباب)
2. زرده تخم مرغ (مخصوصاً نیمرو)
3. رطب یا خرما، ۳عدد بعد هر غذا
4. حبوبات (خصوصاً نخود)
5. شیره (انگور یا انجیر یا خرما یا توت، یا سه شیره و چهار شیره)
6. چهار مغز
7. تره
8. مصرف ۲۱ عدد مویز قرمز ناشتا
9. سویق یا جوانه گندم
10. فالوده سیب: دو عدد سیب سرخ یا سه عدد سیب گلاب با دو قاشق گلاب و عرق بیدمشک و عسل و یک قاشق تخم ریحان مخلوط شود هر روز میل شود
11. ماساژ بدن مخصوصاً استخوانهای قفسه سینه و ساق پا با روغن (زیتون یا سیاهدانه یا بادام تلخ)
12. بادکش گرم کل بدن
13. میوههای قرمز (انار، عنّاب، زرشک، سیب، انگور)
14. زردآلو
15. روغن حیوانی
16. جگر
17. شربت آبلیمو عسل
18. گزنه و شنبلیله و ریحان
19. تحرک (پیاده روی تند روزی نیم ساعت)
20. ترک سردی ها (ترشیجات، لبنیات، گوشت سفید)
21. میوههای خشک (برگه)
https://eitaa.com/joinchat/1178665514Cd9f02aeaa1
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥چرا بیشتر دعواهای زن و شوهرها آخر هفته است که آقا تو خونه است
#دکتر_سعید_عزیزی
✅کانال طعم زندگی 👇
┏═࿐❅❁••❅❁࿐═┓
@Taam_e_Zendegi
┗═࿐❅❁••❅❁࿐═┛
امیرحسین ساجدی1_2459110905.mp3
زمان:
حجم:
8.2M
⠀ ⠀⠀ོ ⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀ ⠀ོ ⠀⠀ ⠀⠀ོ
سوره ای در قرآن که
به برکت تلاوت این سوره
برای مسائل زیادی گره گشايی
واقع ميشود.♥️
لطفا از امروز حتما تو خونه با صدای بلند پخش بشه 😍😍😍😍😍
قرار هر روز
**سوره مزمل**
راستی چرا شما با این قاتل 🔫
کاری ندارید ؟؟؟؟؟🛡
منظورم چیه ؟
منظورم دقیقا اینه👇👇
خاکشیر قاتل کبد چرب !
👈طب سنتی مصرف خاکشیر را برای پاکسازی کبد توصیه می کند ، هر روز صبح 2 قاشق غذاخوری خاکشیر رو در 2 لیوان آب بجوشانید ، ناشتا میل کنید و تا نیم ساعت چیزی نخورید.
https://eitaa.com/joinchat/1178665514Cd9f02aeaa1
✅خاکشیر رو با هر چیزی بخوری برای یک بیماری مفیده:
🔸خاکشیر، گلاب و آب گرم:
درمان یبوست
🔹خاکشیر، عرق نعناع و آب سرد:
درمان اسهال
🔸خاکشیر، عرق کاسنی و شاتره:
تصفیه ی خون، ضدجوش
🔹خاکشیر با عرق خارشتر:
دفع سنگ کلیه
🔸خاکشیر، دانه چیا و عرق زیره:
چربی سوزی عالی
🔹خاکشیر، عرق نعناع و بیدمشک:
آرامبخش و خواب آور
https://eitaa.com/joinchat/1178665514Cd9f02aeaa1
خاکشیر اعلا ، تمیز ، کوهی ، بدون سبزک
بسته 500گرمی _بااحترام ۱۳۰تومان
27.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوفته مرغ درجه یک به سبک شکوفه بانو😍❤️
گرم مخلوط سینه و ران مرغ
۲۰۰ گرم سبزی تازه یا خشک ) مرزه ، ترخون ، تره ، جعفری )
یک پیمانه لپه نیم پز
سه چهارم پیمانه برنج نیم پز
دو عدد پیاز رنده شده و آب گرفته شده
چهار حبه سیر
یک چهارم فلفل دلمه ای یا یک قاشق چایخوری پاپریکا
یک قاشق چایخوری ادویه مرغ
دو قاشق غذاخوری پودر سوخاری
کمی پودر زعفران
ادویه ها ) نمک ، فلفل سیاه و قرمز، زرد چوبه ، ادویه مرغ )
یک قاشق غذاخوری روغن زیتون برای سس این غذا :
یک عدد پیاز نگینی خرد شده ، یک قاشق غذاخوری رب گوجه ، نمک ، فلفل ، زردچوبه :
ادویه مرغ کمی زرشک و آلو
برای داخل کوفته ها : پیاز داغ ، گردو ، آلو و زرشک
https://eitaa.com/joinchat/1178665514Cd9f02aeaa1
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیشگویی عجیب امام خمینی: آقای خامنه ای تا وقتی انقلاب به اوج به خود برسد و تا آخر هم خواهد بود.
بشارت های رهبر معظم آیت الله خامنه ای درباره اتصال انقلاب ایران به حکومت جهانی امام عصر(عج)