eitaa logo
ولایت ، توتیای چشم
220 دنبال‌کننده
19.8هزار عکس
6.7هزار ویدیو
94 فایل
فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی ، اخلاق و خانواده . (در یک کلام ، بصیرت افزایی) @TOOTIYAYCHASHM http://eitaa.com/joinchat/2540306432Cdd24344a89
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹 💠 عباس و عمو با هم از پله‌های ایوان پایین دویدند و زن‌عمو روی ایوان خشکش زده بود. زبانم به لکنت افتاده و فقط نام حیدر را تکرار می‌کردم. عباس گوشی را از دستم گرفت تا دوباره با حیدر تماس بگیرد و ظاهراً باید پیش از عروسی، رخت عزای دامادم را می‌پوشیدم که دیگر تلفن را جواب نداد. 💠 جریان خون به سختی در بدنم حرکت می‌کرد، از دیشب قطره‌ای آب از گلویم پایین نرفته و حالا توانی به تنم نمانده بود که نقش زمین شدم. درست همانجایی که دیشب پاهای حیدر سست شد و زانو زد، روی زمین افتادم و رؤیای روی ماهش هر لحظه مقابل چشمانم جان می‌گرفت. 💠 بین هوش و بی‌هوشی بودم و از سر و صدای اطرافیانم تنها هیاهویی مبهم می‌شنیدم تا لحظه‌ای که نور خورشید به پلک‌هایم تابید و بیدارم کرد. میان اتاق روی تشک خوابیده بودم و پنکه سقفی با ریتم تکراری‌اش بادم می‌زد. برای لحظاتی گیج گذشته بودم و یادم نمی‌آمد دیشب کِی خوابیدم که صدای نیمه‌شب مثل پتک در ذهنم کوبیده شد. 💠 سراسیمه روی تشک نیم‌خیز شدم و با نگاه حیرانم دور اتاق می‌چرخیدم بلکه حیدر را ببینم. درد نبودن حیدر در همه بدنم رعشه کشید که با هر دو دستم ملحفه را بین انگشتانم چنگ زدم و دوباره گریه امانم را برید. چشمان مهربانش، خنده‌های شیرینش و از همه سخت‌تر سکوت آخرین لحظاتش؛ لحظاتی که بی‌رحمانه به زخم‌هایش نمک پاشیدم و خودخواهانه او را فقط برای خودم می‌خواستم. 💠 قلبم به‌قدری با بی‌قراری می‌تپید که دیگر وحشت و عدنان از خجالت در گوشه دلم خزیده و از چشمانم به‌جای اشک خون می‌بارید! از حیاط همهمه‌ای به گوشم می‌رسید و لابد عمو برای حیدر به جای مجلس عروسی، مجلس ختم آراسته بود. به‌سختی پیکرم را از زمین کندم و با قدم‌هایی که دیگر مال من نبود، به سمت در رفتم. 💠 در چوبی مشرف به ایوان را گشودم و از وضعیتی که در حیاط دیدم، میخکوب شدم؛ نه خبری از مجلس عزا بود و نه عزاداران! کنار حیاط کیسه‌های بزرگ آرد به ردیف چیده شده و جوانانی که اکثراً از همسایه‌ها بودند، همچنان جعبه‌های دیگری می‌آوردند و مشخص بود برای شرایط آذوقه انبار می‌کنند. 💠 سردسته‌شان هم عباس بود، با عجله این طرف و آن طرف می‌رفت، دستور می‌داد و اثری از غم در چهره‌اش نبود. دستم را به چهارچوب در گرفته بودم تا بتوانم سر پا بایستم و مات و مبهوت معرکه‌ای بودم که عباس به پا کرده و اصلاً به فکر حیدر نبود که صدای مهربان زن‌عمو در گوشم نشست :«بهتری دخترم؟» 💠 به پشت سر چرخیدم و دیدم زن‌عمو هم آرام‌تر از دیشب به رویم لبخند می‌زند. وقتی دید صورتم را با اشک شسته‌ام، به سمتم آمد و مژده داد :«دیشب بعد از اینکه تو حالت بد شد، حیدر زنگ زد.» و همین یک جمله کافی بود تا جان ز تن رفته‌ام برگردد که ناباورانه خندیدم و به‌خدا هنوز اشک از چشمانم می‌بارید؛ فقط این‌بار اشک شوق! دیگر کلمات زن‌عمو را یکی درمیان می‌شنیدم و فقط می‌خواستم زودتر با حیدر حرف بزنم که خودش تماس گرفت. 💠 حالم تماشایی بود؛ بین خنده و گریه حتی نمی‌توانستم جواب سلامش را بدهم که با همه خستگی، خنده‌اش گرفت و سر به سرم گذاشت :«واقعاً فکر کردی من دست از سرت برمیدارم؟! پس‌فردا شب عروسی‌مونه، من سرم بره واسه عروسی خودمو می‌رسونم!» و من هنوز از انفجار دیشب ترسیده بودم که کودکانه پرسیدم :«پس اون صدای چی بود؟» صدایش قطع و وصل می‌شد و به سختی شنیدم که پاسخ داد :«جنگه دیگه عزیزم، هر صدایی ممکنه بیاد!» از آرامش کلامش پیدا بود فاطمه را پیدا کرده و پیش از آنکه چیزی بپرسم، خبر داد :«بلاخره تونستم با فاطمه تماس بگیرم. بنزین ماشین‌شون تموم شده تو جاده موندن، دارم میرم دنبال‌شون.» 💠 اما جای جراحت جملات دیشبم به جانش مانده بود که حرف را به هوای عاشقی برد و عصاره احساس از کلامش چکید :«نرجس! بهم قول بده باشی تا برگردم!» انگار اخبار به گوشش رسیده بود و دیگر نمی‌توانست نگرانی‌اش را پنهان کند که لحنش لرزید :«نرجس! هر اتفاقی بیفته، تو باید محکم باشی! حتی اگه آمرلی اشغال بشه، تو نباید به مرگ فکر کنی!» 💠 با هر کلمه‌ای که می‌گفت، تپش قلبم شدیدتر می‌شد و او عاشقانه به فدایم رفت :«به‌خدا دیشب وقتی گفتی خودتو می‌کُشی، به مرگ خودم راضی شدم!» و هنوز از تهدید عدنان خبر نداشت که صدایش سینه سپر کرد :«مگه من مرده باشم که تو اسیر دست داعش بشی!» گوشم به حیدر بود و چشمم بی‌صدا می‌بارید که عباس مقابلم ظاهر شد. از نگاه نگرانش پیدا بود دوباره خبری شده و با دلشوره هشدار داد :«به حیدر بگو دیگه نمی‌تونه از سمت برگرده، داعش تکریت رو گرفته!»... ادامه دارد ... 🔸نویسنده: فاطمه ولی نژاد 🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃 https://splus.ir/rostmy 🍃🌹🍃
وقتی به گیاهانتان آب میدهید، چرا به کودکانتان نوشابه و نوشیدنیهای ناسالم میدهید⁉️ نوشابه قد کودکتان را کوتاه ، استخوان او را پوک و او را خشن، کم حرف و حواس پرت میکند !! گروه پرسش وپاسخ دوستانتون رو دعوت کنید https://eitaa.com/joinchat/3783132048C84adc998fc
🚀موشک به میان دیوها افتاده ✅ طرحی تماشایی پیرامون دفاع مقدس ۱۲ روزه با بهره‌گیری از نمادهای شاهنامه رهبر معظم انقلاب حدوداً ۳۴ سال پیش گفته بودند که شاهنامه کتابی دربردارنده «حکمتِ الهی» است. (۱۳۷۰/۱۲/۵) 🔻به گروه پژوهشی آرتا بپیوندید https://eitaa.com/joinchat/2525560832C7caee8d264
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ ♨️ صف طولانی افغانستانی‌ها جلوی سفارت ایران در کابل برای گرفتن گذرنامه و ورود قانونی به ایران 📌 به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇 @fori_sarasari
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ ♨️ افشای اطلاعات خلبانان اسرائیلی در صدر اخبار جهان یک رسانه غربی: 🔹توانایی دستگاه اطلاعاتی ایران در شناسایی و انتشار پروفایل خلبانان اسرائیلی که در حملات علیه ایران نقش داشته‌اند، نشان‌دهنده نفوذ عمیق اطلاعاتی جمهوری اسلامی در ساختارهای امنیتی و نظامی اسرائیل است. 📌 به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇 @fori_sarasari
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ ♨️ تجمع مردم نیویورک در مقابل هتل ترامپ در حمایت از مردم فلسطین 🔹مردم آمریکا با شعار «Let Gaza LIVE» مقابل هتل ترامپ در نیویورک تجمع کرده و خواستار فشار دولت ترامپ بر اسرائیل برای اجازه ورود کمک‌های غذایی به غزه شدند. 🔹پلیس به‌سرعت وارد عمل شد و تعدادی از معترضان را بازداشت کرد. 📌 به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇 @fori_sarasari
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ ♨️ سیل مرگبار در هند؛ دست‌کم ۴ کشته و تعداد زیادی مفقود 🔹در پی وقوع سیلابی سهمگین در هند، دیواره‌ای از گل، آب و آوار با سرعت بالا سرازیر شد و خانه‌ها، هتل‌ها و هر آنچه در مسیر خود بود را در هم کوبید. 🔹در این حادثه تاکنون مرگ دست‌کم ۴ نفر تأیید شده و تعداد زیادی نیز همچنان مفقود هستند. 🔹تلاش نیروهای امدادی برای یافتن مفقودان ادامه دارد. 📌 به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇 @fori_sarasari
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ ♨️ اسامه حمدان، عضو ارشد حماس: 🔹"پیامی به اعضای شورای امنیت: باید هنگام بحث درباره غزه، این تصویر را به یاد بیاورند: تصویر کودک، مریم دواس، که وزنش پیش از سیاست گرسنگی‌دادن ۲۵ کیلوگرم بود، و امروز وزنش کمتر از ۱۰ کیلوگرم است و دیگر حتی نمی‌تواند بایستد، چه برسد به راه رفتن." 📌 به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇 @fori_sarasari
‌ ♨️ مجوز پرواز هواپیماهای MD ایران به عراق صادر شد 🔹پس از پیگیری‌های فراوان، مجوز عملیات پروازی هواپیماهای MD ایران از سوی سازمان هواپیمایی کشوری عراق صادر شد. 📌 به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇 @fori_sarasari
‌ ♨️ علی لاریجانی با حکم رئیس‌جمهور، دبیر شورای عالی امنیت ملی شد. 📌 به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇 @fori_sarasari
‌ ♨️ مصاحبه طوفانی ساکس علیه سیاست‌های آمریکا اقتصاددان و تحلیلگر برجسته آمریکایی: 🔹راهبرد کلان آمریکا، سلطه بر جهان» است. 🔹این سیاست به جای تأمین امنیت، جهان را به سوی بی‌ثباتی بیشتر سوق می‌دهد. 🔹تنها دلیل دشمنی آمریکا با چین، موفقیت این کشور است. 🔹با یک توهم آمریکایی روبه‌رو هستیم. 🔹اینکه ایالات متحده می‌تواند شرایط را به همه دنیا چه در ایران، چه در اوکراین و چه در چین دیکته کند. 🔹آمریکا در همه جنایات اسرائیل شریک است. 🔹جنگ اوکراین، نتیجه سیاست توسعه ناتو است. 🔹اظهارات کودکانه ترامپ، آمریکا را در آستانه فاجعه قرار می‌دهد. 🔹ایران، چین، روسیه و حتی متحدان آمریکا در حال جدایی از نظم تک‌قطبی هستند. 📌 به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇 @fori_sarasari