✍ #تنها_میان_داعش
🌹 #قسمت_پانزدهم
💠 در انتظار آغاز عملیات ۱۵ روز گذشت و خبری جز خمپارههای #داعش نبود که هرازگاهی اطراف شهر را میکوبیدند. خانه و باغ عمو نزدیک به خطوط درگیری شمال شهر بود و رگبار گلولههای داعش را بهوضوح میشنیدیم.
دیگر حیدر هم کمتر تماس میگرفت که درگیر آموزشهای نظامی برای مبارزه بود و من تنها با رؤیای شکستن #محاصره و دیدار دوبارهاش دلخوش بودم.
💠 تا اولین افطار #ماه_رمضان چند دقیقه بیشتر نمانده بود و وقتی خواستم چای دم کنم دیدم دیگر آب زیادی در دبه کنار آشپزخانه نمانده است.
تأسیسات آب #آمرلی در سلیمانبیک بود و از روزی که داعش این منطقه را اشغال کرد، در لولهها نفت و روغن ریخت تا آب را به روی مردم آمرلی ببندد. در این چند روز همه ذخیره آب خانه همین چند دبه بود و حالا به اندازه یک لیوان آب باقی مانده بود که دلم نیامد برای چای استفاده کنم.
💠 شرایط سخت محاصره و جیرهبندی آب و غذا، شیر حلیه را کم کرده و برای سیر کردن یوسف مجبور بود شیرخشک درست کند. باید برای #افطار به نان و شیره توت قناعت میکردیم و آب را برای طفل #شیرخواره خانه نگه میداشتم که کتری را سر جایش گذاشتم و ساکت از آشپزخانه بیرون آمدم.
اما با این آب هم نهایتاً میتوانستیم امشب گریههای یوسف را ساکت کنیم و از فردا که دیگر شیر حلیه خشک میشد، باید چه میکردیم؟
💠 زنعمو هم از ذخیره آب خانه خبر داشت و از نگاه غمگینم حرف دلم را خواند که ساکت سر به زیر انداخت. عمو #قرآن میخواند و زیرچشمی حواسش به ما بود که امشب برای چیدن سفره افطار معطل ماندهایم و دیدم اشک از چشمانش روی صفحه قرآن چکید.
در گرمای ۴۵ درجه تابستان، زینب از ضعف روزهداری و تشنگی دراز کشیده بود و زهرا با سینی بادش میزد که چند روزی میشد با انفجار دکلهای برق، از کولر و پنکه هم خبری نبود. شارژ موبایلم هم رو به اتمام بود و اگر خاموش میشد دیگر از حال حیدرم هم بیخبر میماندم.
💠 یوسف از شدت گرما بیتاب شده و حلیه نمیتوانست آرامَش کند که خودش هم به گریه افتاد. خوب میفهمیدم گریه حلیه فقط از بیقراری یوسف نیست؛ چهار روز بود عباس به خانه نیامده و در #سنگرهای شمالی شهر در برابر داعشیها میجنگید و احتمالاً دلشوره عباس طاقتش را تمام کرده بود.
زنعمو اشاره کرد یوسف را به او بدهد تا آرمَش کند و هنوز حلیه از جا بلنده نشده، خانه طوری لرزید که حلیه سر جایش کوبیده شد.
💠 زنعمو نیمخیز شد و زهرا تا پشت پنجره دوید که فریاد عمو میخکوبش کرد :«نرو پشت پنجره! دارن با #خمپاره میزنن!» کلام عمو تمام نشده، مثل اینکه آسمان به زمین کوبیده شده باشد، همه جا سیاه شد و شیشههای در و پنجره در هم شکست.
من همانجا در پاشنه در آشپزخانه زمین خوردم و عمو به سمت دخترها دوید که خردههای شیشه روی سر و صورتشان پاشیده بود.
💠 زنعمو سر جایش خشکش زده بود و حلیه را دیدم که روی یوسف خیمه زده تا آسیبی نبیند. زینب و زهرا از ترس به فرش چسبیده و عمو هر چه میکرد نمیتوانست از پنجره دورشان کند.
حلیه از ترس میلرزید، یوسف یک نفس جیغ میکشید و تا خواستم به کمکشان بروم غرّش #انفجار بعدی، پرده گوشم را پاره کرد. خمپاره سوم درست در حیاط فرود آمد و از پنجرههای بدون شیشه، طوفانی از خاک خانه را پُر کرد.
💠 در تاریکی لحظات نزدیک #اذان مغرب، چشمانم جز خاک و خاکستر چیزی نمیدید و تنها گریههای وحشتزده یوسف را میشنیدم.
هر دو دستم را کف زمین عصا کردم و به سختی از جا بلند شدم، به چشمانم دست میکشیدم اما حتی با نشستن گرد و خاک در تاریکی اتاقی که چراغی روشن نبود، چیزی نمیدیدم که نجوای نگران عمو را شنیدم :«حالتون خوبه؟»
💠 به گمانم چشمان او هم چیزی نمیدید و با دلواپسی دنبال ما میگشت. روی کابینت دست کشیدم تا گوشی را پیدا کردم و همین که نور انداختم، دیدم زینب و زهرا همانجا پای پنجره در آغوش هم پنهان شده و هنوز از ترس میلرزند.
پیش از آنکه نور را سمت زنعمو بگیرم، با لحنی لرزان زمزمه کرد :«من خوبم، ببین حلیه چطوره!»
💠 ضجههای یوسف و سکوت محض حلیه در این تاریکی همه را جان به لب کرده بود؛ میترسیدم #امانت عباس از دستمان رفته باشد که حتی جرأت نمیکردم نور را سمتش بگیرم.
عمو پشت سر هم صدایش میکرد و من در شعاع نور دنبالش میگشتم که خمپاره بعدی در کوچه منفجر شد. وحشت بیخبری از حال حلیه با این انفجار، در و دیوار دلم را در هم کوبید و شیشه جیغم در گلو شکست...
ادامه دارد ...
🔸نویسنده: فاطمه ولی نژاد
🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃
https://splus.ir/rostmy
🍃🌹🍃
✍ #تنها_میان_داعش
🌹 #قسمت_شانزدهم
💠 در فضای تاریک و خاکی اتاق و با نور اندک موبایل، بلاخره حلیه را دیدم که با صورت روی زمین افتاده و یوسف زیر بدنش مانده بود.
دیگر گریههای یوسف هم بیرمق شده و بهنظرم نفسش بند آمده بود که موبایل از دستم افتاد و وحشتزده به سمتشان دویدم.
💠 زنعمو توان نداشت از جا بلند شود و چهار دست و پا به سمت حلیه میرفت. من زودتر رسیدم و همین که سر و شانه حلیه را از زمین بلند کردم زنعمو یوسف را از زیر بدنش بیرون کشید.
چشمان حلیه بسته و نفسهای یوسف به شماره افتاده بود و من نمیدانستم چه کنم. زنعمو میان گریه #حضرت_زهرا (سلاماللهعلیها) را صدا میزد و با بیقراری یوسف را تکان میداد تا بلاخره نفسش برگشت، اما حلیه همچنان بیهوش بود که نفس من برنمیگشت.
💠 زهرا نور گوشی را رو به حلیه نگه داشته بود و زینب میترسید جلو بیاید. با هر دو دست شانههای حلیه را گرفته بودم و با گریه التماسش میکردم تا چشمانش را باز کند.
صدای عمو میلرزید و با همان لحن لرزانش به من دلداری میداد :«نترس! یه مشت #آب بزن به صورتش به حال میاد.» ولی آبی در خانه نبود که همین حرف عمو #روضه شد و ناله زنعمو را به #یاحسین بلند کرد.
💠 در میان سرسام مسلسلها و طوفان توپخانهای که بیامان شهر را میکوبید، آوای #اذان مغرب در آسمان پیچید و اولین روزهمان را با خاک و خمپاره افطار کردیم.
نمیدانم چقدر طول کشید و ما چقدر بال بال زدیم تا بلاخره حلیه به حال آمد و پیش از هر حرفی سراغ یوسف را گرفت.
💠 هنوز نفسش به درستی بالا نیامده، دلش بیتاب طفلش بود و همین که یوسف را در آغوش کشید، دیدم از گوشه چشمانش باران میبارد و زیر لب به فدای یوسف میرود.
عمو همه را گوشه آشپزخانه جمع کرد تا از شیشه و پنجره و موج #انفجار دور باشیم، اما آتشبازی تازه شروع شده بود که رگبار گلوله هم به صدای خمپارهها اضافه شد و تنمان را بیشتر میلرزاند.
💠 در این دو هفته #محاصره هرازگاهی صدای انفجاری را میشنیدیم، اما امشب قیامت شده بود که بیوقفه تمام شهر را میکوبیدند.
بعد از یک روز #روزهداری آنهم با سحری مختصری که حلیه خورده بود، شیرش خشک شده و با همان اندک آبی که مانده بود برای یوسف شیرخشک درست کردم.
💠 همین امروز زنعمو با آخرین ذخیرههای آرد، نان پخته و افطار و سحریمان نان و شیره توت بود که عمو مدام با یک لقمه نان بازی میکرد تا سهم ما دخترها بیشتر شود.
زنعمو هم ناخوشی ناشی از وحشت را بهانه کرد تا چیزی نخورَد و سهم نانش را برای حلیه گذاشت. اما گلوی من پیش عباس بود که نمیدانستم آبی برای #افطار دارد یا امشب هم با لب خشک سپری میکند.
💠 اصلاً با این باران آتشی که از سمت #داعشیها بر سر شهر میپاشید، در خاکریزها چهخبر بود و میترسیدم امشب با #خون گلویش روزه را افطار کند!
از شارژ موبایلم چیزی نمانده و به خدا التماس میکردم تا خاموش نشده حیدر تماس بگیرد تا اینهمه وحشت را با #عشقم قسمت کنم و قسمت نبود که پس از چند لحظه گوشی خاموش شد.
💠 آخرین گوشی خانه، گوشی من بود که این چند روز در مصرف باتری قناعت کرده بودم بلکه فرصت همصحبتیام با حیدر بیشتر شود که آن هم تمام شد و خانه در تاریکی محض فرو رفت.
حالا دیگر نه از عباس خبری داشتیم و نه از حیدر که ما زنها هر یک گوشهای کِز کرده و بیصدا گریه میکردیم.
💠 در تاریکی خانهای که از خاک پر شده بود، تعداد راکتها و خمپارههایی که شهر را میلرزاند از دستمان رفته و نمیدانستیم #انفجار بعدی در کوچه است یا روی سر ما!
عمو با صدای بلند سورههای کوتاه #قرآن را میخواند، زنعمو با هر انفجار #صاحبالزمان (روحیفداه) را صدا میزد و بهجای نغمه مناجات #سحر، با همین موج انفجار و کولاک گلوله نیت روزه ماه مبارک #رمضان کردیم.
💠 آفتاب که بالا آمد تازه دیدیم خانه و حیاط زیر و رو شده است؛ پردههای زیبای خانه پاره شده و همه فرش از خردههای شیشه پوشیده شده بود.
چند شاخه از درختان توت شکسته، کف حیاط از تکه های آجر و شیشه و شاخه پُر شده و همچنان ستونهای دود از شهر بالا میرفت.
💠 تا ظهر هر لحظه هوا گرمتر میشد و تنور #جنگ داغتر و ما نه وسیلهای برای خنک کردن داشتیم و نه پناهی از حملات داعش.
آتش داعشیها طوری روی شهر بود که حلیه از دیدار عباس ناامید شد و من از وصال حیدر! میدانستم سدّ #مدافعان شکسته و داعش به شهر هجوم آورده است، اما نمیدانستم داغ #شهادت عباس و ندیدن حیدر سختتر است یا مصیبت #اسارت...
ادامه دارد ...
🔸نویسنده: فاطمه ولی نژاد
🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃
https://splus.ir/rostmy
🍃🌹🍃
. 👇👇👇کانال عمومی 👇👇👇
(تقویم همسران)
کاملترین مجموعه کانالهای تقویم نجومی اسلامی.
✴️ جمعه 👈17 مرداد / اسد 1404
👈14 صفر 1447👈8 اوت 2025
@taghvimehmsaran
🏛مناسبت های اسلامی و دینی.
❇️روز سبکی است و برای همه امور شایسته است خصوصا.
✅مسافرت.
✅قرض و وام گرفتن و دادن.
✅فصد و خون دادن.
✅خرید و فروش.
✅طلب علم و دانش.
✅طلب حاجت و رفتن پی خواسته ها.
✅شراکت و امور مشارکتی.
✅و دیدار با سران و بزرگان خوب است.
✈️مسافرت : مسافرت خوب است.
👶برای زایمان مناسب و نوزاد پرتلاش و پشتکار فراوان خواهد داشت. ان شاءالله.
💏 مباشرت امروز:
مباشرت امروز، پس از فضیلت نماز عصر استحباب ویژه ای دارد و فرزند چنین ساعتی دانشمندی معروف و شهرتش فراگیر خواهد شد.
💠به کانال ما در موضوع حرز امام جواد علیه السلام و سایر ادعیه سری بزنید...👇
@Herz_adiye_hamrah
🔭 احکام و اختیارات نجومی.
🌓امروز قمر در برج دلو و برای امور زیر مناسب است.
✳️رفتن به مکان و خانه نو.
✳️ختنه نوزاد.
✳️خرید منزل و آپارتمان.
✳️امور زراعی و کشاورزی.
✳️ شراکت و امور مشارکتی.
✳️و ورود به شهر نیک است.
@taghvimehmsaran
💑مباشرت امشب.
امشب و فردا: (شب شنبه و روز شنبه)ممکن است فرزند دچار غش و صرع شود.
💇💇♂ اصلاح سر و صورت:
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) باعث شادی می شود.
@taghvimehmsaran
💉حجامت.
خون دادن فصد و زالو انداختن...
#خون_دادن یا #حجامت، زالو انداختن سلامت آفرین است.
@taghvimehmsaran
✂️ ناخن گرفتن:
جمعه برای #گرفتن_ناخن، روز بسیار خوبیست و مستحب نیز هست. روزی را زیاد ، فقر را برطرف، عمر را زیاد و سلامتی آورد.
👕👚 دوخت و دوز:
جمعه برای بریدن و دوختن، #لباس_نو روز بسیار مبارکیست و باعث برکت در زندگی و طول عمر میشود...
✴️️ وقت استخاره:
در روز جمعه از اذان صبح تا طلوع آفتاب و بعد از زوال ظهر تا ساعت ۱۶ عصر خوب است.
@taghvimehmsaran
😴 تعبیر خواب:
خواب و رویایی که امشب دیده شود تعبیرش در آیه 15 سوره مبارکه "حجر" است.
لقالوا انما سکرت ابصارنا بل نحن...
و از مفهوم و معنای آن استفاده می شود که شخصی بی حد و حساب با خواب بیننده گفت و گوی باطل کند ولی به جایی نرسد و کار خواب بیننده خوب و روبراه شود. ان شاءالله. چیزی همانند ان قیاس گردد...
کتاب تقویم همسران صفحه 115
❇️️ ذکر روز جمعه.
اللّهم صلّ علی محمّد وآل محمّد وعجّل فرجهم ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۲۵۶ مرتبه #یانور موجب عزیز شدن در چشم خلایق میگردد .
💠 ️روز جمعه طبق روایات متعلق است به #حجة_ابن_الحسن_عسکری_عج . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد
🌸زندگیتون مهدوی 🌸
📚 منابع مطالب.
تقویم همسران
نوشته حبیب الله تقیان
انتشارات حسنین علیهما السلام
قم:
پاساژ قدس زیر زمین پلاک 24
تلفن
09032516300
025 377 47 297
0912 353 28 16
📩 این مطلب را برای دوستانتان حتما همراه با لینک ارسال کنید.
📛📛📛📛📛📛📛📛
مطلب با حذف لینک ممنوع و حرام است.
📛📛📛📛📛📛📛📛
مطلب تخصصی و مفید تقویم همسران را هر شب 👇اینجا👇دریافت کنید 👇عضو شوید👇7
لینک کانال در ایتا و سروش و تلگرام. 👇
@taghvimehamsaran
ارتباط با ادمین مجموعه کانالهای تقویم نجومی اسلامی:...👇
@tl_09123532816
https://eitaa.com/joinchat/2302672912C0ee314a7eb
💚✧༺❤️༻✧💚
🔻 نتیجه تکبر
حاج آقا رحیم ارباب در خاطراتش مینویسد که: من یک بعدازظهر و عصری بود که به قبرستان تختپولاد در اصفهان رفتم برای زیارت اهل قبور. یکدفعه دیدم این بچههای هفت، هشت ساله داشتند در قبرستان بازی میکردند، فوتبال بازی میکردند، جمجمهی سرِ یک میّتی شده بود توپ فوتبال اینها. میکشیدند زیر این جمجمه و پاس به همدیگر میدادند و بازی میکردند. من خیلی ناراحت شدم. قبرستان مسلمانهاست! مسلمان، استخوانش هم محترم است! بدن میّت هم احترام دارد!
گفت: یک نهیبی کردم به این بچهها و اینها رفتند. جمجمه را برداشتم و بردم یک گوشه از قبرستان و خاک را کنار زدم و دفن کردم.آیتالله حاج آقا رحیم ارباب میگوید: همان شب خواب دیدم. دیدم یک آقایی در یک باغی است، آمد به سمت من، لباس زیبایی به تن داشت. گفت: حاج آقا رحیم ارباب، خدا خیرت بدهد! به دادِ ما رسیدی! ما را در بغل گرفت. گفتم: شما کی هستید؟ من شما را نمیشناسم؟! گفت: من صاحب همان جمجمهای هستم که امروز عصر دفنش کردید
من پزشک بودم. چون باسوادِ فامیل، خودم بودم، هیچکس را آدم حساب نمیکردم. نمازم به جا بود، قرآن میخواندم، روزه میرفتم، واجبِ زمینمانده نداشتم فقط مشکل اخلاقی داشتم و متکبر بودم. از زمانی که از دنیا رفتم در عالم برزخ، گفتند: حال که متکبر بودی، ما یک مدت جمجمهی سرت را از زیر خاک بالا میآوریم و میکنیم توپِ فوتبال بچهها تا تو یک خورده خجالت بکشی جلوی برزخیها و کفارهی این تکبّرت را پس بدهی.خدا نکند آدم خودش را گم کند.جوانها! ادبِ در برابر پدر و مادر فراموش نشود.
࿐✾🍃🌸🍃✾࿐
💐 ما به همراهی شما مباهات و افتخار میکنیم.
🇮🇷 راز موفقیت👇
@razmovafajh 👈
✍گویند "حر بن يزيد رياحي" اولين کسي بود که آب را به روي امام بست و اولين کسي شد که خونش را براي او داد.
🔘"عمر سعد" هم اولين کسي بود که به امام نامه نوشت و دعوتش کرد براي آنکه رهبرشان شود و اولين کسي شد که تير را به سمت او پرتاب کرد!
👈چه کسی ميداند آخر کارش به کجا ميرسد؟ دنيا دار ابتلاست...
💠با هر امتحاني چهرهاي از ما آشکار ميشود، چهرهاي که گاهي خودمان را شگفتزده ميکند.
چطور ميشود در اين دنيا بر کسي خرده گرفت و خود را نديد؟
✍ميگويند خداوند داستان ابليس را تعريف کرد تا بداني که نميشود به عبادتت، به تقربت، به جايگاهت اطمينان کني.
🌹خدا هيچ تعهدي براي آنکه تو همان که هستي بماني، نداده است.
▪️شايد به همين دليل است که سفارش شده، وقتي حال خوبي داري و ميخواهي دعا کني، يادت نرود "عافيت" و "عاقبت به خيريات" را بطلبي...
🌺"مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی"
🇮🇷 راز موفقیت👇
@razmovafajh 👈
اگر_مظلوم_نمایـیِ_ایران_ادامه_دهید،_تهران_غزه_خواهد_شد.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
اگر مظلوم نمایـیِ ایران ادامه دهید، تهران غزه خواهد شد
در گفتگوی جدال با دکتر فؤاد ایزدی
⚫️ @jedal_siasi | جدال سیاسی
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
18.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جمله ای خطاب به مردم و جمله ای خطاب به تخریب گر ها!
✍ محمد صالح مشفقی پور
🔹 خطاب به مردم:
در حالی که انتخابات تمام شده است!
و کشور درگیر چالش های بسیار مهم و سرنوشت ساز امنیتی، فرهنگی و اقتصادی است؛
اما جماعتی در واقع ضد وفاق اما مدعی وفاق! همچنان در حال تخریب سعید جلیلی هستند!
دلیل این تخریب ها، همین منطق واضح جلیلی است که حرف دل بسیاری از مردم است...
🔹 خطاب به آنان که همچنان قوت روزانهشان، تخریب جلیلی است:
رأی عمده قریب به اتفاق کسانی که به جلیلی رأی دادند، گفتمانی بوده است نه از سر عشق به چشم و ابروی جلیلی!
مطمئن باشید با این تخریب ها، آن که ضرر می کند شمایید و حمایت مردم را هم از دست خواهید داد!
کوس رسوایی خود را می زنید و نمی فهمید!
💎 @Moshfeghoun 💐
ویراستی
♦️ عبور و مرور
🌐 IR شناسۀ کـاوه W وبـگـاه سُـلَّـم
🔹 این همه سر و صدا برای لاریجانی بیش از اینکه رقیب تراشی برای جلیلی باشد بوی عبور از قالیباف میدهد!
🔸 بالاخره ایشان با همۀ هزینهها و حمایتها و... که اخیرا شد نتوانست بیش از سه میلیون رأی کسب کند!
🔺 طبیعی است که دیگر با گزینۀ ضعیف و... به مصاف امثال جلیلی نروند!
👤 حسین کاوه ✍️
#️⃣ #جلیلی #لاریجانی #قالیباف
🆔 @SOLLAM 👈 عضو شوید ✌️
🌀جنگ ترکیبی اغنیا بر علیه فقرا
🔻 یکی از اصطلاحات منحصر به فرد امام خمینی(ره) تاکید دائمی بر جنگ فقر و غنا بود، مفهومی که اوائل درکش برای من سخت بود، ولی با دیدن رفتارهای استکباری دولتهایی همچون آمریکا به حاق معنای آن رسیدم.
🔹 ثروتمندانی که تهذیب نشوند، خوی استکباری و تکاثری دارند، سعی میکنند همه ثروتها را به چنگ آورند حتی با ظلم و زور، آنها حتی دستگاه تولید علم را هم به خدمت میگیرند که ظاهری علمی به درندهخویی جاهطلبانه آنها بدهد.
🔻 رفتار این روزهای ترامپ که از هر ابزاری برای تسلط بر ثروتهای جهان استفاده میکند به خوبی بیانگر این واقعیت است.
🔹امریکا از بدو تاسیس این روحیه را داشته است، زمانی سرخپوستان را برای تصاحب سرزمینشان از دم تیغ گذراندند؛ در جنگ جهانی دوم با بمب اتم ژاپن را زمینگیر کردند و دلار را با گروکشی بازسازی اروپا به جهان تحمیل کردند، سازمان ملل را با حق وتو و بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول را در راستای منافعشان طراحی کردند.
🔻 این دولت تمامیت خواه هرگاه منافعش به خطر میافتد، جنگی راه میاندازد و نه تنها با ایجاد ناامنی سلاحهایش را میفروشد، بلکه از بازسازی کشورهای ویران شده هم منفعت کسب میکند.
🔻 آمریکا صنایع آلاینده و پرهزینه اش را برای استفاده از نیروی کار ارزان آسیا و آمریکای جنوبی روانه این کشورها کرد، ولی الان که میبیند در حال باختن به اقتصادهای نوظهوری مثل چین است در حال ایجاد یک جنگ تعرفهای است بر خلاف آنچه در کتابهای درسی اقتصاد از زبان آدام اسمیت و دیوید ریکاردو ترویج کرده بود.
🔻 جنگ فقر و غنا و به تبع جنگ فقرا و اغنیا همیشه بوده و هست، فقط شکل آن عوض میشود.
✍️توکلی eitaa.com/eqmoq2
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ #کلیپ | انگار نه انگار که ملت ما پیروز شده است!
🔹قوم بنیاسرائیل پس از پیروزی بر دشمن فرعونی و غلبه بر آنها، وقتی ۴۰ روز پیامبرشان برای دریافت تورات از میان آنها رفت، به گوساله پرستی روی آورندند؛ عدهای نیز امروز پس از اینکه دشمن در وسط مذاکره به ما حمله کرد و ملت ایران پیروز شد، از ادامهی مسیر خسارت بار گذشته دم میزنند! انگار نه انگار...
✅ @saeedjalily