9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خلبان دلاوری که به اشتباه؛ یک کودتا را به نامش زدند...
شهید محمدنوژه؛ سرباز شجاع ایران که با دهان روزه به شهادت رسید
▫️۲۵مرداد؛ سالروز شهادت محمد نوژه گرامیباد🌷
#شهید_نوژه
🍃🌹۱۴گلصلواتهدیهبهشهیدمحمد نوژه 🌹🍃
🍃🌹کانالِیادوخاطرهشهدا🌹🍃
http://sapp.ir/rostmy
🍃🌹🍃
🌱شب نیست که آهم به ثریا نرسد...
از چشم ترم آب به دریا نرسد...
🌱میمیرم از این لحظه که آیا روزی
دیدار به دیدار رسد یا نرسد....
#سلامآقایمن
#امام_زمان♥
اَلسّلامُ عَلی الحُسَین وَ عَلی علی اِبن الحُسَین
وَ عَلی اَولاد الحُسَین وَ عَلی اَصحاب الحُسَین
♻️ امروز یکشنبه
۲۶ مرداد ۱۴۰۴ هجری شمسی
۲۳ صفر ۱۴۴۷ هجری قمری
ذکر مخصوص روز یکشنبه :
«یا ذَالجَلالِ وَالاِکرام» ۱۰۰ مرتبه
🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃
https://splus.ir/rostmy
🍃🌹🍃
اَلا یا اَیُّھا السٰاقے
بگو یاࢪَم نمےآید
دِگر اَهل حَــرَم میر
و عَلَمــدارَم نمےآید...
#حاج_قاسم💔
#صبح_وعاقبتمون_شهدایی 🕊
🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃
https://splus.ir/rostmy
🍃🌹🍃
✍️ #تنها_میان_داعش
#قسمت_سی_و_سوم
💠 دیگر گرمای هوا در این دخمه نفسم را گرفته و وحشت این جسد نجس، قاتل جانم شده بود که هیاهویی از بیرون به گوشم رسید و از ترس تعرض #داعشیها دوباره انگشتم سمت ضامن رفت.
در به ضرب باز شد و چند نفر با هم وارد خانه شدند. از شدت ترس دلم میخواست در زمین فرو روم و هر چه بیشتر در خودم مچاله میشدم مبادا مرا ببینند و شنیدم میگفتند :«حرومزادهها هر چی زخمی و کشته داشتن، سر بریدن!» و دیگری هشدار داد :«حواست باشه زیر جنازه بمبگذاری نشده باشه!»
💠 از همین حرف باور کردم رؤیایم تعبیر شده و نیروهای #مردمی سر رسیدهاند که مقاومتم شکست و قامت شکستهترم را از پشت بشکهها بیرون کشیدم.
زخمی به بدنم نبود و دلم به قدری درد کشیده بود که دیگر توانی به تنم نمانده و در برابر نگاه خیره #رزمندگان فقط خودم را به سمتشان میکشیدم. یکی اسلحه را سمتم گرفت و دیگری فریاد زد :«تکون نخور!»
💠 نارنجکِ در دستم حرفی برای گفتن باقی نگذاشته بود، شاید میترسیدند #داعشی باشم و من نفسی برای دفاع از خود نداشتم که #نارنجک را روی زمین رها کردم، دستانم را به نشانه #تسلیم بالا بردم و نمیدانستم از کجای قصه باید بگویم که فقط اشک از چشمانم میچکید.
همه اسلحههایشان را به سمتم گرفته و یکی با نگرانی نهیب زد :«#انتحاری نباشه!» زیبایی و آرامش صورتشان به نظرم شبیه عباس و حیدر آمد که زخم دلم سر باز کرد، خونابه غم از چشمم جاری شد و هق هق گریه در گلویم شکست.
💠 با اسلحهای که به سمتم نشانه رفته بودند، مات ضجههایم شده و فهمیدند از این پیکر بیجان کاری برنمیآید که اشاره کردند از خانه خارج شوم.
دیگر قدمهایم را دنبال خودم روی زمین میکشیدم و میدیدم هنوز از پشت با اسلحه مراقبم هستند که با آخرین نفسم زمزمه کردم :«من اهل #آمرلی هستم.» و هنوز کلامم به آخر نرسیده، با عصبانیت پرسیدند :«پس اینجا چیکار میکنی؟»
💠 قدم از خانه بیرون گذاشتم و دیدم دشت از ارتش و نیروهای مردمی پُر شده و خودروهای نظامی به صف ایستاده اند که یکی سرم فریاد زد :«با #داعش بودی؟» و من میدانستم حیدر روزی همرزمشان بوده که به سمتشان چرخیدم و #مظلومانه شهادت دادم :«من زن حیدرم، همونکه داعشیها #شهیدش کردن!»
ناباورانه نگاهم میکردند و یکی پرسید :«کدوم حیدر؟ ما خیلی حیدر داریم!» و دیگری دوباره بازخواستم کرد :«اینجا چی کار میکردی؟» با کف هر دو دستم اشکم را از صورتم پاک کردم و آتش مصیبت حیدر خاکسترم کرده بود که غریبانه نجوا کردم :«همون که اول #اسیر شد و بعد...» و از یادآوری ناله حیدر و پیکر دست و پا بستهاش نفسم بند آمد، قامتم از زانو شکست و به خاک افتادم.
💠 کف هر دو دستم را روی زمین گذاشته و با گریه گواهی میدادم در این مدت چه بر سر ما آمده است که یکی آهسته گفت :«ببرش سمت ماشین.» و شاید فهمیدند منظورم کدام حیدر است که دیگر با اسلحه تهدیدم نکردند، #رزمندهای خم شد و با مهربانی خواهش کرد :«بلند شو خواهرم!»
با اشاره دستش پیکرم را از روی زمین جمع کردم و دنبالش جنازهام را روی زمین میکشیدم. چند خودروی تویوتای سفید کنار هم ایستاده و نمیدانستم برایم چه حکمی کردهاند که درِ خودروی جلویی را باز کرد تا سوار شوم.
💠 در میان اینهمه مرد نظامی که جمع شده و جشن شکست #محاصره آمرلی را هلهله میکردند، از شرم در خودم فرو رفته و میدیدم همه با تعجب به این زن تنها نگاه میکنند که حتی جرأت نمیکردم سرم را بالا بیاورم.
از پشت شیشه ماشین تابش خورشید آتشم میزد و این جشن #آزادی بدون حیدر و عباس و عمو، بیشتر جگرم را میسوزاند که باران اشکم جاری شد و صدایی در سکوتم نشست :«نرجس!»
💠 سرم به سمت پنجره چرخید و نه فقط زبانم که از حیرت آنچه میدیدم حتی نفسم بند آمد. آفتاب نگاه #عاشقش به چشمانم تابید و هنوز صورتم از سرمای ترس و غصه میلرزید.
یک دستش را لب پنجره ماشین گرفت و دست دیگرش را به سمت صورتم بلند کرد. چانهام را به نرمی بالا آورد و گره گریه را روی تار و پود مژگانم دید که #نگران حالم نفسش به تپش افتاد :«نرجس! تو اینجا چیکار میکنی؟»
💠 باورم نمیشد این نگاه حیدر است که آغوش گرمش را برای گریههایم باز کرده، دوباره لحن مهربانش را میشنوم و حرارت سرانگشت #عاشقش را روی صورتم حس میکنم.
با نگاهم سرتاپای قامت رشیدش را بوسه میزدم تا خیالم راحت شود که سالم است و او حیران حال خرابم نگاهش از غصه آتش گرفته بود...
#ادامه_دارد
🔸نویسنده: فاطمه ولی نژاد
🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃
https://splus.ir/rostmy
🍃🌹🍃
✍️ #تنها_میان_داعش
#قسمت_سی_و_چهارم
💠 چانهام روی دستش میلرزید و میدید از این #معجزه جانم به لب رسیده که با هر دو دستش به صورتم دست کشید و #عاشقانه به فدایم رفت :«بمیرم برات نرجس! چه بلایی سرت اومده؟» و من بیش از هشتاد روز منتظر همین فرصت بودم که بین دستانش صورتم را رها کردم و نمیخواستم اینهمه مرد صدایم را بشنوند که در گلویم ضجه میزدم و او زیر لب #حضرت_زهرا (سلاماللهعلیها) را صدا میزد.
هر کس به کاری مشغول بود و حضور من در این معرکه طوری حال حیدر را به هم ریخته بود که دیگر موقعیت اطراف از دستش رفت، در ماشین را باز کرد و بین در مقابل پایم روی زمین نشست.
💠 هر دو دستم را گرفت تا مرا به سمت خودش بچرخاند و میدیدم از #غیرت مصیبتی که سر ناموسش آمده بود، دستان مردانهاش میلرزد. اینهمه تنهایی و دلتنگی در جام جملاتم جا نمیشد که با اشک چشمانم التماسش میکردم و او از بلایی که میترسید سرم آمده باشد، صورتش هر لحظه برافروختهتر میشد.
میدیدم داغ غیرت و غم قلبش را آتش زده و جرأت نمیکند چیزی بپرسد که تمام توانم را جمع کردم و تنها یک جمله گفتم :«دیشب با گوشی تو پیام داد که بیام کمکت!» و میدانست موبایلش دست عدنان مانده که خون #غیرت در نگاهش پاشید، نفسهایش تندتر شد و خبر نداشت عذاب عدنان را به چشم دیدهام که با صدایی شکسته خیالش را راحت کردم :«قبل از اینکه دستش به من برسه، مُرد!»
💠 ناباورانه نگاهم کرد و من شاهدی مثل #امیرالمؤمنین (علیهالسلام) داشتم که میان گریه زمزمه کردم :«مگه نگفتی ما رو دست امیرالمؤمنین (علیهالسلام) امانت سپردی؟ به¬خدا فقط یه قدم مونده بود...»
از تصور تعرض عدنان ترسیدم، زبانم بند آمد و او از داغ غیرت گُر گرفته بود که مستقیم نگاهم میکرد و من هنوز تشنه چشمانش بودم که باز از نگاهش قلبم ضعف رفت و لحنم هم مثل دلم لرزید :«زخمی بود، #داعشیها داشتن فرار میکردن و نمیخواستن اونو با خودشون ببرن که سرش رو بریدن، ولی منو ندیدن!»
💠 و هنوز وحشت بریدن سر عدنان به دلم مانده بود که مثل کودکی از ترس به گریه افتادم و حیدر دستانم را محکمتر گرفت تا کمتر بلرزد و زمزمه کرد :«دیگه نترس عزیزدلم! تو امانت من دست #امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بودی و میدونستم آقا خودش مراقبته تا من بیام!»
و آنچه من دیده بودم حیدر از صبح زیاد دیده و شنیده بود که سری تکان داد و تأیید کرد :«حمله سریع ما غافلگیرشون کرد! تو عقب نشینی هر چی زخمی و کشته داشتن سرشون رو بریدن و بردن تا تلفاتشون شناسایی نشه!»
💠 و من میخواستم با همین دست لرزانم باری از دوش دلش بردارم که #عاشقانه نجوا کردم :«عباس برامون یه #نارنجک اورده بود واسه روزی که پای داعش به شهر باز شد! اون نارنجک همرام بود، نمیذاشتم دستش بهم برسه...» که از تصور از دست دادنم تنش لرزید و عاشقانه تشر زد :«هیچی نگو نرجس!»
میدیدم چشمانش از عشقم به لرزه افتاده و حالا که آتش غیرتش فروکش کرده بود، لالههای #دلتنگی را در نگاهش میدیدم و فرصت عاشقانهمان فراخ نبود که یکی از رزمندهها به سمت ماشین آمد و حیدر بلافاصله از جا بلند شد.
💠 رزمنده با تعجب به من نگاه میکرد و حیدر او را کناری کشید تا ماجرا را شرح دهد که دیدم چند نفر از مقابل رسیدند. ظاهراً از #فرماندهان بودند که همه با عجله به سمتشان میرفتند و درست با چند متر فاصله مقابل ماشین جمع شدند.
با پشت دستم اشکهایم را پاک میکردم و هنوز از دیدن حیدر سیر نشده بودم که نگاهم دنبالش میرفت و دیدم یکی از فرماندهها را در آغوش کشید.
💠 مردی میانسال با محاسنی تقریباً سپید بود که دیگر نگاهم از حیدر رد شد و محو سیمای #نورانی او شدم. چشمانش از دور به خوبی پیدا نبود و از همین فاصله آنچنان آرامشی به دلم میداد که نقش غم از قلبم رفت.
پیراهن و شلواری خاکی رنگ به تنش بود، چفیهای دور گردنش و بیدریغ همه رزمندگان را در آغوش میگرفت و میبوسید. حیدر چند لحظه با فرماندهان صحبت کرد و با عجله سمت ماشین برگشت.
💠 ظاهراً دریای #آرامش این فرمانده نه فقط قلب من که حال حیدر را هم بهتر کرده بود. پشت فرمان نشست و با آرامشی دلنشین خبر داد :«معبر اصلی به سمت شهر باز شده!»
ماشین را به حرکت درآورد و هنوز چشمانم پیش آن مرد جا مانده بود که حیدر ردّ نگاهم را خواند و به عشق سربازی اینچنین فرماندهای سینه سپر کرد :«#حاج_قاسم بود!»
💠 با شنیدن نام حاج قاسم به سرعت سرم را چرخاندم تا پناه مردم #آمرلی در همه روزهای #محاصره را بهتر ببینم و دیدم همچنان رزمندهها مثل پروانه دورش میچرخند و او با همان حالت دلربایش میخندد...
#ادامه_دارد
🔸نویسنده: فاطمه ولی نژاد
🌹🍃کانال یادوخاطره شهدا🌹🍃
https://splus.ir/rostmy
🍃🌹🍃
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️این فرمایش صریح و قاطع و علنی رهبر انقلاب ریشه در اشراف کامل ایشان بر جزئیات این فناوری دارد.
✍ دو روز قبل با صاحبان این فناوری تلفنی صحبت کردم و در جریان اطلاعاتی قرار گرفتم که مرا به این نتیجه رساند که این فناوری راه نجات کشور است و تاکید رهبر حکیم انقلاب اسلامی از همین روست.
آقایان مسئول باید پاسخگو باشند که چرا با وجود اینهمه تاکیدات رهبر انقلاب، به آن بی توجه هستند.
اطلاعاتی مشکوک از توطئه آبی در کشور وجود دارد که به موقع توضیح خواهم داد.
#تکمیلی/پروژهای که رهبر انقلاب از آن صحبت کردند را در پست بعدی ببینید👇
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
اما پروژه ای که رهبری به آن تاکید داشتند و علیرغم تاکیدات هیچگاه مورد حمایت قرار نگرفت
لطفا مستند بعدی را ببینید، توضیحات را با دقت بخوانید👇
23.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍ما در خوزستان ۱۰۰ هزار هکتار نیشکر داریم که سالانه ۴ میلیارد مترمکعب آب مصرف میکند.
هزینه اجرای هر هکتار پروژهی آبیاری هوشمند زیرسطحی (SSTI) که رهبری هم به آن تاکید داشتند حدود ۵۵۰ میلیون تومان است (با اینکه فناوری کاملاً بومی است و مواد اولیه آن هم داخلیست، اما چون فروش مواد اولیه ایرانی به دلار است، قیمتها با دلار بالا میرود؛ وگرنه اگر مواد اولیه رایگان به این پروژه اختصاص یابد، هزینه اجرای آن حدود ۵۰ میلیون تومان در هکتار است).
اخیراً شنیدیم که دولت آقای پزشکیان ۶۰ هزار میلیارد تومان برای حمایت از بورس هزینه کرد که در واقع این پول از جیب مردم برداشته شد و به جیب سهامداران بزرگ رفت.
بیایید محاسبه کنیم اگر همین رقم ۶۰ همت که وزارت اقتصاد برای بورس هزینه کرد، برای اجرای پروژه آبیاری هوشمند زیرسطحی (که دغدغه رهبر انقلاب هم هست) در نیشکر هزینه میشد، چه میزان آب آزاد میگردید، آیا بحران آب کشور حل میشد یا خیر؟؟!
هزینه اجرای پروژه آبیاری مد نظر رهبری در هر هکتار حدود ۵۵۰ میلیون تومان میباشد.
با اینحساب، برای تجهیز ۱۰۰ هزار هکتار نیشکر به SSTI حدود ۵۵ هزار میلیارد تومان نیاز است.
در واقع یعنی با آن بودجه ای که به بورس دادند اگر به توصیه رهبری توجه میکردند میشد...
ادامه در پست بعد👇
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
ادامه از پست قبل👆
✍در واقع یعنی با آن بودجهای که به بورس دادند اگر به توصیه رهبری توجه میکردند میشد کل زمینهای سطح نیشکر را مجهز به این روش آبیاری کرد و حتی حدود ۵ هزار میلیارد تومان هم اضافه میآمد.
اما نکته مهمتر:
در حال حاضر این ۱۰۰ هزار هکتار سالانه ۴ میلیارد مترمکعب آب مصرف میکند.
با توجه به اینکه با این روش آبیاری( SSTI) مصرف آب حدود ۴۰٪ کاهش میابد، بنابراین باید گفت با اینکار حدود ۲.۴ میلیارد مترمکعب آب به چرخه مصرف برمیگردد.
برای درک اهمیت این عدد، کافیست بدانیم کل مصرف آب خانگی کشور حدود ۶ میلیارد مترمکعب در سال است.
حالا تصور کنید اگر کل ۸ میلیون هکتار اراضی کشاورزی آبی ما به این فناوری مجهز شود چه خواهد شد!
گفته میشود مصرف آب کشاورزی در ایران سالانه ۹۰ میلیارد مترمکعب است. اگر با این فناوری، مصرف آب فقط ۴۰٪ کاهش یابد، حدود ۳۵ میلیارد مترمکعب آب آزاد خواهد شد.
این فقط محاسبات تقریبی مربوط به کاهش مصرف آب است؛ مواردی مانند کاهش مصرف کود و سم و افزایش عملکرد محصول را هم به این معادلات اضافه کنید تا تصویر کاملتری از منافع ملی این سرمایهگذاری به دست آید.
فقط تعجب و سوال اینجاست که دلیل بی توجهی به این دستور رهبری چیست؟؟!!
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
♨️ کشف ۱۳۸ میلیارد ارز قاچاق و ۲میلیون دینار تقلبی/ بازداشت ۴۹ دلال ارزی
رئیس پلیس امنیت اقتصادی فراجا:
🔹دراجرای مأموریتهای اربعین در مرزهای هفتگانه، بالغ بر ۱۳۸ میلیارد تومان انواع ارز قاچاق کشف شد.
🔹۴۹ نفر دلال ارزی بازداشت شدند.
🔹در این مدت دو میلیون و ۳۰ هزار دینار تقلبی کشف و دو نفر در این رابطه بازداشت شدند.
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ اظهارات وقیحانه رئیس پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل: فلسطینیها باید هر از گاهی با یک «نکبت» (فاجعهای مانند سال ۱۹۴۸) مواجه شوند!
آهارون هالیوا در فایلهای صوتی پخششده از کانال ۱۲ تلویزیون اسرائیل:
🔹واقعیت اینکه تاکنون ۵۰ هزار نفر در غزه کشته شدهاند، این امری ضروری و لازم برای نسلهای آینده است.
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
♨️ سپاه پاسداران: برای درهم شکستن هر متجاوزی آمادهایم
بیانیه سپاه پاسداران:
🔹آزادگان عزیز، نماد حقیقی مقاومت فعال و امید راهبردی هستند؛ همان حقیقتی که در دفاع مقدس ۸ ساله، ۱۲ روزه و نیز جبهه مقاومت فلسطین و همچنین میدانهای شکستهای پیاپی رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکاییاش در منطقه جلوهگر شده است.
🔹ملت شریف و عظیم ایران در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی و مقابله با هرگونه تهدید و توطئه استکباری و صهیونیستی، مصممتر از همیشه ایستاده است.
🔹دشمنان نیز بدانند همان ملتی که فرزندانش سالها در زنجیر اسارت دشمن، پرچم تسلیم را به زمین انداخت و پرچم عزت را برافراشت، امروز در بلندای شکوهمند تجربه، ایمان و اقتدار چند برابری، آماده در هم شکستن جبهه هر متجاوز و هر نقشه شوم علیه امنیت و آینده سرزمین خود است.
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari