دنبالِ دوائیم که بیمار نگردیم ..
غفلت زده از اینکه به جز عشق دوا نیست :)
«اعترافاتِیکتبعیدی»
آقا رفته؛ خدایِ آقا که نرفته، آقایِ آقا که نرفته...
و مغرب امشب ..
چه زود سه ماه از جنگ گذشت و چه زود فهمیدی که چه قدر روحت عادت کرده به نبودنش. به نبود او عادت میکنی همان طور که تاریخ هزار و اندی سال است که به نبودن اجدادِ او عادت کرده و خو میکند. او که رفت، کاشکی سلامِ ما دنیا زده های بیچاره را به پدرانش برساند.