#کارت_دعوت فکر........!🔰🔰🔰
وقتی به چیزی فکر میکنید در واقع برایش کارت دعوت میفرستید... ؛
آیا هرگز برایتان پیش آمده که به دوستی که مدتها از او بی خبر بوده اید فکر کنید و او ناگهان پس از سالها به شما تلفن بزند!؟
شما با کلام خود میتوانید روند حوادث را تغییر دهید.آیا هیچوقت به این موضوع فکر کرده اید که اراده ی شما،تولیدکننده افکارتان است نه اتفاقات روزمره...!!؟
افکار و تصاویر ذهنی خود را کنترل کنید و اراده خود را بر آنها تحمیل کنید...!
هرگز اجازه ندهید فردی یا موضوعی افکار شما را دستخوش نوسان کند یا تصویر ذهنی نامطلوبی برای شما بسازد...!
بجای تصاویر درهم و منفی،تصاویری زیبا در ذهنتان بسازید آنگاه خواهید دید که ذهن شما چه پیشگوی قابلیست....!
وقتی به چیزی فکر میکنید در واقع برایش کارت دعوت میفرستید...!
کارت دعوت #افکار_مثبت ذهنتو بفرست....
══❈═₪❅❅₪═❈══
🌹@Talangoory🕊
══❈═₪❅❅₪═❈══
۞ تلنگری برای زندگی ۞
تمام راه گریه میکردم، اگه بلایی به سرش اومده باشه من چیکار کنم😭😭 همش صلوات میفرستادمو نذر میکردم، ن
چشمامو که باز کردم،
دیدم محمد زل زده بمن و دستشو گذاشته رو سرم
تندی گفتم : محمد جان، خوبی!؟
چشماشو آروم رو هم گذاشت و با لبخند قشنگی گفت معلومه تورو که دیدم غصه هام پر پر شد
دلم براش رفت..
چقدر من این مردو دوست داشتم☺️
همه ی زندگیم بود
با نگرانی پرسیدم درد داری؟
لبخند زدو گفت: مهم نیس تو خوبی
بچم که چیزیش نشده!
چیزی نگفتم که دوباره گفت، هان چی شده!
با من و من گفتم تورو که تو این حال دیدم، استرس گرفتم یکم لک دیدم
ولی چیز مهمی نیس!
پرستار بهم سرم زد العان بهترم
با ترس گفت مطمئنی بچم چیزیش نیست!!
گفتم آره خیالت راحت😊
آروم که شد یکم فکر کردو گفت تو برو خونه استراحت کن منم زود مرخص میشم میام
گفتم نه میمونم ولی قبول نکرد!
با اصرارش بالاخره برگشتم خونه و یه دوش گرفتم و غذا خوردم
یکم استراحت کردمو با غذا و خوراکی برگشتم بیمارستان
شب بود که خاله و شوهر خالم با ترس وارد اتاق شدن، 🤯😭😭
خالم گریه میکردو دست محمدو گرفته بود میگفت خوبی پسر
محمدم میگفت خوبم چیزی نیس، نفهمیدم کی بهشون خبر داده بود با خالم رفتیم خونه و شب باباش موند کنارش
دو سه روز بعد برگشتیم خونه خالم زنجان
فهمیدم که محمد خودش به اونا خبر داده بود تا مارو ببرن،
اونم فقط بخاطر من، چون میدونست من بدون اون نمیرم😔
چند ماهی خونه خالم موندیم تو طبقه بالاش زندگی میکردیم که محمد کم کم بهتر شد ولی یپاش میلنگید!
بخاطر همونم بهش کارای دفتری میدادن و انتقالی شو دادن زنجان
دخترم کوثر دنیا اومد.
زندگیمون شیرین بود و شیرین تر شد
خداروشکر.. 🥰
══❈═₪❅❅₪═❈══
🌹@Talangoory🕊
══❈═₪❅❅₪═❈══
#تلنگر ⭕️⭕️⭕️
این حکایت را باید سر لوحه ی زندگیمان قرار دهیم :👌👌👌
به ملانصرالدین گفتند آش بردن🍵🍵
گفت: به من چه؟!
گفتند آخه خونه شما بردن،
گفت:به شما چه؟؟
یاد بگیریم در زندگی و کار دیگران تجسس نکنیم.🙏🙏🙏
══❈═₪❅❅₪═❈══
🌹@Talangoory🕊
══❈═₪❅❅₪═❈══
💠امام حسین علیه السلام:
💛🧡⚜
💢مَن حاوَلَ اَمراً بِمَعصِیَةِ اللهِ کانَ اَفوَتُ لِما یَرجو و اَسرَعُ لِما یَحذَرُ
🔷کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آرزویش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود.
💛
🧡
📚تحف العقول
══❈═₪❅❅₪═❈══
🌹@Talangoory🕊
══❈═₪❅❅₪═❈══
💠هر روز با یک آیه از قرآن کریم📖
💢۞ اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ ۖ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
🔷خدا نور (وجودبخش) آسمانها و زمین است، داستان نورش به مشکاتی ماند که در آن روشن چراغی باشد و آن چراغ در میان شیشهای که از تلألؤ آن گویی ستارهای است درخشان، و روشن از درخت مبارک زیتون که (با آنکه) شرقی و غربی نیست (شرق و غرب جهان بدان فروزان است) و بیآنکه آتشی زیت آن را برافروزد خود به خود (جهانی را) روشنی بخشد، پرتو آن نور (حقیقت) بر روی نور (معرفت) قرار گرفته است. و خدا هر که را خواهد به نور خود (و اشراقات وحی خویش) هدایت کند و (این) مثلها را خدا برای مردم (هوشمند) میزند (که به راه معرفتش هدایت یابند) و خدا به همه امور داناست!
📚سوره مبارکه نور آیه ۳۵
══❈═₪❅❅₪═❈══
🌹@Talangoory🕊
══❈═₪❅❅₪═❈══
💠امام حسين عليه السلام:
📞
💢إنّ أوْصَلَ النّاسِ مَن وَصَلَ مَن قَطَعَهُ
🔹قويترين فرد در ايجاد ارتباط كسى است كه با كسى كه از او بريده رابطه برقرار كند.
📚ميزان الحكمه
🌻
🍃
🍃🌻🍃
══❈═₪❅❅₪═❈══
🌹@Talangoory🕊
══❈═₪❅❅₪═❈══
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌷عصرتون پراز سلامتی
🌼عصرتون پراز مهربانی
🌷عصرتون پراز نعمت
🌼عصرتون زیبا
🌷سقف آرزوها تون بلند
🌼عصرتون پراز
🌷یاد خدای بزرگ
🌼نذر تون قبول درگاه الهی
🌷اجرتون با سید الشهدا
🖤
══❈═₪❅❅₪═❈══
🌹@Talangoory🕊
══❈═₪❅❅₪═❈══
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
▪️والاییِ قدر تو،
▪️نهان نتوان کـرد
▪️خورشیدِ تو را
▪️نمی توان پنهان کرد
▪️توفندگی خطبه ي توفانی تو
▪️کاخِ ستمِ یزید را ویران کرد
🏴"پیشاپیش شهادت امام سجاد
علیـه السلام تسلیت باد" 🏴
🖤
══❈═₪❅❅₪═❈══
🌹@Talangoory🕊
══❈═₪❅❅₪═❈══
نعل تازه به سم اسب زدن فکر که بود؟
که سراپای تو با سطح زمین یکسان شد..
🖤
💔❣
#آجرک_الله_یا_بقیة_الله😭🥀
#شهادٺ_سالار_شهیدان💔
#امامحسین_ع_تسلیٺ_باد🏴
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
══❈═₪❅❅₪═❈══
🌹@Talangoory🕊
══❈═₪❅❅₪═❈══
🌹🍃
اصالت
🦅 عقاب داشت از گرسنگی می مرد و نفسهای آخرش را می کشید.
کلاغ و کرکس هم مشغول خوردن لاشه ی گندیدۀ آهو بودند.
جغد دانا و پیری هم بالای شاخۀ درختی به آنها خیره شده بود.
👌کلاغ و کرکس رو به جغد کردند و گفتند این عقاب احمق را می بینی بخاطر غرور احمقانه اش دارد جان می دهد؟ اگه بیاید و با ما هم سفره شود نجات پیدا می کند حال و روزش را ببین آیا باز هم می گویی عقاب سلطان پرندگان است؟
جغد خطاب به آنان گفت: عقاب نه مثل کرکس لاشخور است و نه مثل کلاغ دزد، آنها عقابند از گرسنگی خواهند مرد اما اصالتشان را هیچ وقت از دست نخواهند داد ....
══❈═₪❅❅₪═❈══
🌹@Talangoory🕊
══❈═₪❅❅₪═❈══
۞ تلنگری برای زندگی ۞
#قسمت_چهاردهم شنیدم مادرشوهرم بیمارستان، گفتن سرطان گرفته! بعد از یه ماه هم با کلی درد و رنج فوت ک
#قسمت_پانزدهم
گفتم : غریبه است، بیا بریم خونمون پسرم..
مهدی دستمو گرفت و راه افتادیم که بریم، شوهرم داد زد کجا، پسر منو کجا میبری🤨
برگشتم بهش پوزخند زدمو گفتم امشب برو پیش زنت تا برات پسر بیاره
این پسر منه😏
مگه واسه همین عقدش نکردی!؟
چپ چپ نگام کرد و گفت : وقتی ازت شکایت کردم خودت برمیگردی میفتی به دست و پام که بازم نگات کنم!
حالا ببین،
گشتمو کردم بهشو راه افتادمو رفتم
فرداش رفتم دادگاه و درخواست طلاق دادم، درخواست حضانت دخترامم کردم و نفقه این چند سال و تمام حق و حقوقم
جنگ ما شروع شد، چون اونم از من شکایت کرد تا پسرمو بگیره!!
قاضی مارو فرستاد پیش مشاور و پسرم اصلا قبول نکرد که اون پدرشه،
تمام مدارک پزشکی شو دادم به قاضی و گفتم که تمام این شالها هزینه هاش به گردن من بوده و کلی خرج بیماری و عمل هاش کردم،🩺
مبلغ زیادی بابت مهریه و نفقه این چند سال بهم رسید، هیچ جوره نمیداد☹️
ولی خداروشکر خونشو که توقیف کردم ناچار شدو بهم داد☺️
باهاشون تونستم یدونه خونه کوچولو بخرمو و کمی هم پس انداز کنم!
دخترام چون بزرگ بودن هم خودشون انتخاب کردن و اومدن پیشم
برای اونام نفقه تعلق گرفت و ماهی چند میلیون تومن مجبور میشد به حساب منو دخترام بریزه!!
چون بدون اذن من زن گرفته بود تونستم طلاقمم بگیرمو راحت بشم،
یکسال از عمرمو تو دادگاه گذروندم،..
ولی بالاخره زندگیم سرو سامون گرفت!
بماند که چقدر اذیت شدمو شوهرم بارها بهم فحاشی کردو بهم تهمت زد🥺
بخاطر دخترام ازش گذشتم ولی گفتم حلالش نمیکنم! نفرینشون کردم
پایان.
══❈═₪❅❅₪═❈══
🌹@Talangoory🕊
══❈═₪❅❅₪═❈══
سلام به همراهان عزیز کانال🌹
عزا داریتون قبول باشه🖤
خوب چالش داریم
#چالش_محرمی🏴
امیدوارم همتون شرکت کنید😍
عکس و فیلم و یا هرچیزی از رسومات محرمتون سفره نذری، هیئت ،دسته ، روضه هاتون....
یا داستان شفاعت و حاجت گرفتناتونو برام مون بفرستید انشاءالله🖤
به صورت متن ،فیلم ،عکس، صوت هرچی میتونید بفرستید🦋
آیدی ادمین عزیز👇لطفا فقط برای چالش پیام بدید بهشون🖤
@kosar_98_z
دوستتون دارم یا علی🖤
══❈═₪❅❅₪═❈══
🌹@Talangoory🕊
══❈═₪❅❅₪═❈══