پناه می برم به خدا
از صبری که رو به پایان است
╔═•══❖•ೋ°
@Talangoory
╚═•═◇💐⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ♥️•ೋ•ೋ°
این یادآوری از طرف خدا برای تو و منه 🌗
╔═•══❖•ೋ°
@Talangoory
╚═•═◇💐⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ♥️•ೋ•ೋ°
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تا هرچقدر توانشو داری بگو:
ای که مرا خوانده ایی راه نشانم بده...
مطمئن باش انقدرر قشنگ جوابتو میده...
╔═•══❖•ೋ°
@Talangoory
╚═•═◇💐⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ♥️•ೋ•ೋ°
12.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خاص ترین اتفاق قرن
چالش جدید جوانان فلسطینی در فضای مجازی
▫️أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولیَّالله▫️
╔═•══❖•ೋ°
@Talangoory
╚═•═◇💐⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ♥️•ೋ•ೋ°
۞ تلنگری برای زندگی ۞
💙❣ سینی چای رو برد بالا و خیلی سریع برگشت، منیژه گفت چخبر بود چیا میگفتن؟! خدیجه پسرشو از منیژه گرف
💙❣
صورت معصوم ملکه جلوی چشمم اومد
نمیدونستم برای خودم و بیوک خوشحال باشم یا برای ملکه ناراحت باشم؛حقیقتا دلم براش میسوخت،🥺😔
عموی من همسن پدرش بود و از همه مهمتر نابینا بود و بسیار بداخلاق بود!
همه چیز خیلی سریع مهیا شد!!
عمه خورشید از خوشحالی در پوست خودش نمیگنجید😤
قرار شد کل وسایل عروسی من رو خونوادهی خودم بخرن و وسایل ملکه رو هم خونوادهی خودش!
عمه همراه نامادری بیوک به شهر رفتن و از هرچیز دوتا گرفتن،
لباس های چین دار سفید رنگ که روش نقطههای نقرهای داشت با کفش پاشنه تخم مرغیه طوسی و روسری های قواره کوچیک سفید شد لباس عروس من و ملکه!،
هیچ کدوم از افراد خونوادشون رو ندیده بودم و نمیدونستم اونجا چخبره!
از ملکه خجالت میکشیدم اما کاری هم از دستم ساخته نبود…😓
یک سری وسایل هم به عنوان جهیزیه عموم برام تهیه کرد و توسط خدیجه و عمه خورشید توی اتاقی که گوشهی حیاط منزل هاشم آقا بیوک برای خودمون ساخته بود جا داده شد!،
وسایل ملکه رو هم که دوتا صندوق چوبی و چند دست رخت و خواب بود رو سوار قاطر کردن و به خونهی عمو ارسلان که تو روستای روبرویی بود منتقل کردن!!
قرار بود مراسم عقد و عروسیمون توی خونهی هاشم خان باهم برگذار بشه
روز قبلش هردو عروس به حمام عمومی روستا رفتیم و بین دایره و تنبک زدن زن های فامیل حمام کردیم!🚿🧴
عمه خورشید یه ماهی تابه حلوای شیر درست کرده بود با یک عالمه نون محلی و همونو تو حموم لقمه کرد و با خوشحالی داد دست همه!!
╔═•══❖•ೋ°
@Talangoory
╚═•═◇💐⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ♥️•ೋ•ೋ°
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💖خدایا
🌷بر محمد و خاندان پاک و مطهرش
💖درود فرست و ما را از ،
🌷زمره تقواپیشگان قرار ده
"الهی آمین"🙏
🌷اَللَّهُـمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّـدٍﷺ
💖وَآلِ مُحَمـَّدﷺ
🌷وَ عَجِّـل فَرَجَهُـم
•┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
🌹🌹🌹🌹🌹
تقویم نجومی اسلامی تاریخی👇
✴️ یکشنبه
👈 22 مهر/ میزان 1403
👈9 ربیع الثانی 1446
👈13 اکتبر 2024
🏛 مناسبتهای دینی و اسلامی؛
⭐️ احکام دینی و اسلامی؛
❇️امروز روز خوبی برای امور زیر است:
✅داد و ستد و تجارت.
✅امور زراعی و کشاورزی.
✅درختکاری.
✅قرض و وام دادن و گرفتن.
✅رفتن در پی طلب حوائج و خواسته ها.
✅شروع به کار و شغل.
✅و مسافرت خوب است.
🚘 مسافرت خوب است و مال و خیر فراوان همراه دارد.
👶مناسب زایمان و نوزاد طالب علم گردد و اعمال صالح انجام دهد.
🔭 احکام نجوم؛
🌓 امروز قمر در برج دلو است و امور زیر خوب است:
✳️خرید خانه و مسکن.
✳️آغاز بنایی و خشت بنا نهادن.
✳️امور زراعی و کشاورزی.
✳️رفتن به خانه نو.
✳️ختنه نوزاد.
✳️شراکت و امور شراکتی.
✳️و درختکاری خوب است.
🔵مناسب بستن حرز برای اولین بار و نماز آن خوب است.
👩❤️👨مباشرت امشب برای سلامتی مفید و فرزند حافظ قران گردد.
⚫️ اصلاح سر و صورت:
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز از ماه قمری، باعث درد و بیماری میشود.
💉🌡حجامت خون دادن فصد و زالو انداختن: #خون_دادن یا #حجامت #فصد#زالو انداختن در این روز، از ماه قمری باعث درد اعضا میشود.
😴🙄 تعبیر خواب:
خوابی که (شب دو شنبه) دیده شود تعبیرش طبق آیهی 10 سوره مبارکه "یونس" علیه السلام است (دعواهم فیها سبحانک اللهم و تحیتهم فیها سلام) و مفهوم آن این است که از جانب خواب بیننده عمل صالح یا خیری به وجود آید که در دنیا و اخرت به او نفع رساند و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
💅 ناخن گرفتن:
یکشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مبارک و مناسبی نیست و طبق روایات ممکن است موجب بیبرکتی در زندگی گردد.
👕👚 دوخت و دوز:
یکشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز مناسبی نیست، طبق روایات موجب غم و اندوه و حزن شده و برای شخص، مبارک نخواهد بود (این حکم شامل خرید لباس نیست)
✴️️ وقت #استخاره در روز یکشنبه از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ و بعداز ساعت ۱۶ عصر تا مغرب.
❇️️ ذکر روز یکشنبه:
یا ذالجلال والاکرام ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح:
۴۸۹ مرتبه #یافتاح که موجب فتح و نصرت یافتن میگردد.
💠 ️روز یکشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_علی_علیه_السلام و #فاطمه_زهرا_سلام_الله_علیها سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
🌸بهامید پرورش نسلی مهدوی انشاءالله🌸
╔═•══❖•ೋ°
@Talangoory
╚═•═◇💐⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ♥️•ೋ•ೋ°
۞ تلنگری برای زندگی ۞
💙❣ صورت معصوم ملکه جلوی چشمم اومد نمیدونستم برای خودم و بیوک خوشحال باشم یا برای ملکه ناراحت باشم؛ح
💙❣
ملکهی بیچاره ناراحت و گرفته به تماشای بقیه نشسته بود!😔
روز بعدش ملکه اومد خونهی ما تا اونجا آماده بشیم و بعدش بریم خونهی هاشم خان تا مراسم عقد صورت بگیره،🤦🏻♀
دوتا زن مسئول پختن غذا که آبگوشت با گوشت گوسفند و برنج و سبزی خوردن بود شدن! منیژه و خواهر کوچیکتر بیوک هم بغل دستشون وایساده بودن برای کمک،
همگی توی حیاط خونهی هاشم آقا از صبح مشغول بودن ، خدیجه هم پیش من و ملکه بود و منتظر مشاطه بودیم😮💨
توی این فرصت خواستم با ملکه که بدجور توی خودش بود حرف بزنم ، هی این پا و اون پا کردم اما نمیدونستم از کجا شروع کنم!!😥
هی دست دست کردم تا مشاطه اومد و بازم نتونستم چیزی بگم
برامون بند انداختو سرخاب سفیدآب زد
توی نعلبکی قندو توی آب داغ حل کردو مالید به موهامون!🥣
بعدش آیینه داد دستمون و گفت که خودمون رو بینیم!!
من صورتم زیاد پرمو نبود و موهام کرکی و خیلی کمرنگ بودن اما عجیب صورتم رنگ باز کرده بود ،🥰😌
لبخندی از سر رضایت زدمو تشکر کردم
خدیجه ماشالله گویان چندتا ضربه به در چوبی زدو کلی از من و ملکه تعریف کرد و ملکه به ممنون گفتن آهستهای اکتفا کرد
مشاطه پولشو گرفت و رفت و بعدش چند نفر مردو زن اومدن دنبالمون،!!
چادر سفید گل مخمل رو روی سرمون انداختن و تا روی سینمون آوردن جلو
دوتا خانوم مسن هم دستمونو گرفتن و کمک کردن سوار اسب هایی که دم در بودن بشیم!
دور گردن اسب های بیچاره رو پارچهی قرمز بسته بودن!🐎
╔═•══❖•ೋ°
@Talangoory
╚═•═◇💐⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ♥️•ೋ•ೋ°
خدا داره ازت مراقبت میکنه:)
توکل کن به خودش🤍
╔═•══❖•ೋ°
@Talangoory
╚═•═◇💐⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ♥️•ೋ•ೋ°
☔️☀️
یه جایی تو قرآن هست که خدا میگه :
«وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»
مرا بخوانید تا دعاى شما را اجابت کنم…
دیگه چی از این قشنگ تر ؟ ✨
╔═•══❖•ೋ°
@Talangoory
╚═•═◇💐⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ♥️•ೋ•ೋ°
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨کوتاه بگم:
نگران پازل بهم ریخته ی زندگیت نباش؛
چینش نهایی خدا حرف نداره....
╔═•══❖•ೋ°
@Talangoory
╚═•═◇💐⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ♥️•ೋ•ೋ°