eitaa logo
دانلود
ترسِ ما از دشمن بود ، اما آنان‌که واقعاً شکست‌مان دادند، عزیزانی بودند که قولِ ماندن و وفاداری داده بودند، ضربه زدند و رفتند؛ و من همان لحظه فهمیدم که بعضی زخم‌ها را غریبه‌ها نمی‌زنند، آشناها می‌زنند .
اینکه من دارم از پسش برمیام به این معنی نیست که آسونه .
من برای تو پناه بودم ؛ اما تو آن‌قدر به سقوط عادت کرده بودی که آرامش ، دیگر وسوسه‌ات نمی‌کرد .
ما اگه بریم نوک یه برج ، قصدمون پریدنه نه ازدواج .
اگر مُردَم ، با دیدن ِرنگ‌آبی ، ماه ، بارون ، گربه ، یاد ِمن بیوفت .