گل و شکوفه همه هست و یار نیست چه سود
بتِ شکر لبِ من در کنار نیست چه سود
بهار آمد و هر گل که باید آن همه هست
گلی که میطلبم در بهار نیست چه سود
فاجعه اونجاست که یه نفرو به همه دنیا و آدماش ترجیح میدی، بعد همون یه نفر ساده ترین چیزها رو به تو ترجیح میده ...
چقدر مشکوک است
قطره اشکی که...
میچکد و نمیدانی
به کدام بهانه آمد
و چه بی بهانه رفت
- دلت که گرفت
حرفت را که نفهمیدن
دنیایت که سرد شد
احساس مردگی افکار که کردی
آرام شدنت را از کسی
جز خودت و خدایت
تمنا نکن!