شکلات تلخ
شـوقِ دیدار تو سر رفـت ز پیمانهي ما .
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
ای اجل چند روزی دور ما را خطبکش ؛
وعدهیِ ما عصر عاشورا کنارِ قتلگاه ..
شکلات تلخ
تو عروس کسی اگر بشوی ، نگذارم دست روی دست ؛ من محمد علی قاجارم مجلست را به توپ خواهم بست ..
تو عروس کسی اگر بشوی ،
عهد قاجار خراب خواهم کرد ؛
پهلوی به خواب خواهم برد
من خودم انقلاب خواهم کرد ..