بازم خداروشکر که زرافه نیستیم
وگرنه قورت دادن بغضمون تو این اوضاع یک ساعت طول میکشید
اینجا، بعضی ها زندگی نمی کنند؛ مسابقه ی دو گذاشته اند، می خواهند به هدفی که در افق دور دست است برسند؛ و در حالیکه نفسشان به شماره افتاده،
می دوند و زیبایی های اطراف خود را نمی بینند؛
آن وقت روزی می رسد که پیر و فرسوده هستند،
و دیگر رسیدن و نرسیدن به هدف برایشان بی تفاوت است...!
نبودی در دلم انگار طوفان شد، چه طوفانی!
دو پلکم زخمی از شلاقِ باران شد، چه بارانی!
پردهی نارنجیِ ایتا را که بزنی کنار، کلهات را محتاط و آرام ببری توی گروهها؛ میبینی که آدمهایی با کلمات زره پوشی، جینگ و جینگ میزنند توی سر و صورت هم. تخریب! بد واژهایی هست این کلمه. اولش با تعریف و تمجید شروع میشود و بعد به مرده و زنده طرف مقابلِ مخالف رحم نمیشود حتی. دارم فکر میکنم اگر ما آدمهای مدعیِ انقلابی، همین طور بی پروا بزنیم دخل هم را در آوریم، سودش میرود توی جیب چه آدمها و جریانهایی؟
جوابش را امام سالها پیش توی صحیفهاش آورده:
اگر گروههای شما با هم اختلاف پیدا بکنند، ممکن است اشخاصی که لایق این مقام نباشند به این مقام برسند... سرنوشت اسلام و مسلمین را به دست کسی که لایق برای این مقام نباشد، ندهید.
#انتخابات