تلاش کن اندوهت را دوستبداری شاید برود به رسم تمام چیزهایی که دوستداشتی و رفتند.
شکلات تلخ
فراموش میشوی! با اولین برف در مرداد ماه.
تا آخر عمرم بهت فرصت میدم بیای وگرنه دیگه فراموشت میکنم.
همهچیز در آخرین آدمی خلاصه میشود که در تنگنای شب به یاد میآورید؛ قلب شما آنجاست.
شکلات تلخ
تا آخر عمرم بهت فرصت میدم بیای وگرنه دیگه فراموشت میکنم.
تمام راهها به تو ختم میشوند
حتی آنهایی که برای فراموش کردنت
پیمودهام
هیچ کس اندوهی را از دلم درنیاورد! من همیشه تک و تنها در گوشه کناری، همه را بخشیدم..
انگاری گردو غبار دلتنگی روی تمام سلولای بدن میشینه ک اینجوری چیزی نمیبینیم جز «اون»