اخه ادم حسابی وقتی پیش تو درباره همه چیز حرف میزنم به معنای پر حرف بودنم نیست فقط دلم حرف زدن با تورو میخواد
سلام ننه سرما احوالت خوش است؟!
روزگارت به دورِ عشق میچرخد؟!
کاش که جور باشد حال و هوای روزهایت
خواستم خبری بگیرم از عمو نوروز
پیغام مرا به او رساندی؟!
همچنان نیامده
بوی بهار کم شده باورت میشود زمین اینگونه رَحْم مادرانهی رَحِماش را از آغوش ما باز کشیده؟!
ننه سرما به عمو نوروز بگو بیاید که طاقتی برای دلِ زود باورِ من نمانده
های ننه سرما من یقین دارم
که هرچند نمیتوانم عمو نوروز را این روز ها ببینم اما تو در کمترین حالتَش یک روز در میان با او ملاقات داری
از تو تمنا میکنم مهربانوی زمستان به عمو نوروز بگو
سپیدار، دختری که در باور ها و افسانه های قلبیِ ایران جان میگیرد
منتظرِ توست حتی اگر تمامِ دنیا باورشان به آمدنت و کلیدِ درب بهاری که در دستانت هست ته بکشد.. او بیگمان و بی درنگ در وجود و نهادینهات، حوالی روزگارِ پر مهر و اصالت ایران در دامنِ باور ها و قصه ها ثانیهایی تعلل در افکارِ خود ندارد
ننه سرما به عمو نوروز بگو اگر تمامِ دنیا هم منتظر آمدنش نباشند
من شبِ تاریک را به فروغِ روز با انتظار آمدنت ارمغان میدهم
بگو سپیدار منتظرت هست...