دلم يك خيال راحت ميخواهد يك آرامش محض يك خواب عميق آرامشي از جنس آغوشِ مادر و امنيت دستان پدر مثل كودكانههايم دائمی باشدو هميشگی
دلم آرامشی همين قدر محال ميخواهد
همینقدر محال...
تنها چیزی که می دانم این است که تنِ من مملو از زخم است و هنوز روی پاهای خودم ایستادهام