«ناگهان به حال خود گریستم
چرا که بعد از هر خوشی، نگران بودم که چقدر طول میکشد تا اندوه دوباره به سراغم بیاید.»
یاد بگیریم همون موقع که لازمه، باشیم.
یه دقیقه بعد، یه ساعت بعد، یه روز بعد، یه ثانیه بعد...
دیگه اون لحظه نیست...
دستا سرد میشن، احساسات تهنشین میشن، طوفانا آروم میشن، آتیشا خاموش میشن!
آخرش فقط این به یاد میمونه که
به موقع بودی کنارم یا نه...
من خود زنی میکنم...
وقتی زورم به هیچ کس و هیچ کجا نمیرسه خودمو میزنم ، موهامو کوتاه میکنم ، وقتی دستم میسوزه روش پماد نمیزنم ، شب نمیخوابم
اینجوری خودمو به خاطر ضعیف بودنی که نیاز وجودی من هست سرزنش میکنم