دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین
خود نعش خود به شانه گرفتم،گریستم .
♬
https://eitaa.com/bestrong_s
شبیه مه شده بودی .
نه میشد در آغوشت گرفت و نه آنسوی
تو را دید؛ تنها میشد در تو گم شد و
همینطور هم شد .
♬
https://eitaa.com/bestrong_s
با احتیاط به آدمها عادت کنید ، اونا
خیلی زود عوض میشن .
♬
https://eitaa.com/bestrong_s
ندادی مهلتم حتی بگویم من خداحافظ
که حافظ در گلو ماند و چه گریه با خدا کردم...
♬
https://eitaa.com/bestrong_s
گیرم که هزاران غزل از هجر نوشتیم
جرأت که نداریم به دلدار بگوییم...
♬
https://eitaa.com/bestrong_s
شبۍ بھ یار گفتم با بیقرار؎،
بھ غیر از من کسی را دوست دار؎؟
دو چشمش از خجالت ࢪوۍ هم افتاد
میان گریہ؎ خود گفت: آرۍ
♬
https://eitaa.com/bestrong_s
پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجره
خودش تنها باشد، تنهاست. نمیدانست
که تنهایی رافقط در شلوغی میتوان
حس کرد.
♬
https://eitaa.com/bestrong_s