عشق ده درصد زیبایی معشوق و نود درصد ستایشگری عاشق است. عشق بیشتر سهم عاشق است تا معشوق.
عشق از آنجا آغاز می شود که عاشق شروع به ستایش زیبایی مکشوف معشوق می کند.
معادل عشق در آموزه های دینی، همان «حمد» است. حمد یعنی ستایشگری. یعنی همان ویژگی منحصر به فرد انسان، که موجب می شود، آدمی گاهی ساعت ها یا شاید روزها و سال ها، زیبایی حتی مختصری را که در معشوق مشاهده می کند، ستایش کند.
گاهی زیبایی طبیعت، یا جذابیت ظاهری یک انسان از جنس مخالف، یا گاهی خیال انگیزی یک غزل یا داستان پردازی یک کتاب، انسان را مدت ها درگیر ستودن و ستایشگری می کند.
همان ستایشگری که به عقیده برخی حکما، فصل انسان و تمایز او با سایر موجودات را تشکیل می دهد.
عشق، ستایشگری است. همان حمدی که در تعالیم دینی، مختص خداوند متعال است و بنابراین، عشق اصیل منحصر به خداوند است و عشق مجازی، عشق به هر چیزی است که عاشق در آن ملتفت به این انحصار هست.
مجنونی اگر درگیر خیال انگیزی لیلی است و ملتفت است که هر چه از زیبایی و دلربایی در لیلی است، ظهوری از جمال الهی است، دچار عشق مجازی شده است.
عشقی که مجازی است یعنی مجوز و راهی برای تقرب به خداوند است. پس هر عشقی که همراه با التفات به اختصاص ستایشگری به خداوند است، مقرب است. سازنده است و پختگی انسانی و نورانیت الهی می آورد.
سعدی که گفت: «عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست» دچار عشق مجازی است. ستایشگری را مختص خداوند می داند. و بنابراین همین عشق او را رشد می دهد و به کمال می رساند. حتی اگر معشوق دخترکی زیباروست. دخترکی که در وصفش می گوید: «این لطافت که تو داری همه دلها بفریبد»
اما عشق غلط، عشقی است که عاشق غافل از جمال الهی است. او نمی فهمد آنچه او را مجنون خود کرده است، تنها جلوه مختصری از جمال خداوند است. پس هر چه از عشق می گذرد، در باتلاق علاقهمندی خود، فروتر می رود و خود را و عشق را تباه می کند.
پ.ن: داستانک خیال انگیزی که چاوشی برایمان روایت می کند، تصویرگری هنرمندانه و تحسین برانگیزی از عشق است.
@Talvihaat
تلویحات
نژاد پرستی، اساس تمدن غرب یاسر حسین پور https://levabinesh.ir/%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF%D9%BE%D8%B1%
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لعنت به ناتمدن نژادپرستان، که جان آدمی را، به جرم نژاد و رنگ پوست، از سگ هم کمتر می دانند.
نگاه حقارت آمیز امپریالیسم به انسانیت، الهیات مختص خود را هم دارد، که پیشتر در مورد آن سخن گفتم ... .
اسراییل، باطن گندیده سیب سرخ خوش ظاهر و فریبنده غرب است. سیب را که بشکافی، دوده سیاه و متعفنش، تو را بیزار می کند.
@Talvihaat
تلویحات
وقتی عمر دینداری در ایران، بیش از اسلام است و هنگامی که تاکید اسلام بر میهن دوستی، بیش از ملی گرایان
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسلام، مدافع مرزهای ایران
و
ایران، بستر احکام اسلام
،
اسلام، نماز شب خوان تربیت می کند
و
همین نماز شب خوان ها، مدافع ایران می شوند
@Talvihaat
#معرفی_کتاب
هشتاد سال پیش، کتاب کشف اسرار، به عنوان یکی از مهمترین کتب کلامی معاصر، توسط حضرت امام خمینی، نوشته شد.
امروز، بعد از گذشت هشتاد سال، جناب مقدمی شهیدانی، به بازخوانی کشف اسرار پرداخته است.
کتاب هر چند مثل هر تالیف دیگری، خالی از نقص نیست، اما دست کم از یکجهت، کم نظیر و چه بسا بی نظیر است و می تواند، بعد از این، الگوی نگارش کتب بسیاری باشد.
کشف اسرار، کتاب کلامی است و شامل دفاع امام به عنوان عالمی جوان، از عقائد شیعه است. اما بازخوانی آن، برخلاف آنچه تا کنون، درباره سایر کتب اعتقادی و علمی، نوشته شده - احتمالا به دلیل رشته تحصیلی و تخصص نویسنده - حاوی بستر تاریخی و دلالتهای تاریخمند محتوای کتاب است.
یعنی نویسنده محترم، چگونگی و چرایی تالیف چنین کتابی از چنان مولفی را، پا به پای تاریخ، بررسی کرده است.
این مهم می تواند الگوی نگارش کتابهایی درباره سایر تالیفات مهم تاریخ باشد. مثلاً کاش درباره اسفار، شفا، اشارات یا مصنفات سهروردی بتوان چنین کتبی، تالیف نمود. در این صورت، آنچه حاصل خواهد شد، اتفاق شکوهمندی را در عرصه تألیف کشور، ایجاد خواهد نمود.
اما نقص کتاب، مربوط به بخش انتهایی آن است. آن جا که پس از ذکر بستر تاریخی تالیف کشف اسرار، نویسنده تصمیم می گیرد، گزارشی از محتوای کتاب، ارائه دهد.
خواننده منطقا می بایست، با «بازخوانی کلامی محتوای عمیق کشف اسرار» مواجه شود اما متأسفانه عمدتا با «ذکر بدون توضیح کافی بخشی از اصل متن کشف اسرار» مواجه می شود، که با توجه به ممنوعیت انتشار آن، نوعی اسراف مطالب بکر و دیده نشده، اثر فاخر حضرت امام، تلقی می شود.
پیشنهاد می شود، نویسنده محترم، در ویرایش بعدی کتاب، مطالب اعتقادی کشف اسرار را با دقت و علمیت بیشتری گزارش و تبیین کند. که در این صورت، این اثر را به عنوان نمادی ماندگار از یک کتاب تاریخی اعتقادی ناب، بدل خواهد کرد.
@Talvihaat
تلویحات
#معرفی_کتاب هشتاد سال پیش، کتاب کشف اسرار، به عنوان یکی از مهمترین کتب کلامی معاصر، توسط حضرت امام
#کلام_بزرگان
امام خمینی
آری من هم می گویم خنده آور که هیچ، ننگ آور است اگر کسی بگوید اروپاییان قانون های اسلام را عملی کردند و به اینجا رسیدند. اروپاییان به کجا رسیدند !؟ آیا اروپای امروز را که مشتی بی خرد آرزوی آن را می برند باید جزء ملل متمدنه به شمار آورد !؟ اروپایی را که جز خون خوراکی و آدمکشی و کشور سوزی مرامی ندارد و جز زندگی ننگین سرتاسر آشوب و هوسرانی های خانمان سوز، منظوری در پیش او نیست با قانون اسلام که کانون عدالت و دادگری است چه کار ؟ اروپایی که میلیون ها هم جنس خود را در زیر تانک و آتش توپخانه ها به دیار نیستی فرستاده و می فرستد باز او را از نوع بشر می دانید و برای او حسرت می برید !؟
اف بر این آدمی زاد بی خرد !
اروپا به کجا رسیده است که او را ستایش می کنید !؟ ...
کجا قانون اسلام در اروپا قدم گذاشته است !؟ آنچه در اروپاست سرتاسر بیدادگری ها و آدم دری ها است که اسلام از آن بیزار است ... اگر تمدن اسلام در اروپا رفته بود، این فتنه ها و آشوب های وحشیانه که درندگان نیز از آن بیزارند در آنجا پیدا نمی شد.
اروپا به کجا رسیده است تا ما قانون او را با قانون خرد تطبیق کنیم !؟
زندگی امروز اروپا از بدترین زندگانی هاست که با هیچ قانونی آن را نمی توان وفق داد، لکن شما بیچاره های ضعیف العقل یکسره خود را در مقابل آنها باخته، به طوری که قانون خرد را نیز فراموش کرده اید و آنچه اروپایی کند، خوب و میزان تمدن را همان می دانید و این از بزرگترین خطاهای شماست.
@Talvihaat
زنده دل آخوند عیاری که خوی آدمیت داشت
نه همین تنها برای دین
که برای ملک و ملت نیز
غیرت و درد و حمیت داشت.
نه همین تنها مسائل دان، رسائل خوان
از طهارت تا دیات مرجع اعلم
رویه تنها نه، بل عمق و رویت داشت.
آنچه در دل می گذشت او را، چه بی رعب و ریا می گفت !
راست پنداری وجود او ترازویی
با دو کفه ی همتراز نطق و نیت داشت.
@Talvihaat
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای زندگی آیا
جز مشقتهای شوقی توامان با زجر
اختیارش همعنان با جبر
بسترش بر بعد فرار و مه آلود زمان لغزان
در فضای کشف پوچ ماجراها چیست ؟
@Talvihaat
#فلسفه_دانی
یکی از ابزارهای کمک آموزشی من در تدریس مسأله پیچیده #حرکت_جوهری ملاصدرا، همین تابلو خیره کننده استاد فرشچیان است.
ملاصدرا، در حرکت جوهری، هر گونه ثبات و سکون را در عالم به طور کلی نفی می کند و معتقد است، هر چه موجود است دائما در حال حرکت است.
حرکت و به تبع آن زمان، بعد چهارم و بلکه پنجم اشیاء هستند و هیچ چیز هیچگاه ثابت نیست.
احتمالا استاد فرشچیان از حرکت جوهری چیزی نمی دانستند اما اگر ملاصدرا، نقاش بود و می خواست حرکت جوهری را با رسم شکل به مخاطبین خود، توضیح دهد، همین تابلو استاد فرشچیان را می کشید.
در این اثر هنرمندانه، همه چیز از جنس دود است. پیرمرد و همه اجزای تابلو، از دود تشکیل شده اند، دودی که مانند تکه ابری طبیعتاً و دائما در حال حرکت است و ثبوتی ندارد، هر چند ثابت به نظر برسد.
نیایش استاد فرشچیان، جهان متصور ملاصدرا را به خوبی به تصویر کشیده است. ملاصدرا معتقد است، جهان جملگی مانند تکه ابری دود آلود، دائما در حال حرکت است. او این حرکت دائمی و همه گیر را حرکت جوهری می نامد.
@Talvihaat
رفیقانم سفر کردند، هریاری به اقصایی
خلاف من که بگرفته است دامن در مغیلانم
فراقم سخت می آید، ولیکن صبر می باید
که گر بگریزم از سختی، رفیق سست پیمانم
@Talvihaat