📚گزارشی از یک کتاب
شماره 1️⃣ از 3️⃣
🖊 حسین محمودزاده
📚Sharia Compliant
A User’s Guide to Hacking Islamic Law
Rumee Ahmed
Stanford University Press 2018
کتاب: موافق با شریعت
راهنمای عملی هک کردن قانون (فقه) اسلامی
نویسنده: رومی احمد
(گویی ترجمهاش با عنوان ماجراهای فقه در جهان جدید توسط یاسر میردامادی منتشر شده یا قرار است چنین شود)
🔹ایده کلی کتاب
پروژهای که با گرنت پژوهشی دانشگاه بریتیش کلمبیا نطفهاش منعقد شده و در فلوشیب یک سالهی مرکز علوم انسانی استنفورد تکامل یافته و متولد شده. ایدهی کلی اثر این است که ما مسلمانان قبول داریم مشکل داریم. علمای سنتی اصرار دارند بگویند مشکل ما به خاطر عمل نکردن به شریعت است، آن شریعتی که آنها میگویند. در حالی که مشکل اصلی همین علما هستند و انحصاری که نسبت به شریعت درست کردهاند. راه حل چیست؟ هک کردن شریعت. این ایدهی کلی است. سپس در چند فصل مفصل توضیح میدهد که چرا و چطور و کجا و توسط چه کسانی این اتفاق میافتد، یعنی شریعت هک میشود.
🔹نقش استعمار در ماهیت شریعت
اول میگوید شریعت ماهیت واحدی ندارد، از ابتدا قرار نبوده ماهیت واحدی داشته باشد، شریعت یک امر سیال است که به تعداد مسلمانان در عمود زمان عالم متکثر است. شریعت را علمای دوران استعمار یکی کردند. مستعمران برای کنترل جوامع استعماری مجبور بودند قوانین محلی را یکدست کنند، و در این فرایند «علمای حکومتی» درست شدند، کسانی که ماموریت یافتند قرائت واحدی از شریعت را بعنوان قرائت استاندارد معرفی کنند. پس این تصویر از شریعت به عنوان حقیقت واحد، نتیجهی استعمار است. در حالی که در دوران پیشااستعمار، شریعت سیال متکثر وجود داشته. نقش علمای دوران پیشاستعمار چه بوده؟ اینکه یک سیستم و زبان فنی و تخصصی درست کرده بودند برای هک کردن شریعت، به نام فقه. یعنی کاری کنند که شریعت متناسب با شرایط زمان و مکان باشد، در عین حال اتصال تاریخی آن نیز از بین نرود. شریعت برای اینکه کارکرد داشته باشد باید در آن واحد هم تاریخی باشد هم به روز؛ در دوران پیشا استعمار فقه این مهم را به عهده داشت که شریعت را متناسب با شرایط و نیازهای جوامع محلی مسلمانان هک بکند. هک یعنی چه؟ هک یعنی وقتی یک سیستم درست کار نمیکند، با کمترین مقدار تغییر در اجزاء بتوانیم بیشترین مقدار اصلاح و بهرهوری را ایجاد کنیم. اما این فرایند با استعمار به هم ریخت و کارکرد علما و همه چیز به هم ریخت.
🔹شخصیت نگاری از علما
در فصلی جداگانه حسابی به علما حمله میکند، البته خیلی حرفهای و سربریدن با پنبه. لحن هجوآلود نهفته در قلمش در اینجا و برخی موارد دیگر مشخصا قابل توجه است. تصویری که از علما میدهد، گروهی خودشیفته که واقعا از همه چیز منعزل و پرت هستند و خودشان را نمایندگان خدا روی زمین میدانند. همه چیز را انحصاری در ید قدرت خویش میخواهند. البته جایگاه این گروه روز به روز ضعیفتر میشود. در عوض نسل جدیدی از علمای جهانوطنی با دانش گستردهی تاریخی و تجربهی بینالمللی و آشنایی با چند زبان و فعالیت در رسانههای اجتماعی دارند ظاهر میشوند که آنها پیشبرندگان هک شریعت در دوران مدرن خواهند بود. آنها میراثداران واقعی علمای واقعی پیشااستعماری، مثل غزالی هستند. به همان مقدار باهوش و کارآمد.
ادامه در فرسته بعدی👇👇👇
۱۱ بهمن
📚گزارشی از یک کتاب
شماره 2️⃣ از 3️⃣
🔹فرآیند اجتماعی هک کردن شریعت
در فصل دیگری توضیح میدهد چرا باید حتما شریعت را هک کرد و پچ کردن (رفو کاری) به درد نمیخورد. رفوکاری یعنی به شکل موردی با عناوین ثانویه و تزاحم و ضرورت و اینها بیاییم تعارضهای شریعت با اقتضائات زمانه را حل کنیم. این رفوکاریهای موردی به درد نمیخورند و علمای حکومتی مواردی که میخواهند شریعت را زنده نگه دارند، معمولا چنین میکنند، در حالی که این کافی نیست. باید کار اساسی کرد و شریعت را هک کرد.
یک فرایند اجتماعی برای هک وجود دارد و یک فرایند علمی. فرایند اجتماعی این است که ابتدا جامعهی مسلمانان که دغدغهی فقه دارند متوجه یک نقصی میشود، مثلا میبیند شلاق زدن زناکار یعنی آدم عاقل و بالغ که طبق غریزهی خدادادی عمل کرده با عدالت ناسازگار است، یا تحت پیگرد قرار دادن یا سرکوب کردن همجنسگرا به خاطر این گرایش، عادلانه نیست. بعد مراجعه میکند به علمای حکومتی، آنها چون درکی از مساله ندارند، همان حرفهای همیشگی را تکرار میکنند. پس گروههایی از درون خود جوامع اسلامی فعال میشوند. موثرترین این گروهها، هکرهای آنلاین هستند. در تالارهای گفتگو این مسائل را مطر ح میکنند و به زبان فقه پیش استعماری توجیه برایش پیدا میکنند، یعنی با دسترسی که به منابع فقهی قدیمی دارند و بحث و رفت و آمد، یک بیان فقهی و فنی برای حل مشکل درست میکنند و این بیان را میدهند جامعهی اسلامی، جامعهی اسلامی هم بیان را میبرد پیش همان علمای حکومتی و آنها هم ناچار قبول میکنند شکست خوردند. و این چرخه تکرار میشود. ده سال پیش هکرهای آنلاین در مورد به رسمیت شناختن همجنسگرایی به عنوان یک گرایش بحث میکردند و بیان فنی فقهی درست میکردند، الان میشنویم که علما حکومتی هم دیگر کوتاه آمدند و چه بسا از همان بیانهای از پیش آماده شده استفاده میکنند. الان هکرهای آنلاین دارند تلاش میکنند برای ازدواج همجنسگراها بیان فقهی درست کنند، چند سال بعد خواهیم دید علمای حکومتی مجبور خواهند بود این را هم قبول کنند. این چرخهی اجتماعی هک شریعت است: درک نیاز توسط جامعهی فقهاندیش مسلمان، فعال شدن هکرهای آنلاین و برساختن بیان فنی فقهی برای رفع نیاز، به گوشهی رینگ رفتن علمای حکومتی و رسمیت یافتن هک پیشنهادی.
🔹فرآیند علمی هک کردن شریعت
اما فرآیند علمی هک چیست؟ حکم مورد نظر خود را پیشنهاد بده، احکام مرتبط با این حکم را ردیابی کن (چون شریعت یک سیستم از احکام در هم تنیده است، معمولا احکام مرتبط دارد هر موضوعی) احکام فقه پیش استعماری را با همان بیان فنی فقهی بازتعریف کن تا یک روایت منسجم فقهی جدید بسازی، حالا به سراغ منابع برو و عبارات مختلف مرتبط را هم با توجه به این روایت منسجم خودت بازتفسیر کن.
مثالی که خود نویسنده به عنوان دستاورد خودش در هک موفق بیان میکند همان مجازات زانی است. مسلمانان امروز نمیتوانند قبول کنند حکومت به دنبال مجازات دو انسان بالغ و عاقلی باشد که با رضایت همدیگر بر اساس غریزهی خدادادی عمل کردهاند. حکم شلاق یا سنگسار زانی که در کتب پیشا استعماری آمده و هک کردنش دشوار است. اول میگوییم سنگسار سندش ضعیف است و بعد میگوییم منظور از زنا در قرآن، تجاوز است. مسلمانان با مجازات متجاوز مشکلی ندارند و بلکه قبول دارند. یعنی مشکل اصلی رضایت داشتن یا رضایت نداشتن است. با تغییر معنای زانی به متجاوز، مشکل حل میشود. خلاص! این کشف بزرگ مولف، استاد دانشگاه استنفورد، در یک پروژهی تحقیقاتی با حمایت دو دانشگاه بزرگ است.
ادامه در فرسته بعدی 👇👇👇
۱۱ بهمن
📚گزارشی از یک کتاب
شماره 3️⃣ از 3️⃣
🔹برچسب زنی های مکرر در کتاب
در طول اثر مستمرا و خیلی سفت و سخت صرفا از برچسبهایی که خودش ساخته استفاده میکند: مسلمانان دغدغهی فقهی دار (Fiqh minded Muslims) چون به نظر مولف اغلب مسلمانان اصلا دغدغهی فقه ندارند. علمای حکومتی (state-sponsored ulama) که منظورش تمام علمای سنتی است. متون پیش استعماری (pre-colonial sources) که منظورش میراث فقهی مسلمانان است. و مواردی از این دست، این برچسبزنیها به مقدار زیادی فضای کتاب را سمیتر از آنچه که هست میکند. نکات انتقادی زیاد است که در مجال خود باید به صورت مفصل بررسی شود. حجم مزخرفبافی تقریبا در هر فصل و چه بسا هر صفحه، بهتآور است. تنها یک نکته برای اینجا بگویم. باید در بررسی انتقادی این کتاب، برچسبهای مشابهی درست کرد. مثلا بگوییم آقای مولف یک نفر از نسل نویسندگان مورد حمایت استعمار نوین است. از موسسات غربی تغذیه میشود و ...؛ تا ببیند تحقیق کردن با برچسب زدن چه فرقی میکند. ترهاتی به هم بافته و به عنوان اثر علمی استاد دانشگاه و ... به به و چه چه برایش میکنند که واقعا تعجب دارد. ۲۵۰ صفحه ما را معطل اختلاط حابل بالنابل و داستانسرایی توهمی خود کرده که آخرش بگوید کشف بزرگ من این است که زنا یعنی تجاوز به عنف، بدون حتی یک قرینهی لغوی یا تاریخی. این هم شده اسلامشناسی غربی. در یک فیلم در یوتیوب، در جلسهای به مناسبت همین کتاب میگوید من رفتم حوزه علمیه درس بخوانم. میخواستم قرآن یاد بگیرم، گفتند اول فقه و گرنه گمراه میشوی. کلی عمرم را گذاشتم روی فقه، وقتی تمام شد گفتم خب حالا قرآن. گفتند نه دیگر ما در این سطح استادی برای قرآن نداریم. ناامید برگشتم. اینها (حوزههای علمیهی سنتی) همه چیز را انحصاری خودشان و فقهشان کردند. باید این انحصار را شکست.
خلاصه که پروژه این است، با گرنت دانشگاه بریتیش کلمبیا و فرصت دانشگاه استنفورد، با هجو نهفته و برچسبزنی مکرر و با تئوری بزرگ تبدیل من درآوردی معنای زنا به تجاوز، میخواهند انحصار علمای حکومتی را بشکنند و قدرت شریعت و اسلام را به مردم باز گردانند؛ زهی سعادت برای آن مردم!
@Tanbiholomah
۱۱ بهمن
۱۲ بهمن
♨️ یک ذره بیشتر از صفر
حضرت آیتالله خامنهای (مدظله العالی)
ما ملت ايران انقلاب بسيار بزرگی کردیم. عظمت این انقلاب خیلی زیاد است و من قرص و محکم به شما عرض میکنم: اغلب ماها هنوز نمیدانیم چه کار عظیمی انجام گرفته..... این انقلاب با این عظمت و با این ابعاد و با این آثار علمی، از لحاظ ارائه مبانی فکری خودش یکی از ضعیفترین و کم کارترین انقلابها که هیچ [بلکه حتی] تحولات دنیا است... گاهی انسان دلش نمیآید بگوید در حد صفر؛ چون واقعاً کسانی با اخلاص کارهایی کردهاند؛ اما اگر نخواهیم ملاحظهی این جهات عاطفی را بکنیم، باید بگوییم یک ذره بیشتر از صفر! خیلی کم، خیلی خیلی کم.
۱۳۶۸/۰۹/۰۷
@Tanbiholomah
۱۲ بهمن
❇️بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی و جوکر۲
🖋محمد لیاقت
🔹دگرگونی فرهنگی، تغییرات اجتماعی
سالها پیش، هنگامهی ورود به یک بازار، با صحنهی سؤال برانگیزی مواجه شدم! گویا بازار یک دست قرمز_ صورتی شده بود. مهرماه نزدیک بود و کل بازار در قرق محصولات باربی در آمده بود. بعدها مقداری درمورد باربی مطالعه کردم، انصافا تولید کنندگان این محصول دست مریزاد دارند! یک محصول با این تنوع در عرضه محصولات، رشک برانگیز است!
امروزه دیگر باربی فقط با عروسک شناخته نمیشود، بلکه باربی پک کاملی است از محصولات متنوع فرهنگی؛ لوازمالتحریر، لوازم آرایشی برای بزرگسال و کودک، انواع عروسک و اسباب بازی، انواع بازیهای دیجیتال، فیلم، سریال، ماگ و ظروف آشپزخانه، اقسام لباس، تابلو و ساعت دیواری و حتی روتختی.
به نظر نویسنده محال است که فرهنگ پژوه دینی با دیدن چنین پدیدهای منتقل به Culture change(دگرگونی فرهنگی) و Social change (تغیرات اجتماعی) نشود. دهههاست که پروژههای مختلف فرهنگی در پوشش تجاری، در جهت تهی سازی و بیهویت کردن فرهنگ های رقیب غربی، در دنیا در حال اجرا است؛ پروژههایی که ماموریت شان در برخورد با فرهنگ های مختلف، دگرگونی در نهادها، گرایشها و نهایتا ارزشهای مخاطبِ هدف است.
🔹آزادی غربی؛ اولین هدیه باربی برای کودکان
باربی پروژهی ضد فرهنگی است که شاید سالها پیش، اَمَد ماموریتش تمام شد. روزی که کمپانی آمریکایی مَتِل، باربی و بعدها دوست پسرش، کِن را وارد بازار کرد، شاید تلقی این بود که این همه تبلیغات و تنوع محصولی، در راستای تسخیر هر چه بیشتر بازارهای جهانی است لکن با گذشت زمان روشن شد که این محصول، صرفا به دنبال فتح چشماندازهای اقتصادی نیست بلکه آنقدر نقطه زن طراحی شده است که حتی رنگ انتخابی آن نیز، هدفمند و در جهت ترویج فرهنگ جنسی خاصی است.
امروزه دیگر مخفی نیست که آزادی غربی، اولین هدیهی این عروسک برای کودکان، در جای جای دنیا بود. تغییر شخصیت و شاکله ی کودکان در راستای ارزشهای سازندگان، برای دنبال کنندگان محصولات مختلف این شرکت، قهری است.
باربی در واقع، نماد زن در فرهنگ غربی و مروج لایف استایل امریکایی بود؛ فرهنگ مبتنی بر تجملگرایی، مدگرایی، هرزگی های جنسی، مصرف زدگی و از همه مهمتر معنویت ستیزی. سالها بعد، فیلمها و سریالهایی که از این محصول به نمایش گذاشته شد، بیش از هر چیزی، توسعهی تمدنی فرهنگ غربی را به مخاطبین نوید میداد.
این حقیقتی است که در پروژههای اقتصادی بزرگ در دنیا در حال رقم خوردن است؛ پروژههایی که در حاشیهی خود، اهداف فرهنگی و ارزشی را دنبال میکنند. شاید صدها نمونه از این محصولات را بتوان برای مثال بیان کرد.
🔹غفلت افراطی مسئولان از صحنه فرهنگ
همزمان با این تلاش های حیرت انگیز رقبا در مسیر توسعهی آرمانهای خود، رصد فرهنگ در داخل، گاهی کاشف از غفلت افراطی مسئولان امر در ایران است تا حدی که الگوهای موفق فرهنگی تولیدی هم ناخواسته، در مسیر توسعه هویت غربی است.
متاسفانه هنوز هم در کشور، نگاه به فرهنگ، نگاه بخشی است؛ در حکمرانی کلان کشور، اقتصاد و سیاست و فرهنگ هر چند در حوزهی تئوری، کاملا مترابط مطرح میشوند لکن در طرحها و اقدامات انضمامی و میدانی، این دو کاملا از هم تفکیک شدهاند.
رهبر معظم انقلاب بارها از این نقیصه پردهبرداری کردهاند، و به ضرورت برخورداری از پیوست فرهنگی برای همهی طرح های اقتصادی ازتولید تا واردات، تاکید کردهاند ولی متاسفانه گویا فاصلهی تصمیم گیران با ایشان، در درک افق تمدنی فرهنگ بسیار زیاد است که البته از عنصر نفوذ و خیانت هم در این امر، نباید غافل شد.
ادامه در فرسته بعدی👇👇👇
۱۳ بهمن
ادامه از فرسته قبلی👆👆👆
ایشان در بیاناتی در سال 1392 متذکر شدند که:
«ما گفتیم مسائل اقتصادی و مسائل گوناگون مهم، پیوست فرهنگی داشته باشد، معنای آن این است كه یك حركت اساسی كه در زمینهی اقتصاد، در زمینهی سیاست، در زمینهی سازندگی، در زمینهی فنّاوری، تولید، پیشرفت علم میخواهیم انجام بدهیم، ملتفت لوازم فرهنگی آن باشیم».۱۳۹۲/۰۹/۱۹
به نظر میرسد که یکی از مهم ترین علل مشکل آفرین در پیشرفت توأمان اقتصادی و فرهنگی، فقدان الگوی اقدامِ همسو با نظام ارزشی، در بخشها و نهادهای مختلف اقتصادی است؛ الگویی که اصل حاکم در همه ی اجزای آن، ضرورت نافی نبودن ارزش هاست.
📛بنیاد مستضعفان و برنامه جوکر
انشاءالله در آینده بیشتر در مورد بسترهای فرهنگیِ پیشرفت اقتصادی، خواهم نوشت اما آنچه که انگیزهی این یادداشت شد، خبری بود که انسان را پر از تناقض میکند. در خبرگزاریها منتشر شد که بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی مبلغ هنگفتی در قالب تبلیغات پنهان شرکت های زیر مجموعه خود، برای ساخت برنامه جوکر ۲ هزینه کرده است.
قابل انکار نیست که این هزینه ممکن است طی مدت کوتاهی جبران و بلکه همراه با رشد اقتصادی برای بنیاد باشد، لکن آنچه که به عنوان نقد به بنیاد وارد است، ترویج و اسپانسری برنامه ایست که لایق توصیف ابتذال و پوچی فرهنگی است. برنامه ای که به شکل پنهان و آشکار، قبح شکنی و قربانی کردن ارزشها را در پوشش طنز و نشاط، به تصویر میکشد.
جای تعجب است که مسئولین چنین نهاد انقلابی که منطقا، اقتصادی ترین طرح هایش هم ماهیت فرهنگی و ارزشی دارند، چرا اینقدر غیر مسئولانه و از سر غفلت و کاملا سود محور، با حمایت از چنین برنامهای، آگاهانه یا ناخودآگاه، در فرآیند ترویج رفتارهای نامناسب، تقلیل احترام به ارزش های فرهنگی، تقویت نگرشهای منفی اجتماعی، کاهش تعهدات اخلاقی، تشدید مصرف گرایی و نهایتا تغییر ارزش های ایرانی اسلامی، در سطح وسیع اجتماعی، مشارکت فعال پیدا می کنند.
شگفت انگیز است که در عصری که غربیترین اقتصادهای سود محور دنیا نیز، حتی اگر قائل به تقدم ارزشِ فرهنگ بر اقتصاد و سیاست نباشند، لکن تقدم رتبی فرهنگ بر این دو حوزه را پذیرفته و فرهنگ را جهت دهنده به اقتصاد و سیاست می دانند، چنین غفلتها و عدم تشخیص هایی را در این سطح مشاهده میکنیم.
بیشک اگر این حمایت از ناحیهی یک شرکت تجاری غیر منتسب به انقلاب صورت میگرفت، تا حدود زیادی توجیهپذیر بود لکن این اقدام از چنین نهادی، بسیار بسیار مورد نقد است و بایستی مورد تذکر جدی مسئولان نظارتی قرار بگیرد؛ نهادی خوش سابقه و مبارک که مشحون است از اقدامات درخشان در جهت محرومیت زدایی و توانمند سازی و لکن هر چه که سطح سفیدتر، سیاهی موجود در آن نیز نمایانتر.
@Tanbiholomah
۱۳ بهمن
📛خطای محاسباتی شورای عالی امنیت ملی
🖋مرتضی صادقی
بعد از فتنه ۱۴۰۱ بین دستگاههای متولی و نهادهای فرهنگی و حتی اشخاص حقیقی مؤمنین یک نوع بلاتکلیفی و عقب نشینی تلخ در بحث عفاف و حیا به وجود آمد و همه منتظر بودند حاکمیت چه تصمیمی خواهد گرفت. وقتی لایحه حجاب به قانون تبدیل شد و در مسیر ابلاغ قرار گرفت بسیاری امیدوار شدند که این بلاتکلیفی پایان مییابد و با برنامههای جدید روح دوبارهای در کار دمیده میشود.
❗️ اما ناگهان با ورود شورای عالی امنیت ملی ابلاغ لایحه متوقف شد و اعلام این خبر بلاتکلیفی و عقب نشینی نهادها و اشخاص را دو چندان کرد.
به نظر میرسد شورا در این زمینه دچار خطای محاسباتی شده است. زیرا از طرفی اهدافی که این تصمیم به دنبال آن است محقق نخواهد شد و از طرف دیگر رواج بی حیایی و بی عفتی که این روزها و خصوصا بعد از تصمیم شورای عالی امنیت ملی به شکل سرسام آوری سرعت گرفته، آسیبهای جبران ناپذیری دارد که ظاهرا شورا به آن توجه نداشته است.
🔻 اهدافی که محقق نخواهد شد:
1️⃣ برون رفت از مشکلات
شاید تصمیم گیران احساس کرده اند اگر فعلا انجام وظیفه غیر قابل انکار حاکمیت در زمینه حفاظت از عفاف و حجاب و بنیان خانواده را متوقف کنند گشایشی در امور کشور حاصل خواهد شد در حالی که قرآن به صراحت میفرماید «هرکسی تقوا پیشه کند خدا برای او راه برون رفت از مشکل قرار میدهد»(سورهطلاقآیه2) و در مقابل میفرماید «هرکس از یاد خدا رویگردان شود زندگی برای او تنگ میشود» (سورهطه124) و از مصادیق مهم یاد خدا، یادی است که هنگام معصیت برای جلوگیری از گناه انجام میشود ( کافیج2ص90)
2️⃣ اتحاد و وفاق
ممکن است تصمیم گیران فکر کرده باشند توقف ابلاغ لایحه باعث کم شدن تنش ها در بین جامعه و ایجاد همدلی خواهد شد، در حالی که قرآن نزدیک کردن دلها را فقط به دست خدای متعال میداند و میفرماید: «اگر خدا بین دلها الفت ایجاد نکند حتی با هزینه کردن هر آنچه در زمین است هم بین دلها الفت ایجاد نمیشود» (سورهانفالآیه63) و لذا محور وحدت را چنگ زدن به ریسمان خدا معرفی میکند. (سورهآلعمرانآیه103) و در مقابل ایجاد دشمنی را از اهداف شیطان میشمارد. (سورهمائده91) و پذیرش اراده شیطان را عامل خروج از نور و ورود به تاریکی ها معرفی میکند. (سورهبقره آیه 257)
3️⃣ کم شدن دشمنی ها و دسیسهها
شاید برداشت تصمیم گیران این بوده که با توقف ابلاغ این قانون از بهانه جویی ها و دشمنی ها کاسته میشود، درحالی که از طرفی زیر بار طاغوت نرفتن و نپذیرفتن اراده طاغوت هدف بعثت همه پیغمبران است. (سورهنحل آیه 36) و از طرف دیگر بهانه جویی و دشمنی طاغوت با این عقب نشینی ها تمام نخواهد شد و تا تحقق هدف نهایی طاغوت یعنی کافر شدن مومنین ادامه خواهد یافت. (سورهممتحنه1و2 )
🔻 آسیب هایی که جبران نخواهد شد:
1️⃣ طرد شدن مومنین
تصمیمات اینچنینی نه تنها همراهی مومنین با انقلاب را تضعیف میکند، بلکه عرصه زندگی را برای آنان روز به روز تنگ تر خواهد کرد تا جایی که برای برآورده کردن نیازهای خود مثل نیازهای تفریحی و یا حتی نیازهای ضروری درمانی دچار مشکل خواهند شد. باید توجه داشت که عامل قدرت، عنایت خدا و یاری مومنین است.(سورهانفال62) و طرد مومنین آثار جبران ناپذیری دارد و رویگردانی خدا را به دنبال خواهد داشت. (سورههود29و30)
2️⃣ قدم گذاشتن در وادی هلاکت
رواج بی حیایی و بی عفتی باعث افسار گسیخته شدن شهوت و تضعیف نهاد خانواده خواهد شد. امری که هم از آیات و روایات متعدد استفاده میشود و هم مصادیق عینی آن به روشنی در دنیا و در کشور خودمان پیش روی ماست. پر واضح است این مسئله جامعه را از درون بی هویت و پوک کرده و در مسیر خطرناکی قرار میدهد که بازگشت از آن هر روز سخت تر و پرهزینه از روز قبل خواهد بود. همچنین باید توجه داشت ایمان پیوند ناگسستنی با حیا دارد (اصولکافیج۳ص۲۷۵) و رواج بی حیایی یعنی تضعیف ایمان جامعه و هلاکتی بالاتر از این برای یک جامعه متصور نیست.
✅ کلمه آخر: محاسبه ای که چشم بر حقایق مهمی از این دست بپوشد و با چشم ظاهر بین به مسائل عالم نگاه کند غیرعاقلانه است هر چند ظاهر کارشناسی و عاقلانه به خود بگیرد.
@Tanbiholomah
۱۳ بهمن
۱۴ بهمن
۱۴ بهمن
♨️توصیه ای به آقای قنبریان
1️⃣مدتی است که جناب آقای قنبریان در تحلیلهای خود از مسائل و موضوعات مختلف، علاوه بر بیان نظر خویش، اتهامات و برچسبهایی را نیز به مخالفین فکری خود روا میدارد. این حجم برچسب زنی ها که گاهی اوقات با تندگوییهایی همراه میشود، به مرور افزایش پیدا کرده و به نقطه ای رسیده است که ابتدا برچسبها به مخالفین زده میشود و سپس اصل ادعا و نظر تبیین میگردد. ایشان خود بهتر میداند که این رویه مانع از شکل گیری گفتگوی علمی واقعی است. اگر در پی اصلاح اموراند درست آن است که اختلاف اندیشه و تفکر را پذیرفته و به دور از هرگونه سرکوب اخلاقی طرف مقابل و صرفاً با کمک استدلال و منطق، دیدگاه خود را به کرسی بنشانند.
2️⃣همانطور که مقام معظم رهبری در همان پیام تاریخی خود در موضوع جنبش نرم افزاری بر رعایت اخلاق تأکید ویژه نمود و چنین فرمود:
«آن روز که سهم «آزادی»، سهم «اخلاق» و سهم «منطق»، همه یکجا و در کنار یکدیگر اداء شود، آغاز روند خلاقیت علمی و تفکر بالنده دینی در این جامعه است و کلید جنبش «تولید نرمافزار علمی و دینی» در کلیه علوم و معارف دانشگاهی و حوزوی زده شده است. بی شک آزادیخواهی و مطالبه فرصتی برای اندیشیدن و برای بیان اندیشه توأم با رعایت «ادب استفاده از آزادی»، یک مطالبه اسلامی است و «آزادی تفکر، قلم و بیان»، نه یک شعار تبلیغاتی بلکه از اهداف اصلی انقلاب اسلامی است.»
3️⃣برای جلوگیری از انسداد فضای گفتگوی علمی، صحیح آن است که آقای قنبریان مخالفین خود را با عناوینی چون «طالبان» و «متحجر» ننواخته و تلاش خویش را معطوف به استحکام بیانات خود ساخته و در مقام نقد علمیِ دیدگاه مخالفین خود برآید. به ویژه اگر مخالفین هم از کسانی باشند که مانند ایشان دل در گرو آرمانهای انقلاب اسلامی دارند. و علی الخصوص در مسئله مهمی چون «جایگاه مردم در حکومت اسلامی» آراء متفاوتی غیر از رأی ایشان وجود دارد که هم مبتنی بر ادله بوده و هم امکان استناد به دیدگاه امامین انقلاب را دارد. حال، چرا آقای قنبریان خود را مجاز میداند که به دیدگاه مخالف اتهام بزند؟ باید همگان بکوشیم تا موضوعاتی چون «مردم سالاری دینی» از ساحت خطابه بیرون رفته و در فضای علمی طرح گردیده و به محک استدلال و برهان گذاشته شود.
@Tanbiholomah
۱۴ بهمن
۱۵ بهمن