ولی من
وسط 'روز' دلم برات تنگ میشه
وسط 'کار' دلم برات تنگ میشه
وسط 'خیابون' دلم برات تنگ میشه
وسط 'دنیا' دلم برات تنگ میشه
وسط 'کلاس' دلم برات تنگ میشه
وسط 'مدرسه'دلم برات تنگ میشه
میدونی شاید ، دلم که نه
انگار 'جانم' برات تنگ میشه :)
گفت از کجا فهمیدی عاشق شدی؟
گفتم وقتی پیدایش کردم
یه حس امن و آشنایی داشتم
که انگار بعدِ یه سفر طولانی ؛ رسیدم خونه 🫀🔗
هوشنگ ابتهاج سال ها از
ارغوانش شعر می خواند و صدایش میزد؛
اما،من نمی توانم برایت شعر بگویم
پس زیباترین کتاب را درمورد چشم هایت مینویسم....