#تلخ
بچه بودم تو مدرسه بغل دستیم صد تومن گم کرده بود گریه مى کرد. دلم سوخت صد تومن هفتگیمو یواشکى از کیفم دراوردم انداختم زیر میز. معلم بعد از کلاس منو نگه داشت بهم گفت دیدم پولشو از تو کیفت دراوردى انداختى زیر میز. هرچى توضیح دادم باورش نشد، بغل دستیمم جاشو عوض کرد.
همه م بهم گفتن دزد:)
✍ @TextRoom
#سخنان_ناب
مفهوم ماتریکس با واقعیت ما تفاوتی چندانی نداره !
از خواب بلند میشویم عادت ها را انجام میدیم
و به خواب میرویم تا فقط بیدار شویم ؛
و دوباره همان کارها را انجام دهیم ، مثل این است که
وجود داریم اما احساس زنده بودن نمیکنیم ...
#کیانو
✍ @TextRoom
#سخنان_ناب
کاش آنقدر خوب باشم که
سرت را بالا بگیری و همینطور
که به من اشاره میکنی با افتخار بگویی ؛
او فرزند من است !
باید پدر باشی تا بفهمی چه لذتی
دارد پز فرزند را دادن ...
#علی_قاضی_نظام
✍ @TextRoom
#سخنان_ناب
ماهی ها گریه شان دیده نمیشود !
گرگ ها خوابیدنشان عقاب ها سقوطشان
و انسان ها درونشان ...
#حسین_پناهی
✍ @TextRoom
#سخنان_ناب
ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه !
تا دهنشو باز میکرد آب میرفت تو دهنش و نمیتونست
بگه ؛ دست کردم تو آکواریوم درش آوردم ...
شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن ، دلم نیومد
دوباره بندازمش اون تو ؛
اینقدر بالا پایین پرید تا خسته شد خوابید !
دیدم بهترین موقعه تا خوابه دوباره بندازمش تو آب
ولی الان چند ساعته بیدار نشده یعنی فکر کنم بیدار شده ،
دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب !
این داستان رفتار ما با بعضی آدمای اطرافمونه
دوسشون داریم و دوستمون دارند ولی اونارو نمیفهمیم ؛
فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتار
رو با اونا میکنیم ...
#خسرو_شکیبایی
✍ @TextRoom
#سخنان_ناب
حواسم پرت زیباییت شد !
من دست و پا چُلفتی
نصف بیشتر شعرم را ریختم زمین
فقط ماند ؛
یک دوستت دارم ساده ...
#حامد_نیازی
✍ @TextRoom