خسته شدم، کافیه بنظرم. خودشون فهمیدن
جاشون توی ایتا نیست. اما برای چاشنی کار :
تکستهاب
خسته شدم، کافیه بنظرم. خودشون فهمیدن جاشون توی ایتا نیست. اما برای چاشنی کار :
یه اسکی ضایع، از یه چنل روبیکایی بــــه
اسم انجمن مرکزی، انجمن مرکزی یه نهاد
توی روبیکاست که انسجام و اتحاد رو به
سایر مجموعههای گیم متنی میده
حالا روبیکایی جماعت مستقر در ایتا اومده
و ایده بقیه رو به اسم خودش زده و منتشر
کرده، داداش بیخیال شو.😭
چرا به روبیکاییا اعتماد نکنیم؟
+ چون چیزی از خودشون ندارن. طرحشون، اسمشون، هدفشون همه کپی دست چندم از روبیکاعه.
+ چون اومدن از خلاقیت ما عکس بردارن، ببرن به اسم خودشون بزنن. این آدما نه اصالت دارن، نه تعهد.
+ چون هدفشون آبادی گیم متنی ایتا نیست. اومدن نیرو جمع کنن، بعد شما رو خرج اهداف خودشون کنن.
+ اینا رو ما از اولش هم میدونستیم. کافیه چشاتون رو باز کنین. ما همه چی رو خودمون ساختیم، پس گول ویترین قشنگ روبیکاییا رو نخورین.
📚 تکستهاب | #بررسی_موردی
چرا فلان جامعه سقوط کرد؟
یه جامعه فرضی رو تصور کنید حدود ۱۰۰ تا عضو داشته. همه چی براشون از بیرون اومده بود. ایده، نقشه، اسم. خودشون چیزی نساخته بودن. بعد این جامعه اومد تو یه فضای جدید. به جای اینکه یاد بگیره چطور کار کنه، شروع کرد به تقلید. نه تقلید از بهترینها، تقلید از دم دستیها. هرچی میدیدن، کپی میکردن. اعضای قدیمی این فضا بهشون محل نمیذاشتن. اونم به جای اینکه بپرسه چرا؟، شروع کرد به متهم کردن. هرجا یه مشکلی پیش میومد، مقصر یکی دیگه بود. هیچوقت خودشون نبودن.
جلسه هم که میذاشتن، درها بسته بود. گپها مخفی. نقشهها پشت پرده. ولیخب، هیچی مخفی نمیمونه. یکی لو میداد، یکی میفهمید، یکی میگفت. همیشه همینطوره. وقتی ازشون پرسیدن برنامتون چیه؟، جواب نداشتن. فقط میگفتن اونا شروع کردن، ما جواب میدیم. قربانی نمایی کردن، آسون ترین کار دنیاست. ولی هیچوقت جلوی سقوط رو نمیگیره.
این جامعه الان کجاست؟ نیست. چون نه اصالت داشت، نه برنامه، نه شفافیت. فقط یه سری آدم بودن که فکر میکردن با کپی کردن و متهم کردن بقیه، میتونن بمونن.
📚 تکستهاب | نکته روز
یه جامعه واقعی رو از کجا بشناسیم؟ از اینکه مالک ایدههاش خودشه، کپی جایی نیست. از اینکه مشکلاتش رو پشت درهای بسته حل میکنه، نه توی گپ عمومی. از اینکه قربانی بازی نمیکنه.
اگه یه روز دیدی یه جمع فقط بلدن بگن «ما رو نخواستن»، بدون که اون جمع هنوز هیچی از خودش نداره. چون اونی که داره میسازه، وقتش رو صرف توجیه نمیکنه.
📚 تکستهاب | مدیرا بخونن!
تابستون برای گیمهای متنی، مثل یک شمشیر دولبه است. از یک طرف، پلیرها وقت آزاد بیشتری دارن و فرصت جذب پلیر تازه نفس بالاست. از طرف دیگه همین وقت آزاد توقع رو بالا میبره و رقابت بین پلیرا شدیدتر میشه. اگر مدیری، این سه چالش کلیدی رو مدیریت نکنه، تابستان براش بجای فرصت به یه جهنم تبدیل میشه.
چالش اول هجوم پلیرای تازه کار و بیانگیزه است.
تابستان یعنی ورود پلیرهایی که شاید اولین باره گیم متنی بازی میکنن. اونا پر از شوق هستن، اما هیچ چیز از قوانین و روند بازی نمیدونن. اگر یه مدیر، برنامهای برای آموزش سریع و تعیین سطح این پلیرها نداشته باشه، خیلی زود گیمش پر میشه از رولهای فاجعهبار و ناامیدی. بهتره یه گپ کوچیک براشون بزنید توی گیم خودتون و سوالات اولیه رو پاسخ بدید.
از طرفی ما چالش دیگری هم داریم. پلیرهای قدیمی شما، ستون فقرات گیم هستن. اما توی تابستون، اونا یا به سفر میرن، یا حوصلشون از روند تکراری گیم سر میره و به گیمای دیگه نگاه میکنن. از دست دادن یک پلیر حرفهای، از نیومدن ده پلیر تازه کار بدتره. باید براشون یه تجربه جدید بسازید. تجربهای که جای دیگه نشه پیداش کرد...
بزرگترین اشتباه یه مدیر توی تابستون ممکنه این باشه که فکر میکنه باید ۲۴ ساعته آنلاین باشه. این کار در هفته اول جواب میده، اما در هفته دوم یا سوم، مدیرو دچار فرسودگی و بیزاری از گیم میکنه.
سلام
اینجا قراره بهترین پلیر های گیم متنی رو به همراه ویژگی هاشون معرفی کنیم
لینک :
https://eitaa.com/Hall_Of_Fame_Textgame
فردا توی همین چنل در مورد المپیک صحبت میکنیم. برای همه شما یک سری سوالات پیش اومده که لازمه بصورت عمومی بهشون جواب بدیم.